مجله سلامتی نبض

ز نبض آگه شوی بر حال دل
صفحه اصلی > روانشناسی : روانشناسی عشق

روانشناسی عشق

روانشناسی عشق

چندین دهه است که محققان در مورد عشق تحقیق می‌کنند. ما به نتایج برخی از اندیشمندان در مورد ریشه و روانشناسی عشق می‌پردازیم.

برای رسیدن به یک درک کامل و علمی از روانشناسی عشق، اول باید تعریف آن را بدانیم. عوامل مختلف دخیل در عشق و انواع مختلف عشق را بشناسیم.

قدیمی‌ترین تعریف عشق در روانشناسی متعلق به فروید است. در تعریف عشق از نظر فروید، عشق والایش میل جنسی است.

تعریف عشق در انجمن روانشناسی آمریکا

اما در روانشناسی جدید، انجمن روانشناسی آمریکا یک تعریف روان‌پویشی از عشق ارائه می‌دهد و آن را به عنوان یک احساس پیچیده توصیف می‌کند که شامل موارد زیر است:

  • احساس محبت نسبت به معشوق
  • حس لطافت نسبت به معشوق
  • حساسیت نسبت به واکنش‌های معشوق و تمایل برای فراهم کردن شرایطی برای آرامش خیال او
  • تجربه لذت به خاطر حضور معشوق
  • تعلق خاطر به معشوق

این ترکیب از احساسات، عشق است.

تعریف دیگری در روانشناسی عشق

عشق یک تجربه احساسی قدرتمند و پیچیده است که شامل تغییراتی در شیمی بدن از جمله انتقال‌دهنده‌های عصبی (مواد شیمیایی مغز) می‌شود. این امر به راه‌های مختلفی بر روابط اجتماعی و نحوه ارتباط با اطرافیان تاثیر می‌گذارد.

انواع مختلفی از عشق در روانشناسی عشق وجود دارد. عشقی که با شریک زندگی خود سهیم هستیم، عشق به خانواده و دوستان و… . عشق، ما را پر از احساسات می‌کند، احساساتی متفاوت، از شادی گرفته تا دل‌شکستگی.

عشق یک احساس محبت، لطافت یا فداکاری شدید نسبت به یک شخص است. وقتی کسی را دوست دارید، احساسات لذت‌بخشی را در کنار او تجربه می‌کنید و به واکنش‌های او نسبت به خودتان حساس هستید.

نظریه مثلثی عشق استرنبرگ

بر اساس نظریه روانشناس آمریکایی دکتر رابرت استرنبرگ عشق سه ضلع دارد:

  • صمیمیت و نزدیکی
  • تعهد و وفاداری
  • اشتیاق و میل شدید جنسی، کشش به بدن و فیزیک

این نظریه 7 نوع عشق مختلف را توضیح می‌دهد. در ادامه به این انواع عشق می‌پردازیم.

هفت نوع عشق در نظریه استرنبرگ شامل طیفی از انواع رابطه می‌شود:

  • دوستی: در این نوع رابطه، تعهد یا اشتیاق فیزیکی وجود ندارد. فقط یک صمیمیت عاطفی وجود دارد.
  • شیفتگی: تعهد و صمیمیت وجود ندارد. فقط اشتیاق و میل جنسی شدید دیده می‌شود.
  • عشق تهی: چیزی که استرنبرگ آن را عشق خالی می‌نامد یک رابطه متعهدانه است که فاقد شور و شوق و صمیمت است. مانند حسی که در یک ازدواج سنتی ممکن است وجود داشته باشد. یا وقتی که دو نفر پس از سالها رابطه، اکنون صمیمیت و اشتیاقی به یکدیگر ندارند.
  • عشق رمانتیک: در رابطه رمانتیک، در یک رابطه عاشقانه هستید. اشتیاق فیزیکی و صمیمیت در رابطه شما دیده می‌شود ولی هیچ برنامه یا تعهد طولانی مدتی ندارید.
  • عشق رفاقتی: به یکدیگر تعهد دارید و بین شما صمیمیت وجود دارد اما شور و شوق از بین رفته است.
  • عشق ابلهانه: اگر شور و شوق بدون صمیمت عاطفی شما را به نامزدی و ازدواج سوق داده این عشق ابلهانه است.
  • عشق کامل: عشق کامل هدف بسیاری از افراد در زندگی و ازدواج است. این نوع عشق شامل تعهد، اشتیاق و صمیمیت عاطفی است.

به‌طور خلاصه:

عشق اشکال مختلفی دارد. ولی تنها شکل درست آن در رابطه و روانشناسی عشق، عشق کامل است.

نظریه زیک روبین در روانشناسی عشق

زیک روبین، روانشناس، با تمرکز ویژه بر عشق رمانتیک از طریق یک تعریف شناختی به واقعیات معین و مبتنی بر روانشناسی عشق اشاره داشت. او نظریه‌ای را مطرح کرد که بر اساس آن عشق رمانتیک از 3 عنصر زیر تشکیل شده است:

  • دلبستگی: به معنای نیاز فرد به وابستگی به شریک زندگی خود و مراقبت از او است.
  • مراقبت: توجه به شادی شریک زندگی خود به اندازه شادی خود فرد، همراه با آمادگی برای کار در جهت بهبود رفاه شریک زندگی خود
  • صمیمیت: نیاز به در میان گذاشتن افکار، احساسات، و اسرار خصوصی با شریک زندگی خود به همراه وفاداری در رابطه که این احساس را به دنبال داشته باشد که او تنها فردی است که شریک زندگی‌اش با او اینچنین صمیمی و صادق است.

روبین دو پرسشنامه برای اندازه‌گیری سطوح این مولفه‌ها ایجاد کرد. تحقیقات او بین دوست داشتن و عاشق بودن تفاوتی را پیدا کرد. دوست داشتن معمولا با احساسات آرام‌تری مانند خوشایندی، احترام و گرمی همراه است.

از سوی دیگر دوست داشتن عاشقانه یک نفر احساسات قوی‌تر و حتی تهاجمی‌تر و همچنین تمایل به جنگیدن برای شریک زندگی و رابطه‌اش دارد.

تحقیقات روبین همبستگی‌هایی بین عشق عاشقانه و اشتیاق، مالکیت و فداکاری پیدا کرده است. کسانی که در مقیاس عشق و محبت نمره بالاتری داشتند، بیشتر به چشم‌های یکدیگر خیره می‌شدند. آنهایی که برای شریک زندگی خود احساسات شدیدی دارند در مقایسه با زوج‌هایی که فقط قدردان یکدیگر هستند به احتمال بیشتری تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

عشق می‌تواند در زمینه‌های مختلف رشد کند و باعث عشق ورزیدن به اشخاصی غیر از شریک عاطفی خود شود.

روانشناسی عشق در مغز

تحقیقات انجام شده در سال 2016 به نوروپپتیدها و انتقال‌دهنده‌های عصبی به‌عنوان منبع عشق، اشاره می‌کند. احساس عشق به ما کمک می‌کند تا با دیگران پیوند ایجاد کنیم. ترشح این مواد شیمیایی طبیعی منجر به حمایت متقابل، تولید مثل و مشارکت می‌شود که در نهایت به بقای ما کمک می‌کنند.

تعامل چند انتقال‌دهنده عصبی در مغز منجر به حسی به نام عشق می‌شود.

دلبستگی جزئی از عشق است. پیوندهای دلبستگی قوی، پستانداران را از بسیاری از انواع دیگر حیوانات متمایز می‌کند. اگر چه موجودات دیگر مانند ماهی‌ها و پرندگان نیز برای کمک به زنده ماندن، ارتباطات اجتماعی قوی ایجاد می‌کنند.

یک بررسی در سال 2017 چهار نوع پیوند دلبستگی بین پستانداران را به شرح زیر توصیف می‌کند:

  • پیوندهای جفتی یا همان پیوند عاطفی با جنس مخالف است، که در آن یک ارتباط عاطفی نزدیک و بلندمدت ایجاد می‌کنند.
  • پیوندهای بین والدین و نوزادانشان
  • پیوندهای بین همسالان
  • پیوندهای همسان یا پیوندهای بین افراد یک گونه مانند بشردوستی

بیشتر موارد عشق انسانی در این دسته‌بندی‌ها قرار می‌گیرند. برای مثال، عشقی که به یک دوست صمیمی احساس می‌کنید می‌تواند به‌عنوان پیوند همسالان طبقه‌بندی شود.

رابطه عاشقانه نوعی پیوند جفتی است که می‌تواند به‌عنوان جذابیت متقابل شروع شود و در طول زمان به عشق تبدیل شود.

وقتی کسی را دوست دارید از همراهی او لذت می‌برید و به رفاه و خوشحالی او اهمیت می‌دهید و این احساسات بی‌قید و شرط هستند.

اثرات فیزیکی عشق در روانشناسی عشق

عشق بیشتر از برقراری پیوند با فرد دیگر می‌تواند بر سلامت جسمانی تاثیر بگذارد.

عشق ممکن است بر سیستم ایمنی شما تاثیر بگذارد. یک مطالعه در سال 2019 نشان داد که عاشق شدن منجر به تغییراتی در سیستم ایمنی بدن می‌شود که شبیه به پاسخ‌های محافظ عفونت ویروسی است.

مطالعه‌ای در سال 2021 نشان داد اگر دو موش تومور داشته باشند، موشی که پیوند عاطفی با جنس مخالف دارد، احتمال کمتری در رشد تومور دارد.

آیا می توانید عاشق شدن را کنترل کنید؟

ممکن است تصور کنید بر احساس عشقی که دارید کنترلی ندارید، اما منبع مورد اعتماد تحقیقات در روانشناسی عشق، خلاف این را می‌گوید. عشق را می‌توانید با ایجاد احساسات جدید یا تغییر شدت احساسات خود، تنظیم کنید.

راهبردهای تنظیم هیجانی عبارتند از:

  • انتخاب موقعیت: موقعیت‌ها احساسی در شما ایجاد می‌کنند، بر اساس آن یا از موقعیت‌ها اجتناب می کنید یا سعی می‌کنید خود را در آن موقعیت قرار دهید.
  • حواس پرتی: درگیر شدن در یک فعالیت دیگر برای کاهش احساسات خود
  • سرکوب کردن: پنهان کردن احساسات خود
  • ارزیابی مجدد شناختی: افکار خود را تغییر دهید تا احساسات شما تغییر کند.

بنابراین اگر دچار یک عشق نامناسب شده اید، می‌توانید ذهن خود را از آن دور کنید.

مترجم، کارشناس روان‌شناسی
پست های مرتبط

بهترین درمان کمال گرایی چیست؟ + درمان شناختی رفتاری

بهترین درمان کمال گرایی درمان شناختی رفتاری است. کمال گرایی داشتن این…

29 اردیبهشت 1403

 ۱۳ مورد از مهم‌ترین سؤالات مشاوره قبل از ازدواج

 نقش سؤالات مشاوره قبل از ازدواج و شناخت درست قبل از ازدواج…

22 اردیبهشت 1403

 افسردگی بعد از زایمان

 یکی از انواع افسردگی که شاید به گوشتان خورده باشد، افسردگی بعد…

25 فروردین 1403

دیدگاهتان را بنویسید