برچسب: رشد فردی

  • 5 راه برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات

    5 راه برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات

    مدیریت سلامت روان در تعطیلات مهم است. گفته می‌شود روزهای شروع سال نو، شادترین زمان سال است. اما برای بسیاری از مردم، فصل تعطیلات در واقع غم‌انگیزترین یا تنهاترین زمان سال است. از فشار مالی گرفته تا اختلال در عملکرد خانواده. تعطیلات می‌تواند مشکلات موجود را تشدید کند. آنها همچنین می‌توانند مسائل جدیدی مانند فشار برای انتخاب هدیه عالی یا فشار برای میزبانی مجالس بزرگ تعطیلات را مطرح کنند.

    بنابراین جای تعجب نیست که تحقیقات نشان می‌دهد مشکلات سلامت روان در این فصل از سال افزایش می‌یابد. یک نظرسنجی در سال۲۰۱۴ توسط NAMI نشان داد که ۶۴٪ از افراد مبتلا به یک بیماری روانی می‌گویند علائم آنها در طول تعطیلات بدتر می‌شود.

    میزان درخواست مراجعان برای جلسات در درمان اغلب در این فصل از سال کاهش می‌یابد. شاید آن‌ها احساس می‌کنند بیش از حد خسته و پرمشغله هستند که نمی‌توانند برای خودشان وقت بگذارند تا بتوانند در جلسان روان‌درمانی حضور پیدا کنند، حتی وقتی می‌دانند که مشکلی دارند.

    استرس تعطیلات فقط برای آن دسته از افرادی نیست که قبلاً مبتلا به افسردگی، اضطراب یا سایر مسائل مربوط به سلامت روان تشخیص داده شده‌اند. بسته به اینکه کدام نتایج نظرسنجی را می‌خوانید، ادعاهای اینترنتی در جایی مدعی بود که بین ۳۸ تا ۷۰ درصد از مردم در طول تعطیلات گزارش می‌کنند که استرس بیشتری دارند.

    اما احتمالاً برای تأیید صحت آن، نیازی به مطالعه در مورد آن ندارید. این احتمال وجود دارد که استرس را احساس کنید و آن را در اطرافیان خود ببینید.

    خوشبختانه، کارهایی وجود دارد که می توانید برای مدیریت سلامت روان خود در شلوغ ترین فصول تعطیلات، انجام دهید. در اینجا پنج کار وجود دارد که می‌توانید برای حفظ سلامت روانی تا حد ممکن در این فصل از سال انجام دهید.

    بیشتر بخوانید: ۵ قدم برای اینکه دیگران با شما درست رفتار کنند

    ۱. برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات یک هدف برای تعطیلات ایجاد کنید

     قبل از اینکه خیلی عمیق به برنامه‌ریزی تعطیلات و جشن‌ها بپردازید، مکث کنید و از خود بپرسید که می‌خواهید تعطیلات امسال چگونه باشد.

    آیا می‌خواهید روی گذراندن وقت با خانواده خود تمرکز کنید؟

    آیا می خواهید یک مهمانی بزرگ در تعطیلات برگزار کنید که در آن همه را دور هم جمع کنید؟

    آیا می خواهید یک فصل تعطیلات آرام و کم استرس داشته باشید که در آن کار غیرعادی انجام ندهید؟

    داشتن این هدف به شما کمک می کند تصمیم بگیرید به چه چیزی بله بگویید و کدام دعوت و فرصت را رد کنید. اگر هدف شما گذراندن وقت باکیفیت با خانواده است، ممکن است کمتر نگران بی نقص بودن دکوراسیون باشید (مگر اینکه دکوراسیون به شما زمان با کیفیتی بدهد). اگر هدف شما میزبانی یک گردهمایی بزرگ است، ممکن است بسیاری از دعوت‌نامه‌های دیگر را رد کنید تا بتوانید روی آماده شدن برای مهمانی که قرار است برگزار کنید تمرکز کنید. هنگامی که یک هدف دارید، راحت‌تر می‌توانید بدانید که به کدام دعوت‌نامه‌ها باید بله بگویید و کدام فرصت‌ها را رد کنید.

    ۲. برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات محدودیت‌های زمانی را تعیین کنید

    بسیاری از استرس‌های تعطیلات از این احساس ناشی می‌شود که انگار زمان کافی برای انجام کارها وجود ندارد. یکی از راه‌های حل این مشکل، تعیین محدودیت‌های زمانی معقول برای خود است. اگر معمولاً ساعت‌های بی‌شماری را صرف خرید هدیه می‌کنید، برای مدت زمانی که می‌خواهید خرید کنید (آنلاین یا در فروشگاه) محدودیت زمانی تعیین کنید.

    وقتی ضرب الاجل داشته باشید، کارآمد خواهید بود. به مرکز خرید بروید یا وارد یک سایت شوید و فکر کنید: “من دو ساعت فرصت دارم برای شش نفر هدیه بخرم.” برای کارهایی که در زمان تمام شدن زمان انجام خواهید داد، برنامه‌ای داشته باشید. به عنوان مثال، ممکن است به خودتان بگویید که دو ساعت خرید می‌کنید و اگر همه هدایایی را که می‌خواهید پیدا نکردید، کارت هدیه می‌خرید.

    برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات شما می توانید این کار را برای سایر کارهای تعطیلات نیز انجام دهید. برای اینکه چند ساعت صرف پخت و پز، تزئین یا انجام کارهای دیگری کنید که دوست ندارید انجام دهید، اما زمان زیادی را می‌گیرند، محدودیتی تعیین کنید. در غیر این صورت، زمانی که فکر می‌کنید این کار فقط دو ساعت از وقت شما را می‌گیرد، ممکن است هشت ساعت صرف پختن خوراکی‌های تعطیلات کنید.

    ۳. برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات فعالیت‌هایی را برنامه‌ریزی کنید که برای سلامت روان شما مفید هستند

    در مورد برنامه خود فعال باشید تا از پر شدن تمام وقت شما با فعالیت‌های اضافی تعطیلات جلوگیری کنید. مواردی را در تقویم خود قرار دهید که امسال قدرت ذهنی شما را تقویت می‌کند. گاهی اوقات، چیزهای ساده – مانند تماشای فیلم مورد علاقه خود به تنهایی یا خواندن یک کتاب خوب – ممکن است به تقویت روحیه شما کمک کند. به آن فعالیت‌های سالم به عنوان یک سرمایه‌گذاری فکر کنید. اگر برای انجام کارهایی که برای سلامت روان شما مفید است وقت بگذارید، صبر، انرژی و شادی بیشتری برای مقابله با فعالیت‌های استرس زا خواهید داشت.

    ۴. برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات چیزهایی را که برای سلامت روان شما مفید نیستند محدود کنید

     تعطیلات وسوسه انگیز است که باعث می‌شود به طرق مختلف زیاده‌روی کنید. از خوردن یا نوشیدن بیش از حد، تا خرج کردن بیش از حد، زیاده‌روی بر سلامتی شما تأثیر می‌گذارد. تله‌های شخصی خود را شناسایی کنید.

    شاید دوست داشته باشید زمانی که برای دیگران خرید می‌کنید، مقدار زیادی خوراکی برای خود نیز بخرید. تنها برای یک دقیقه احساس خوبی در شما ایجاد می‌کند و وقتی صورت حساب‌ها را می‌بینید استرس بیشتری به زندگی شما می‌افزاید.

    یا شاید شما عاشق خوردن شکلات، کلوچه و آب نبات در تعطیلات هستید. اما، زمانی که بعداً به دلیل افت قند احساس سستی می‌کنید، از تصمیمات خود پشیمان می‌شوید.

    شاید شما زمان زیادی را صرف نگاه کردن به کارهایی که دیگران در رسانه‌های اجتماعی انجام می‌دهند می‌کنید. برای چند دقیقه از احساس بی‌حوصلگی شما جلوگیری می‌کند، اما ممکن است شما را به این باور برساند که بقیه تعطیلات پر از شادی را با دوستان و خانواده سپری می‌کنند در حالی که شما تنها کسی هستید که در خانه نشسته‌اید و در رسانه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانید.

    بنابراین مراقب چیزهایی باشید که در کوتاه مدت شما را وسوسه می‌کنند اما در دراز مدت باعث می‌شوند احساس بدتری داشته باشید. و در مورد محدود کردن آنها هوشمندانه عمل کنید. این ممکن است به این معنی باشد که اگر با خوراکی‌های شیرین وسوسه می‌شوید، مقدار مشخصی از هزینه‌ها را تعیین کنید یا استفاده از رسانه‌های اجتماعی خود را زیر نظر بگیرید.

    ۵. برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات با “آزمون سال گذشته” همه چیز را در چشم انداز قرار دهید

    استرس تعطیلات می‌تواند بر طرز فکر شما در مورد خود، شرایط و سایر افراد تأثیر بگذارد. ممکن است فکر کنید بعضی چیزها خیلی بیشتر از آنها اهمیت دارند، که می‌تواند سطح استرس شما را حتی بیشتر افزایش دهد و یک چرخه معیوب ایجاد کند.

    وقتی به چیزهایی مانند “من باید هدیه عالی را پیدا کنم” فکر می‌کنید، مکث کنید و “آزمون سال گذشته” را اعمال کنید. از خود بپرسید که در سال گذشته چند هدیه را به خاطر می آورید؟ شاید هیچ هدیه‌ای را از یک سال پیش به یاد نیاورید. سپس، به آینده فکر کنید. چقدر محتمل است که این شخص هدیه‌ای را که سال آینده گرفتید به خاطر بیاورد؟ اصلا محتمل نیست.

    این استراتژی را برای سایر موارد تعطیلات نیز اعمال کنید. اگر به خودتان فشار می آورید که به زیبایی تزئین کنید، از خود بپرسید که دکوراسیون دیگران در سال گذشته چگونه به نظر می‌رسید. احتمالاً نمی توانید به یاد بیاورید بنابراین به خود یادآوری کنید، هیچ کس به یاد نخواهد آورد که دکوراسیون شما در سال آینده چگونه به نظر می‌رسد. هر زمان که به خود فشار می‌آورید تا کارهای بیشتری انجام دهید یا دیگران را تحت تاثیر قرار دهید، از “آزمون سال گذشته” برای در نظر گرفتن همه چیز استفاده کنید. این می‌تواند به شما یادآوری کند که بسیاری از کارهایی که احساس می‌کنید موظف به انجام آنها هستید، آنقدر که فکر می کنید اهمیتی ندارند.

    برای مدیریت سلامت روان در تعطیلات بدانید که اگر تعطیلات شادترین زمان سال شما نیست، اشکالی ندارد. شما مجبور نیستید وانمود کنید که شاد هستید. در واقع، اگر با کسی که به او اعتماد دارید در مورد برخی از چالش‌هایی که تجربه می‌کنید صحبت کنید، ممکن است متوجه شوید که او نیز کمی آزادانه‌تر در مورد چالش تعطیلات خود صحبت می‌کند. اگر امسال دچار پریشانی زیادی در تعطیلات هستید، با پزشک خود قرار ملاقات بگذارید یا در صورت امکان با یک درمانگر صحبت کنید تا بتوانید ابزارهای مورد نیاز برای احساس بهتر را دریافت کنید.

  • ۱۰ نشانه که نشان می‌دهد در تعیین حد و مرز مشکل دارید

    ۱۰ نشانه که نشان می‌دهد در تعیین حد و مرز مشکل دارید

    آیا تا به حال پیش آمده است که با این حال که کار اشتباهی نکرده باشید از دیگران عذرخواهی کنید؟

    آیا همیشه نیاز و خواسته دیگران را نسبت به احتیاجات خودتان در اولویت قرار می‌دهید؟

    آیا اگر کسی در اطرافیانتان حال خوبی ندارد؛ شما نیز حالتان بد می‌شود و انرژی‌تان پایین می‌آید؟

    اینها همگی زمانی اتفاق می‌افتند که ما برای خودمان حدومرز سالمی مشخص نکرده‌ایم.

    حدومرز در معنای اصلی آن به این معنی است که متوجه باشیم چه زمانی متوقف شویم در حالی که بقیه شروع می‌کنند. اینها محدودیت‌هایی هستند که سلامت کلی ما و کسانی که با آنها در ارتباط هستیم را حفظ می‌کنند.

    این محدودیت‌ها راجع به به عهده گرفتن مسئولیت و کنترل رفتارها و واکنش‌های ما است. عملا حد و مرزها چگونگی تعامل ما با دیگران را مشخص می‌کند.

    از آنجایی که ما نمی‌توانیم دیگران را کنترل کنیم، پس حد و مرزها چیزی نیستند که به دیگران بگوییم نمی‌توانند انجام دهند. با این حال اینکه به دیگران بگوییم چه چیزی ما را ناراحت کرده مفید است. اما به جای آن حد و مرزها صحبت درباره این است که ما چه کاری خواهیم کرد و چه کاری نخواهیم کرد. مثلا اگر جلو دیگران باز هم سر من داد بزنی؛ دیگر با تو بیرون نخواهم آمد. خب با داشتن این مطالب در ذهن به سراغ 10 نشانه که نشان می‌دهد شما با تعیین حد و مرز مشکل دارید؛ می‌رویم.

    ۱. در تصمیم گیری مشکل داریم.

    دلایل مختلفی وجود دارد که ما در تصمیم گیری مشکل داریم. برای مثال انقدر که در کل زندگیمان انرژی زیادی را صرف خوشحال کردن بقیه کرده‌ایم و آنها را در اولویت قرار داده‌ایم، واقعا نمی‌دانیم از چه چیزی خوشمان می‌آید و از چه چیزی خوشمان نمی‌آید.

    بنابراین زمانی که به ما فرصتی داده می‌شود که تصمیم بگیریم ذهن ما به جایی قد نمی‌دهد و ما واقعا نمی‌دانیم چه کار می‌خواهیم بکنیم.

    دلیل دیگر می‌تواند این باشد که ما اصلا نمی‌دانیم چه چیزی درست و چه چیزی غلط است. ممکن است بین چیزی که خودمان می‌خواهیم و چیزی که دیگری می‌خواهد گیر کرده باشیم. ممکن است نگران این باشیم که اگر کاری که خودمان می‌خواهیم را انجام دهیم خودخواه هستیم یا دیگری را ناراحت می‌کنیم.

    ۲. اگر نه بگوییم حس عذاب وجدان، یا حس خودخواه بودن پیدا می‌کنیم.

    زمانی که در تعیین حد و مرز مشکل داریم، همه چیز را سیاه و سفید می‌بینیم و فکر می کنیم حد و مرز یعنی یا کلا نظر من، یا کلا نظر بقیه. در حالی که در واقعیت، تعیین حد و مرز ما را به طور سالمی در حد وسط قرار می‌دهد. ترس ما از خودخواه بودن یا عادت ما به اولویت قرار دادن بقیه باعث می‌شود همیشه به درخواست‌های دیگران جواب مثبت بدهیم.

    ۳. برای چیزهایی که حتی در آنها نقشی نداشته‌ایم عذرخواهی می‌کنیم.

    این کار را انجام می‌دهیم زیرا نمی‌خواهیم هیچ کس را ناراحت کنیم و متاسفانه ترجیح می‌دهیم خودمان را ناراحت کنیم. ممکن است حسی داشته باشیم که همیشه مقصریم یا اشتباه کرده‌ایم. به جای اینکه تلاش کنیم تا بفهمیم چرا انقدر برای مهم است که همه از ما خوششان بیاید دائم عذرخواهی می‌کنیم. شاید تلاش می‌کنیم تا دیگران را راضی نگه داریم تا اضطراب خود را کاهش دهیم.

    ۴. مقدار درست درمیان گذاشتن را با دیگران، نمی‌دانیم.

    یا همه چیزهای خصوصی خود را به دیگران می‌گوییم یا هیچ چیزی از خودمان نمی‌گوییم. هیچ کدام از این رفتارها سالم نیستند. همانطور که اعتماد کم کم در رابطه ساخته می‌شود ما نیز کم کم در طول زمان از خودمان صحبت می‌کنیم.

    ۵. منفعل پرخاشگرانه رفتار می‌کنیم.

    کسانی که منفعل پرخاشگر هستند قادر نیستند که از ناراحتی‌ها و خشمشان و انتظاراتشان صحبت کنند. به جای آن توقع داریم دیگران ذهن ما را بخوانند. به جای اینکه به دیگران بگوییم من نمی خواهم در این مهمانی شرکت کنم از قصد دیر می‌رویم. یا می خواهیم برای شام بیرون برویم ولی به همسرمان نمی‌گوییم چون می‌خواهیم این پیشنهاد او باشد.

    شاید دلیلش این باشد که هیچ حقی را برای خودمان قائل نیستیم که چیزی را بخواهیم یا تصمیمی بگیریم. یا این حق را به خودمان نمی‌دهیم که خواسته ما مهم باشد. یا اینکه از تضاد و کشمکش خوشمان نمی‌آید، تصور می‌کنیم اینکه حرف خود را بزنیم یک دعوا را شروع کرده‌ایم.

    ۶. خودمان را نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم دقیقا چه کسی هستیم.

    زمانی که دیگران، احتیاجات و خواسته‌هایشان را در اولویت قرار می‌دهیم؛ در دیگران ذوب می‌شویم. روزهای بد آنها تبدیل به روزهای بد ما می‌شود. اهداف و امیال آنها، اهداف و امیال ما می‌شود. این اتفاق در میان والدین و ارتباطات عاطفی دیده می‌شود. والدین همه انرژی خود را روی فرزندانشان می‌گذارند ولی فرزندان بزرگ می‌شوند و زندگی خود را شروع می‌کنند. به مدت طولانی پدری و مادری آنها را تعریف کرده و وقتی بچه‌ها زندگی خود را شروع می‌کنند آنها دیگر نمی‌دانند چه کسی هستند. در روابط عاطفی ممکن است پارتنر خود را در اولویت قرار دهیم. سرگرمی و اهداف و دوستان خود را فراموش کنیم. اگر این رابطه تمام شود ما دیگر نمی‌دانیم بدون او چه کسی هستیم.

    ۷. نمی‌توانیم تحمل کنیم دیگران ما را دوست نداشته باشند.

    بنابراین کاری را انجام می‌دهیم تا خوشایند آنها باشد تا آنها از ما ناراحت نباشند. ما را دوست داشته باشند، با ما وقت بگذرانند. این نشان می دهد که ما انگار احتیاج زیادی به تایید و تعریف بیرونی داریم. برخی از این افراد احتیاج دارند که کسی دقیقا به آنها بگوید چه کاری درست است دقیقا مثل مدرسه یا سرکار که تکالیف را تنهایی و مستقل نمی‌توانستیم انجام دهیم. ریشه آن ترس شدید از ترک شدن و رها شدن است. اگر کسی ما را رها کند ما قادر نخواهیم بود ب درستی عمل کنیم. پس هرکاری می‌کنیم که بقیه را اطراف خودمان نگه داریم.

    ۸. از اینکه هر کاری دیگران می‌خواهند انجام می‌دهیم و سعی می‌کنیم آنها را خوشحال کنیم دلخور هستیم.

    ممکن است متوجه نباشیم که دلیل این دلخوری خودمان هستیم و حد و مرز درستی نداریم. حتی ممکن است از کسانی که حد و مرز سالمی دارند ناراحت شویم. مثلا از دوستتان بخواهید شما را به جایی ببرد و او بگوید نه کار دارم یا وقت ندارم و از دست او ناراحت شویم که به ما نه گفته است.

    ۹. همیشه احساس خستگی می‌کنیم.

    همیشه احساس خستگی می‌کنیم زیرا خیلی برای دیگران کارهایی را انجام می‌دهیم. چونکه خودمان و سلامت روان خودمان را در اولویت قرار نمی‌دهیم احساس خستگی می‌کنیم. این خستگی می‌تواند جسمی و روانی باشد. مثلا اگر از والدین پیر خود مراقبت می‌کنیم از دیگران و خواهر و برادر خود کمک نمی‌گیریم زیرا سلامت خود را در اولویت قرار نمی‌دهیم.

    ۱۰. روابط خوبی را در زندگی تجربه نمی‌کنیم. با دوستانمان به مشکل می‌خوریم یا دعوایمان می‌شود.

    نمی‌دانیم چه چیزی درست و چه چیزی غلط است. ما خودمان مسئول زندگی خودمان هستیم و باید خود و دیگران را مدیریت کنیم. برای داشتن روابط سالم و شاد باید حد  مرز تعیین کنیم.

  • 5 قدم برای اینکه دیگران با شما درست رفتار کنند!

    5 قدم برای اینکه دیگران با شما درست رفتار کنند!

    در این مطلب در مورد حد و مرز با دیگران و اینکه چه کار کنیم تا با ما درست رفتار کنند؛ صحبت می‌کنیم. خیلی از ما در تعیین حد و مرز سالم با افرادی که در زندگی ما هستند مشکل داریم. اصلا ما چرا به حد و مرز در زندگی نیاز داریم؟ تا با شما درست رفتار کنند؟

    افرادی در زندگی خیلی از ما هستند که با ما درست رفتار نمی‌کنند. طوری با صحبت می‌کنند که انگار ما به اندازه آنها باهوش و مهم نیستیم، برای ما رئیس بازی درمی‌آورند، خیلی گستاخ و پرخاشگر هستند. و ما درگیر پیدا کردن راهی هستیم که جلوی این رفتارهای آنها را بگیریم.

    امروز در مورد 5 روش صحبت می‌کنیم که به شما کمک می‌کند تا سایرین با شما خوب رفتار کنند.

    زمانی بود که خیلی خام و جوان یا نوجوان بودیم و کنترلی روی شرایط زندگی‌مان نداشتیم. بنابراین هیچ چاره‌ای نداشتیم جز اینکه به دیگران اجازه دهیم با ما بد رفتار کنند. اما حالا ما بزرگ شده‌ایم، حتی اگر نوجوان هستید به اندازه کافی بزرگ شده‌اید که به دیگران یاد بدهید چگونه با شما درست رفتار کنند.

    یکی از چیزهایی که ما اکثرا متوجه نمی‌شویم این است که خود ما رفتارهای بد بقیه را تقویت می‌کنیم، یعنی واکنشی نشان می‌دهیم و با آن به آنها اجازه داده که آنها باز هم رفتار بد را با ما تکرار کنند.

    برای مثال، مثلا کسی در زندگی ما است که خیلی رئیس بازی درمی‌آورد و ما را مجبور می‌کنه به حرفهایش گوش دهیم، معمولا خیلی پرخاشگر هستند و دائما دستور می‌دهند. تا اینکه، ما خسته می‌شویم و نمی‌خواهیم با آنها مقابله کنیم و حوصله نداریم که بجنگیم و در نهایت کوتاه می‌آییم و آنها به خواسته‌شان می‌رسند. همانطور که می‌بینید این واکنش ما باعث تقویت رفتار آنها می‌شود و آنها رفتار بد خود را تکرار می‌کنند زیرا شما به آنها نشان دادید که با زورگویی به هدف خود رسیدند.

    بیشتر بخوانید: ۱۰ نشانه رابطه سمی + چگونه رابطه سمی خود را مدیریت کنید

    قدم اول برای اینکه دیگران با شما درست رفتار کنند

    اولین مرحله برای یاد دادن به دیگران که با ما درست رفتار کنند این است که، به دفعاتی که ممکن است رفتارهای بد آنها را تقویت کنیم توجه کنیم زیرا ما حتی ممکن است متوجه این رفتار خود نشویم. بنابراین اگر کمی وقت بگذارید و به زمان‌هایی که در برابر اصرار  بقیه کوتاه می‌آیید متوجه می‌شوید بله‌ای که به آنها گفتید در حقیقت نه بوده است.

    قدم دوم برای اینکه دیگران با شما درست رفتار کنند

    بدانید که شما این حق را دارید که اگر کسی با شما گستاخانه صحبت کرد، مکالمه را قطع کرده و از او دور شوید. گاهی احساس می‌کنیم که مجبوریم مکالمه را ادامه دهیم ولی واقعا مجبوریم به حرف‌های کسی گوش دهیم که به ما احساس ناکافی بودن می‌دهد؟ شما این حق را دارید که تلفن را روی او قطع کنید و یا از او دور شوید. اینکه متوجه شویم این حق را داریم، ما را یک قدم به احترام به خود نزدیک‌تر می‌کند. احترام به خود، شالوده چیزی است که ما هستیم و همه ما لایق احترام هستیم.

    قدم سوم برای اینکه دیگران با شما درست رفتار کنند

    بدانید که همیشه این حق را دارید که به دیگران نه بگویید. اگر خواسته آنها به صلاح شما نیست و یا حتی چون فقط آن را دوست ندارید. مثلا اگر دوست و یا اقوامی از شهر یا کشوری به شهر شما بیاید و از شما بخواهد که به دنبال او بروید و او را به هتل برسانید، اگر برای شما سخت است . نمی‌خواهید این کار را بکنید به‌راحتی بگویید نه. نه گفتن به این معنی نیست که شما خودخواه یا بی‌ادب یا انسان بدی هستین. این نه گفتن به این معنی است که به خودمان، راحتی خودمان احترام می‌گذاریم.

    قدم چهارم برای اینکه دیگران با شما درست رفتار کنند

    پیدا کردن بینش و تشخیص موقعیت‌ها و روابط ناسالم و سمی است. و اینکه ما می‌توانیم از این افراد فاصله بگیریم. ممکن است خیلی‌ها هنوز با والدین سمی خود زندگی کنند و بگویند فاصله گرفتن از آنها به دلیل زندگی در یک خانه ممکن نیست. مت هنوز هم می توانیم با این حال از آنها فاصله بگیریم.

    • در موقعیت‌های سمی سعی کنید اطراف آنها نباشید.
    • وارد بحث با آنها نشویم
    • اصلا شرایطی را به وجود نیاوریم که بتوانند در مورد موضوعاتی که ما نمی‌خواهیم درگیر آن شویم، هم صحبت شویم.
    • برای حفاظت از احترام به خود باید از نظر عاطفی از آنها فاصله بگیریم.

    در نتیجه در این روابط ناسالم و سمی کشیده نمی‌شویم، جایی که آدمها به حریم خصوصی ما تجاوز می‌کنند، مسائل خصوصی ما را به دیگران می‌گویند، خیلی متعصب و محدودکننده هستند. این به ما این قدرت را می‌دهد که بگوییم نمی خواهم در این مکالمه شرکت کنم. کار دارم. باید بروم. ما می‌توانیم اینگونه از آنها فاصله بگیریم.

    قدم پنجم برای اینکه دیگران با شما درست رفتار کنند

    این قدم از سایر قدم‌ها مهم‌تر است.

    همیشه 4 قدم بالا را در پیش بگیرید و در هر شرایطی آنها را رعایت کنید. اگر منصرف شوید، اگر احساس کنید انسان بدی هستید، اگر فکر کنید آنها از شما متنفر خواهند شد، اگر فکر کنید با این روش هیچ وقت هیچ دوستی پیدا نخواهید کرد؛ به این موضوع فکر کنید:

    مهم است که بقیه مردم من را دوست داشته باشند؟ یا خودم، خودم را دوست داشته باشم؟

    اگر به دیگران نگاه کنیم تا عزت نفس خود را بسازیم، زمانی احساس خوبی دارم که چگونه به نظر می‌رسیم؟ یا دیگران چقدر ما را تایید و یا از ما تعریف می‌کنند. اینگونه احترام به خود را فراموش می‌کنیم. احترام به خود جایی است که منشا همراهی حقیقی، عشق حقیقی و زندگی حقیقی است. احترام به آنچه که هستید، شناخت نقاط قوت خود است. باید بدانید چه کسی هستید و چرا ما عاشق خودمان هستیم؟ اگر جواب این دو سئوال را ندانید باید شروع کنید به پیدا کردن نکاتی در مورد خودتان. اینکه جه خوبی هایی دارید. شما لایق این هستید که خود را دوست داشته باشید و به خود احترام بگذارید.

    امیدواریم این مطلب برای شما مفید واقع شده باشد.

    منبع: کانال یوتوب Kati Morton

  • 10 نشانه ارتباط سمی + چگونه ارتباط سمی خود را مدیریت کنید!

    10 نشانه ارتباط سمی + چگونه ارتباط سمی خود را مدیریت کنید!

    می خواهیم در مورد 10 نشانه صحبت کنیم که نشان می‌دهد شما در یک ارتباط سمی هستید. البته بعد از آن 4 راهکار ارائه خواهیم داد. دوستی یک بخش مهم از سیستم حمایتی است و برای سلامت روان ما ضروری است. ما به بقیه انسان‌ها نیاز داریم که با گفتگوی با آنها به ما یادآوری شود که تنها نیستیم. حالا اگر دوستان ما منبع حمایتی ما نباشند چه؟ و همیشه چیزی را از ما بگیرند؟ اگر تولد ما را فراموش کردند چه؟ و یا بدتر، اینکه متوجه شویم پشت سر ما حرف می‌زنند؟ اگر ببینیم دفعات زیادی ما را با این رفتارهایشان ناامید می‌کنند، شاید این ارتباط سمی باشد.

    خیلی واضح است که ما همه انسان هستیم و اشتباه می‌کنیم ولی چیزی که می‌خواهیم در مورد آن صحبت کنیم یک الگوی تکرار شونده رفتارهای سمی است که باعث می‌شود این دوستی و ارتباط سمی باشد و ارزش ادامه دادن نداشته باشد.

    اولین نشانه ارتباط سمی

    اولین نشانه‌ای که شاید در یک ارتباط سمی باشید این است که بعد از گذراندن وقت با دوستتان احساس اضطراب می‌کنید. این دوست ممکن است همیشه از شما تقاضاهایی داشته باشد، می‌توانیم به این افراد لقب خون‌آشام عاطفی یا سیاه‌چاله‌های انرژی بدهیم چون بعد از دیدن آنها احساس می‌کنید همه انرژی شما تخلیه شده است.

    برای فهمیدن این نکته ممکن است مدتی از ارتباطتان بگذرد تا متوجه این اتفاق شوید. اما به این نکته دقت کنید. بعد از گذراندن وقت با دوستتان حالتان چطور است؟ آیا احساس می‌کنید شاداب‌تر و سرحال‌تر و پرانرژی‌تر می‌شوید؟ یا اینکه حس می‌کنید انرژی شما تخلیه شده است؟

    نشانه دوم ارتباط سمی

    دومین نشانه یک ارتباط سمی این است که آنها هرگز عذرخواهی نمی‌کنند. یا یک عذرخواهی الکی می‌کنند و می‌گویند ببخشید که اینجوری احساس کردی! اما تو چطور میتوانی برای جوری که من احساس می‌کنم عذرخواهی کنی؟ یا مثلا می‌گویند ببخشید اگر کاری که کردم ناراحتت کرد! خب خودم دارم می‌گویم کاری که کردی ناراحتم کرد. این اصلا منطقی نیست. یاد بگیرید فقط خیلی روشن و واضح عذرخواهی کنید. اگر دوستی دارید که نمی‌تواند مستقیما عذرخواهی کند و شما را هم ناراحت می‌کند و به او می‌گویید که شما را ناراحت کرده و معذرت خواهی نمی‌کند، … آینده این دوستی روشن نیست.

    نشانه سوم ارتباط سمی

    سومین نشانه ارتباط سمی این است که به شما احساس گناه و عذاب وجدان می‌دهد تا کاری که می‌خواهد را برایش انجام دهید. در رابطه‌های این مدلی شما اگر به او لطفی می‌کنید از سر لذت و شادی و عشق نیست بلکه برای انجام این کار احساس فشار و اجبار می‌کنید. فکر می‌کنید که باید این کار را انجام دهید. باید به او کمک کنم. من باید برای دیدن او زمان بگذارم. اگر آنها چیزی می‌گویند که دل شما برای آنها بسوزد و به شما حس بد می‌دهند این یعنی این ارتباط سمی است.

    مثلا اگر به شما احساس بدی می‌دهند که چرا در ۷ شبانه‌روز هفته و هر ۲۴ ساعت روز در دسترس نیستید و جواب تلفنتان را نمی‌دهید این دوستی و ارتباط سمی است. این خواسته آنها رد کردن مرز شما است. او باید متوجه باشد که شما نیز زندگی خودتان را دارید.

    نشانه چهارم: اعتماد در ارتباط سمی وجود ندارد

    در ارتباط سمی شما به او دیگر اعتماد ندارید. او قول و حرفش را یادش می‌رود، می‌گوید به شما کمک خواهد کرد ولی در وقت نیاز جواب تلفن نمی‌دهد و روی حرف او نمی‌توانید حساب کنید. ممکن است برای هر کسی پیش بیاید که حرف و قولش را فراموش کند ولی در مورد ارتباط سمی گفتیم که این کارها به صورت یک الگوی تکرار شونده درآمده است.

    نشانه پنجم ارتباط سمی

    پنجمین نشانه ارتباط سمی این است که شما تنها طرف این دوستی هستید. یعنی شما تنها کسی هستید که برای این رابطه تلاش می‌کنید، وقت و انرژی می‌گذارید ولی درمقابل وقت و انرژی دریافت نمی‌کنید.

    دوست سمی فقط زمانی با شما تماس می‌گیرد که اتفاق بدی برایش افتاده و یا با شما کار دارد و شما همیشه جواب تلفن او را می‌دهید و وقتی به شما نیاز دارد در کنارش هستید در حالی که اگر شما به چیزی احتیاج داشته باشید حتی اگر فقط از او می‌خواهید که شنونده احساسات شما باشد یا کمک می‌خواهید یا هر چیز دیگری، او هیچ وقت در کنار شما نیست.

    ممکن است پیش بیاید که هرکسی نتواند در هر شرایطی به دوستش کمک کند ولی همان طور که گفتیم یک الگوی تکرار شونده از رفتارهای سمی وجود دارد.

    نشانه ششم ارتباط سمی

    ششمین نشانه ارتباط سمی این است که هر موقعی که با شما تماس می‌گیرد یا پیام می‌دهد شما مضطرب و نگران می‌شوید. اگر ما اشتیاقی برای تماس و صحبت کردن و پیام و ارتباط با شخصی را نداریم این رابطه برای ما خوب نیست. این اضطراب با دیدن اسم آنها روی گوشی به این معنی است که مغز ما در حال دادن هشدار به ما است که این ارتباط خوب نیست و آن چیزی نیست که ما به دنبال آن هستیم.

    هفتمین نشانه ارتباط سمی

    نشانه بعدی ارتباط سمی این است که شما دائما باید پوشاندن کارهای آنها باید دروغ بگویید و بهانه بیاورید. مثلا اگر همیشه دوست شما بدقولی می‌کند و سر قرار حاضر نمی‌شود و دیگران از شما می‌پرسند که کجاست؟ شما باید دروغ بگویید که در ترافیک مانده در حالی که فراموش کرده همچین قراری وجود دارد.

    نشانه هشتم ارتباط سمی

    هشتمین نشانه ارتباط سمی این است که شما را پایین می‌کشند و خیلی از شما انتقاد می‌کنند. از ظاهر شما، مدل مو، مدل حرف زدنتان انتقاد می‌کنند. می‌دانیم که انتقاد سازنده بسیار مناسب و ضروری است. شما باید به راحتی بتوانید به دوست خود بگویید وقتی این حرف را میزنی من را ناراحت می‌کنی. این یک انتقاد سازنده است.

    انتقاد سازنده در مورد حرف یا رفتاری بین دو طرف گفتگو است که یکی آن را انجام داده و دیگری را ناراحت کرده و با بیان آن از طرف مقابل می‌خواهیم از ما عذرخواهی کرده و دیگر آن حرف یا رفتار را تکرار نکند تا رابطه به سمت بهتری پیش برود.ولی یک دوست سمی با بهانه اینکه من خیر تو را می‌خواهم و برای خودت می‌گویم یا تو خیلی حساسی واکنش نشان می‌دهد! فقط عذرخواهی کن و دیگر آن حرف یا رفتار را تکرار نکن! همین!

    ولی اگر دوستی داریم که دائما با ما بد صحبت می‌کند و از ما انتقاد می‌کند حالا چه در روی خودمان یا پشت سرمان، نشانه خوبی نیست. قرار است ما آدمهای عزیز زندگیمان را ساپورت و پشتیبانی کنیم نه اینکه سعی کنیم آنها را پایین بکشیم.

    نهمین نشانه ارتباط سمی

    نشانه بعدی این است که او پشت سر ما حرف می‌زند و رازها یا مسائل شخصی ما را به دیگران می‌گوید. این اتفاق زیاد در دوستی‌ها رخ می‌دهد. اگر ما نمی‌توانیم به کسی که او را دوست خود می‌نامیم اطمینان کنیم این ارتباط را اصلا نمی‌توانیم دوستی بنامیم.

    آخرین نشانه ارتباط سمی

    و در آخر، نشانه شماره ده این است که آنها به حد و مرز ما احترام نمی‌گذارند. آنها باید توانایی شنیدن نه از ما را داشته باشند. مثلا نه گفتن به بیرون رفتن، یا گفتن اینکه دوست دارید کاری را تنهایی انجام دهید و نه با او، یا اگر به آنها گفته‌اید انجام کاری برای شما سخت است ولی شما را مجبور به انجام آن می‌کنند، یا اطلاعات شخصی شما را به دیگران می‌گویند.

    بیشتر بخوانید: دلیل شماره یک فروپاشی روابط

    نحوه مدیریت یک ارتباط سمی

    اولین راهکار این است که می‌توانید با آنها صحبت کنید و بگویید چه چیزی شما را ناراحت کرده است. قسمت مهم این راهکار این است که به آنها فرصتی برای تغییر بدهید. ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که همه کامل باشند. در همه ارتباطات زمانی پیش می‌آید که شما باید در مورد احساساتتان و چیزی که شما را ناراحت کرده صحبت کنید. فقط توجه کنید که حتما این مکالمه کوتاه و شفاف باشد.

    برای مثال می‌توانید از این جمله‌ها استفاده کنید: من حس می‌کنم جدیدا به دلیل کوتاهی‌های تو، برای دیگران، خیلی بهانه آورده‌ام و برای پوشاندن اشتباهاتت تلاش کرده‌ام. من این کار را دوست ندارم. می‌شود لطفا تلاش کنی تا من را در همچین شرایطی قرار ندهی؟

    درست است که گفتن چنین جملاتی سخت است. می‌توانیم ابتدا جملاتی که می‌خواهیم بگوییم را روی کاغذ بنویسیم و با صدای بلند آن را بیان کنیم. اگر می‌خواهیم روابطمان را نجات دهیم باید یاد بگیریم که چگونه این مکالمه‌ها درباره ناراحتی‌هایمان را انجام دهیم. ممکن است فکر کنید این مکالمه حالت پرخاشگری یا دعوا پیدا کند. بله درست است همه از کشمکش متنفر هستند اما در رابطه‌ها باید یاد بگیریم که چگونه در مورد ناراحتی‌هایمان صحبت کنیم.

    می‌توانیم مانند مثال بالا طوری صحبت کنیم که حالت پرخاشگرانه نداشته باشد و باعث شروع کشمکش نشود. این فقط یک مکالمه شفاف و مستقیم است. می‌دانیم که خیلی انجام دادن این مکالمه راحت نیست ولی بسیار مهم است. ممکن است فکر کنید طرف مقابل شما ناراحت شود. اما ما حداقل می‌توانیم تلاش کنیم.

     اگر آنها قادر به انجام چنین مکالمه‌ای نیستند ما می‌توانیم ادامه ندهیم، مثلا بگوییم الان هر دو ناراحتیم زمان بهتری در موردش صحبت خواهیم کرد. می‌توانیم مکالمه را پایان داده یا به زمان دیگری موکول کنیم، اشکالی ندارد.

    راهکار شماره ۲: حد و مرز تعیین کنید.

    همه می‌دانیم که تعیین حد و مرز برای همه سخت و دشوار است. اما با تعیین این حد و مرزها دیگران متوجه می‌شوند که نمی‌توانند جوری با ما صحبت کنند که ما را ناراحت کنند.

    می‌توانیم رک و مستقیم به آنها بگوییم:

    دوست ندارم همچین چیزهایی را به من بگویی.

    خیلی اذیت کنندس که درست در لحظه آخر جا می‌زنی و به قولت عمل نمی‌کنی و دست من را توی پوست گردو میزاری.

    یا می‌توانیم، اگر کارهایی که برایشان انجام می‌دادیم و مثلا اشتباهاتشان را کاور می‌کردیم، ناگهان دیگر این کار را نکنیم. این حتما خیلی سخت است که به طور ناگهانی نقش قبلی خود را ایفا نکنیم.

    مثلا اگر همکاری داریم که همیشه دیر می‌رسد چون خواب مانده یا وقت شناسی برایش اهمیتی ندارد و از ما می‌خواهد بگوییم در ترافیک مانده، یا مثلا بدون مرخصی سفر می‌رود و از ما می‌خواهد به همکاران بگوییم او مریض بوده و نیامده و از این رفتار سمی او خسته شده‌ایم، بعد از اینکه ناراحتی‌مان را با او در میان گذاشتیم و او تغییری در رفتارش ایجاد نکرد، می‌توانیم ناگهان آن کارها را متوقف کنیم و دیگر دیر آمدن و غیبت او از سرکار را توجیه نکنیم.

    این کار سخت است چون این احتمال وجود دارد که ما این نقش را در دوران کودکی تجربه کرده باشیم. مادر از ما خواسته تا به پدر دروغ بگوییم و نگوییم مامان چون داشت با تلفن حرف می‌زد وقت نکرد غذا بپزد و بگوییم سرش درد می‌کرد و خواب بود. یا این نقش را برای خواهر و برادر داشتیم و چون می‌خواستیم او را در برابر کتک خوردن از پدر حفظ کنیم دروغ می‌گفتیم و اشتباه او را می‌پوشاندیم. حالا هم این نقش را در دوستی‌هایمان ادامه می‌دهیم. برای همین متوقف کردن بازی این نقش برای ما سخت است.

    وقتی یک رابطه یا ارتباط سمی است؛ به این معنی نیست که یکی اشتباه می‌کند و دیگری حق دارد، بلکه به این معنی است که به هر دلیلی ترکیب دو نفر، سمی شده است. اگر فکر می‌کنیم که آنها با ما بد رفتار می‌کنند باید بپذیریم که ما نیز به آنها اجازه چنین رفتاری را داده‌ایم. رابطه مانند رقص است، هر دو طرف باید حرکاتی را انجام دهند، اگر یک طرف حرکت دست یا پا را متوقف کند دیگری نمی‌تواند رقص را ادامه دهد.

    راهکار شماره ۳: به‌آرامی از آنها فاصله بگیرید.

    مثل قبل در دسترس نباشیم. مجبور نیستیم همیشه سریع جواب تلفن یا پیامشان را دهیم. تنها زمانی می‌توانید از این راهکار استفاده کنید که حتما راهکار شماره ۱ را انجام داده و با آنها صحبت کرده باشید. خیلی‌ها در رابطه ناگهان غیب می‌شوند ولی بهتر است قبل از رفتن یا فاصله گرفتن در مورد آنچه ما را ناراحت کرده صحبت کنیم. اگر پرسیدند که چرا مثل قبل نیستی؟ می‌توانیم پاسخ دهیم قبلا گفته بودم که چه چیزی من را ناراحت کرده و تو تغییری ایجاد نکردی و به روند قبلی ادامه دادی. اینکه همه ما موبایل داریم دلیل نمی‌شود ۲۴ ساعت شبانه‌روز در دسترس باشیم.

    راهکار شماره 4: آنها را کامل و سریع از زندگی‌مان حذف کنیم.

    زمانی این راهکار درست است که از نظر روانی و جسمی ادامه ارتباط امن نباشد. مثلا عصبانی شود یا پرخاش کند یا از لحاظ کلامی توهین کند.

    نباید از این راهکار استفاده کنید فقط به این دلیل که حرف زدن در مورد ناراحتی‌تان سخت است. معلوم است که این مکالمه دشوار است. ولی برای یاد گرفتن حل مشکلات در رابطه باید یاد بگیرید صحبت کنید. اگر در این ارتباط و دوستی صحبت نکردید و آن را تمام کردید، در رابطه بعدی حتما مجبور خواهید بود که صحبت کنید پس الان تمرین کنید وگرنه هیچ وقت ارتباط سالمی نخواهید داشت.

    همانطور که دوستی‌ها می‌توانند منبع فوق‌العاده‌ای از ساپورت و پشتیبانی باشند، اما اگر مفید و کمک کننده نباشند و آسیب‌زننده بشوند هیچ دلیلی ندارد که در این روابط بمانیم. همه ما لایق این هستیم که در روابطمان شنیده و فهمیده شویم و ممکن است چند ارتباط را تمام کنیم تا دوست مناسب خود را پیدا کنیم. باید بدانیم زمانی که سن ما بیشتر می‌شود، دوستی‌های ما نیز تغییر می‌کند چون هم خود ما تغییر کرده‌ایم و هم نیازهایمان تغییر می‌کند.

    منبع: کانال یوتوب ‌Kati Morton

  • ​۵ قدم برای ایجاد اعتماد به نفس

    ​۵ قدم برای ایجاد اعتماد به نفس

    امروز می خواهیم پنج قدم آسان برای ایجاد اعتماد به نفس به شما ارائه دهیم. پس با ما همراه باشید.

    می‌خواهیم چند قدم آسان برای ایجاد اعتماد به نفس به شما ارائه دهیم. زیرا وقتی به خودمان ایمان داشته باشیم و بدانیم که می‌توانیم کارها را انجام دهیم و می‌توانیم به چیزهایی که می‌خواهیم برسیم، در واقع انجام می‌دهیم و به هدف‌هایمان می‌رسیم.

    در حقیقت خیلی راه‌های دیگری برای ایجاد اعتماد به نفس وجود دارد، امروز فقط در مورد پنج مورد آن صحبت خواهیم کرد، اما راه‌های بسیار دیگری وجود دارد که می‌توانیم اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم.

    بیشتر بخوانید: ۹ نکته موثر برای افزایش اعتماد به نفس

    قدم اول ایجاد اعتماد به نفس

    به خودتان برسید.

    نیازی نیست بهترین و گران‌ترین لباس‌ها را بپوشید. ولی مرتب باشید، زیبا بپوشید. وقتی دوش می‌گیریم، وقتی لباسی می‌پوشیم که احساس خوبی به آن داریم نسبت به خودمان نیز احساس بهتری پیدا می‌کنیم. چیزی در مورد لباس پوشیدن زیبا، تمیز و آراسته بودن وجود دارد که باعث می‌شود احساس بسیار بهتری نسبت به خود داشته باشیم و این چیزی است که در واقع رعایت آن بسیار آسان است. دوش گرفتن، استفاده از لباس تمیز و اتو کشیده و خوشبو برای هر کسی ممکن و آسان است.

    می‌توانیم از عطر خوشبویی نیز استفاده کنیم. بهترین نوع آرایش مو و صورت آن چیزی نیست که مد شده است بلکه آن چیزی است که به شما می‌آید و برای رنگ پوست و مدل صورت شما مناسب است.

    قدم دوم ایجاد اعتماد به نفس

    مثبت فکر کنید.

    همیشه در ذهن ما صدای مثبت و صدای منفی وجود دارد. صدای منفی نا امید است، سرزنش می‌کند، فقط نکات منفی را می‌بیند. ما باید این افکار منفی را از بین ببریم. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم آنها همیشه در زندگی ما باقی بمانند. چند وقت یک بار به افکار خود توجه کنید. دفعات تکرار افکاری مانند من نمی‌توانم این کار را انجام دهم وحشتناک است.

    هر چه بیشتر احساس بدی نسبت به خود داشته باشیم بیشتر احساس ناتوانی پیدا می‌کنیم و کمتر موفق می‌شویم. پس بس کنید! مثبت فکر کنید! افکار مثبتی مانند من می‌توانم. من شگفت انگیزم. این اتفاق خواهد افتاد، زیرا من می‌خواهم. اگر بتوانیم آن افکار منفی را دور بزنیم و بتوانیم آنها را له کنیم، از شر آنها خلاص شویم و آنها را به افکار مثبت تبدیل کنیم نه تنها احساس بهتری خواهیم داشت و نسبت به خودمان اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنیم، بلکه به موفقیت‌های بیشتری نیز دست خواهیم یافت و ما در واقع دستیابی به اهداف خود را آغاز خواهیم کرد.

    قدم سوم ایجاد اعتماد به نفس

    مثبت عمل کنید.

    در قدم دوم گفتیم چگونه مثبت فکر کنیم و حالا در مورد این صحبت می‌کنیم که چگونه مثبت عمل کنیم. ممکن است شنیده باشید fake it till you make it که یعنی تقلیدش کن تا انجامش بدی. گاهی اوقات انجام عمل مثبت به تفکر مثبت نیز ختم می‌شود. مثلا افکار منفی می‌گویند امروز روز بدی خواهد بود. اتفاق بدی خواهد افتاد. دیر به جلسه می‌رسم و هزاران افکار منفی دیگر. گاهی اوقات یک راه ساده برای از بین بردن این افکار منفی، انجام چند عمل مثبت است.

    مثلا اگر در مترو یا اتوبوس نشسته‌اید صندلی خود را به کسی بدهید که نیاز دارد. مثلا معلولیتی دارد یا مسن است و یا حامله است. این عمل مثبت ناگهان بر روی افکار منفی شما اثر می‌گذارد و آنها ناپدید می‌شوند. یا مثلا در هنگام ورود به یک کافه، یا باشگاه در ابتدای صبح، یا ساختمان محل کار لبخند بزنید و با لبخند به دیگران سلام کنید. می‌بینید که افکار مثبت جایگزین افکار منفی می‌شوند.

    قدم چهارم

    خود را آماده کنید.

    شما دوست ندارید به جایی بروید، در یک آزمون یا مصاحبه شرکت کنید یا با افراد جدید ملاقات کنید بدون اینکه برای آن آمادگی داشته باشید. این می‌تواند هر چیزی باشد. اغلب اوقات در تصورمان ما تقریباً خودمان را در شرایطی قرار می‌دهیم که احساس بدی داشته باشیم. مثل اینکه وارد مصاحبه خواهیم شد و در مورد آن استرس خواهیم داشت.ولی حتی کاری برای آماده شدن برای آن انجام نمی‌دهیم. سپس همان جا می‌نشینیم و از ما سؤال می‌پرسند و ما نمی‌دانیم چه بگوییم.این فقط آن تفکر منفی را خلاصه می‌کند و بنابراین ما به این فکر خواهیم کرد که “بله، ببین من یک احمق هستم.” اما تو احمق نیستی. تو فقط آماده نبودی.

    بنابراین، هر کاری که قرار است انجام دهید، حتی اگر به خانه یکی از دوستانتان می‌روید، و می‌دانید که ممکن است آن شب بیرون بروید، چند دست لباس که در آنها احساس خوبی دارید را بیاورید. مطمئن شوید که به اندازه کافی بخوابید، زیرا تا دیروقت بیرون خواهید بود. شاید، می‌دانید، کارهایی وجود دارد که می‌توانیم انجام دهیم تا خود را برای موفقیت آماده کنیم و هر چه بیشتر آماده باشیم، احساس بهتری نسبت به خود خواهیم داشت.

    قدم پنجم

    آخرین نکته نهایی برای ایجاد اعتماد به نفس بهتر، تعیین اهداف کوچک و دستیابی به آنها است. حالا این به این معنی نیست که در امتحان نمره ۲۰ بگیرید. یا شغل جدیدی را پیدا کنید. اینها اهداف کوچکی نیستند، بلکه اهداف بزرگ و مهمی هستند. اهداف کوچک تعیین کنید، آنها را انجام دهید و هر کدام از آنها را به یک عادت تبدیل کنید: این هفته 3 روز دوش می‌گیرم و لباس‌های زیبا می‌پوشم. امروز می‌خواهم مطمئن شوم که حداقل یک نفر از همکارانم، هم‌کلاسی‌هایم، خانواده یا دوستانم، یا حتی یک فرد غریبه در اتوبوس یا مترو را حتی با یک جمله قشنگ و مثبت خوشحال کنم.

    اینها اهداف کوچکی هستند، وقتی به آن اهداف کوچک دست می‌یابیم، احساس بهتری نسبت به خودمان داریم ​.بنابراین هر هفته شما را تشویق می‌کنم که اهداف کوچکی را برای کارهایی که قبلاً ذکر کردم تعیین کنید. به ظاهرتان اهمیت دهید. زیبا لباس بپوشید. ما می‌توانیم هر کاری که بخواهیم انجام دهیم.

    امروزه برای افزایش آگاهی و افزایش سلامت روان منابع زیادی وجود دارد. کتاب، برنامه‌های تلویزیونی، پادکست، ویدئو در پلتفرم‌های مختلف مانند اینستاگرام و یوتوب، از منابع بی‌شمار حوزه سلامت روان هستند. مطلب بالا از کانال یوتوب یکی از بهترین روانشناسان فعال حوزه تولید محتوا در زمینه روانشناسی در شبکه‌های اجتماعی است.

    منبع: Kati Morton

  • 9 نکته موثر برای افزایش اعتماد به نفس

    9 نکته موثر برای افزایش اعتماد به نفس

    اعتماد به نفس، احساس اعتماد به توانایی‌ها، کیفیت کارها و درستی قضاوت‌های خودمان است.

    انجمن روانشناسی آمریکا اعتماد به نفس را این گونه تعریف می‌کند: اعتقاد به اینکه فرد قادر است با موفقیت خواسته‌های یک کار را برآورده کند. این می‌تواند به یک حس کلی اعتماد در توانایی شما برای کنترل زندگی اشاره داشته باشد، یا ممکن است بیشتر در مورد یک موقعیت خاص باشد. به عنوان مثال، ممکن است در زمینه خاصی از تخصص اعتماد به نفس بالایی داشته باشید اما در زمینه‌های دیگر اعتماد به نفس کمتری داشته باشید.

    تحقیقات نشان می‌دهد که افزایش اعتماد به نفس برای سلامتی و رفاه روانی مهم است. داشتن سطح سالم اعتماد به نفس می‌تواند به شما کمک کند تا در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود موفق‌تر شوید. به عنوان مثال، تحقیقات نشان داده است که افراد با اعتماد به نفس، بیشتر تمایل به موفقیت‌های تحصیلی بیشتری دارند. سطح اعتماد به نفس شما حتی بر نحوه ارائه خود به دیگران نیز تأثیر می‌گذارد.

    راه‌هایی برای افزایش اعتماد به نفس

    خوشبختانه راه‌های مختلفی برای افزایش اعتماد به نفس وجود دارد. اگر در یک زمینه خاص اعتماد به نفس ندارید یا در تلاش هستید که در مورد هر چیزی احساس اطمینان کنید، این 9 نکته می‌تواند به افزایش اعتماد به نفس شما کمک کند.

    1.برای افزایش اعتماد به نفس از مقایسه خود با دیگران دست بردارید

    آیا ظاهر خود را با افرادی که در اینستاگرام دنبال می‌کنید مقایسه می‌کنید؟ یا شاید حقوق خود را با آنچه دوستتان می‌گیرد مقایسه کنید. نظریه مقایسه اجتماعی توضیح می‌دهد که انجام مقایسه، طبیعی است. اما به احتمال زیاد به افزایش اعتماد به نفس شما کمکی نمی‌کند. حتی ممکن است اثر معکوس داشته باشد.

    یک مطالعه در سال 2018 ارتباط مستقیمی بین حسادت و احساس ما نسبت به خودمان پیدا کرد. به طور خاص، محققان خاطرنشان کردند که وقتی افراد خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، حسادت را تجربه می‌کنند و هر چه حسادت بیشتری داشته باشند، احساس بدتری نسبت به خود دارند.

    وقتی متوجه می‌شوید که در حال مقایسه کردن هستید، چگونه اعتماد به نفس خود را حفظ کنید؟ ابتدا به خود یادآوری کنید که انجام این کار مفید نیست. هر کس مسابقه خود را می‌دود و زندگی یک رقابت نیست. اگر نسبت به زندگی شخص دیگری حسادت می‌کنید، یادآوری نقاط قوت و موفقیت‌های خود نیز مفید است. برای یادآوری بهتر زمینه‌هایی در زندگی که در آن موفقتی دارید، یک دفتر خاطرات سپاسگزاری داشته باشید. این می‌تواند به شما کمک کند تا به جای تمرکز بر زندگی دیگران بر زندگی خود تمرکز کنید.

    2.اطراف خود را با افراد مثبت احاطه کنید

    لحظه‌ای وقت بگذارید و به این فکر کنید که دوستانتان چه احساسی در شما ایجاد می‌کنند. آیا شما را بالا می‌برند یا پایین می‌آورند؟ آیا آنها دائماً شما را قضاوت می‌کنند یا شما را همانطور که هستید می‌پذیرند؟ افرادی که با آنها وقت می‌گذرانید می‌توانند بر افکار و نگرش‌های شما در مورد خودتان تأثیر بگذارند، شاید بیش از آنچه که تصور می‌کنید.

    بنابراین، به احساسی که دیگران در شما به‌وجود می‌آورند توجه کنید. اگر بعد از معاشرت با شخص خاصی احساس بدی نسبت به خود پیدا کردید، ممکن است زمان خداحافظی فرا رسیده باشد. در عوض، اطراف خود را با افرادی احاطه کنید که شما را دوست دارند و بهترین‌ها را برای شما می‌خواهند. به دنبال افرادی باشید که مثبت اندیش هستند و می‌توانند به افزایش اعتماد به نفس شما کمک کنند. اعتماد به نفس و نگرش مثبت دست به دست هم می‌دهند.

    3.افزایش اعتماد به نفس از طریق مراقبت از بدن خود

    اگر از بدن خود سوء استفاده می‌کنید، داشتن احساس خوب نسبت به خودتان سخت است. وقتی مراقبت از خود را تمرین می‌کنید، می‌دانید که برای ذهن، بدن و روح خود کار مثبتی انجام می‌دهید و به طور طبیعی باعث افزایش اعتماد به نفس شما خواهد شد.

    در اینجا چند روش مراقبت از خود برای افزایش اعتماد به نفس آورده شده است

    رژیم غذایی

    تغذیه سالم فواید زیادی از جمله افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس دارد. هنگامی که بدن خود را با غذاهای غنی از مواد مغذی تغذیه می‌کنید، احساس سلامتی، قوی‌تر و پرانرژی‌تر بودن می‌کنید، که می‌تواند منجر به احساس بهتر در مورد خودتان شود.

    ورزش

    مطالعات به طور مداوم نشان می‌دهد که ورزش، باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود. به عنوان مثال، یک مطالعه در سال 2016 نشان داد که فعالیت بدنی منظم، باعث شده بود که شرکت‌کنندگان تصور بهتری از بدن خود داشته باشند و هنگامی که تصور آنها از بدن خود بهبود یافت، آنها احساس اعتماد به نفس بیشتری داشتند.

    مدیتیشن

    مدیتیشن بیش از اینکه یک تمرین آرامش بخش باشد، می‌تواند به چندین روش به افزایش اعتماد به نفس کمک کند. اول اینکه به شما کمک می‌کند خود را بشناسید و بپذیرید. مدیتیشن همچنین به شما می‌آموزد که خودگویی منفی را متوقف کنید و از صحبت‌های ذهنی غیرمفید که در اعتماد به نفس شما اختلال ایجاد می‌کند، دور شوید.

    خواب

    کم خوابی می‌تواند بر احساسات شما تأثیر بگذارد. برعکس، خواب باکیفیت با ویژگی‌های شخصیتی مثبت از جمله خوش بینی و عزت نفس مرتبط است.

    4.با خودت مهربان باش

    شفقت به خود مستلزم این است که وقتی اشتباه می‌کنید یا شکست می‌خورید، با مهربانی با خود رفتار کنید. این به شما امکان می‌دهد از نظر عاطفی انعطاف پذیرتر شوید و به شما کمک می‌کند تا احساسات چالش برانگیز را بهتر مدیریت کنید و ارتباط خود را با خود و دیگران تقویت کنید.

    یک مطالعه در سال 2015 شفقت به خود را با اعتماد به نفس مرتبط می‌کند. بنابراین دفعه بعد که در یک موقعیت چالش برانگیز قرار گرفتید، متوجه شوید که ناقص بودن یا کوتاه آمدن در برخی مواقع بخشی از انسان بودن است. تمام تلاش خود را بکنید تا این تجربیات را با دلسوزی نسبت به خودتان مرور کنید.

    5.خودگویی مثبت را تمرین کنید

    خودگویی منفی می‌تواند توانایی‌های شما را محدود کند و اعتماد به نفس شما را با متقاعد کردن ناخودآگاه شما به اینکه “نمی توانید از عهده چیزی برآیید” یا “خیلی سخت است” و “حتی نباید تلاش کنید” را کاهش دهد. از سوی دیگر، خود گویی مثبت می‌تواند شفقت به خود را تقویت کند و به شما کمک کند بر شک و تردید خود غلبه کنید و چالش‌های جدیدی را تحمل کنید.

    دفعه بعد که فکر می‌کنید کاری ندارید که در یک جلسه صحبت کنید یا آنقدر ناتوان هستید که نمی‌توانید کار کنید، به خود یادآوری کنید که افکار شما همیشه دقیق نیستند. سپس راهی برای تبدیل این افکار به خودگویی مثبت پیدا کنید. در اینجا چند نمونه از راه‌های به چالش کشیدن خودگویی بدبینانه و اصلاح افکارتان به شیوه‌ای مثبت‌تر و افزایش اعتماد به نفس در طول مسیر آورده شده است.

    • “من نمی توانم با این کار کنار بیایم” یا “این غیرممکن است” به “من می توانم این کار را انجام دهم” یا “تنها کاری که باید انجام دهم این است که تلاش کنم” می شود.
    • “من نمی‌توانم هیچ کاری را درست انجام دهم” به “من می‌توانم دفعه بعد بهتر انجام دهم” یا “حداقل چیزی یاد گرفتم” می شود.
    • “من از سخنرانی در جمع متنفرم” به “من سخنرانی در جمع را دوست ندارم” و “همه نقاط قوت و ضعفی دارند” تبدیل می‌شود.

    6.با ترس های خود روبرو شوید

    برای افزایش اعتماد به نفس از به تعویق انداختن کارها تا زمانی که احساس اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنید خودداری کنید. مانند درخواست از کسی برای قرار ملاقات یا درخواست برای ترفیع. یکی از بهترین راه‌ها برای افزایش اعتماد به نفس در این موقعیت‌ها، روبه‌رو شدن با ترس‌هایتان است. رویارویی با برخی از ترس های خود را که ناشی از کمبود اعتماد به نفس است، تمرین کنید.

    کمی شک به خود حتی می تواند به بهبود عملکرد کمک کند. به خود بگویید که این فقط یک آزمایش است و ببینید چه اتفاقی می‌افتد. ممکن است یاد بگیرید که کمی مضطرب بودن یا انجام چند اشتباه آنقدرها هم که فکر می‌کردید بد نیست و هر بار که به جلو حرکت می‌کنید، اعتماد به نفس بیشتری نسبت به خودتان پیدا می‌کنید. در پایان، این می‌تواند به شما کمک کند از ریسک‌هایی که منجر به عواقب منفی بزرگی می‌شود جلوگیری کنید.

    7.کارهایی را انجام دهید که در آنها مهارت دارید

    وقتی کارهایی را انجام می‌دهید که در آن مهارت دارید چه اتفاقی می‌افتد؟ اعتماد به نفس شما شروع به افزایش می‌کند. نقاط قوت شما حتی قوی‌تر می‌شوند، که به بهبود باور شما نسبت به خودتان کمک می‌کند.

    اتخاذ این رویکرد یک مزیت دیگر نیز دارد، می‌تواند میزان رضایت شما را از زندگی خود افزایش دهد. یک مطالعه نشان داد که باور به توانایی شما برای ایجاد نقاط قوت شخصی به میزان متوسطی با سطح رضایت از زندگی مرتبط است. این با شناسایی این نقاط قوت شروع می‌شود. سپس، با درگیر شدن منظم با آنها، سعی کنید آنها را قوی‌تر کنید.

    به عنوان مثال، اگر در ورزش خاصی مهارت دارید، حداقل یک بار در هفته تمرین کنید یا بازی کنید. اگر در کار خاصی مهارت دارید، سعی کنید آن کار را بیشتر انجام دهید. تمرکز بر روی نقاط قوت خود نیز می‌تواند به شما در افزایش اعتماد به نفس کمک کند.

    به همان اندازه نیز مهم است که موقعیت‌هایی را بشناسید که می‌توانند باعث کاهش اعتماد به نفس شما شوند. شاید متوجه شوید که هر بار که در یک فعالیت خاص شرکت می‌کنید، به جای بهتر شدن، احساس بدتری نسبت به خودتان دارید. نه گفتن به فعالیت‌هایی که باعث از بین رفتن اعتماد به نفس شما می‌شود، اشکالی ندارد. مطمئناً نمی‌خواهید از انجام کاری که باعث ناراحتی شما می‌شود اجتناب کنید، زیرا ناراحتی اغلب بخشی از فرآیند رشد شخصی است. در عین حال، هیچ اشکالی ندارد که مرزهای خود را بشناسید و به آنها پایبند باشید.

    8.تعیین مرزهای اجتماعی و عاطفی

    تعیین مرز شما را قادر می‌سازد از نظر روانی احساس امنیت بیشتری کنید. همچنین می‌تواند به شما کمک کند که کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشید. اعتماد به نفس تا حدی این است که احساس کنید بر زندگی خود کنترل دارید. مرزها به ایجاد این احساس کنترل، کمک می‌کنند. دفعه بعد که کسی انجام کاری را پیشنهاد کرد که می‌دانید اعتماد به نفس شما را کاهش می‌دهد، با احترام پیشنهاد او را رد کنید. همچنین لازم نیست برای همیشه از آن فعالیت اجتناب کنید. هنگامی که یاد گرفتید چگونه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید، ممکن است آنقدر قوی باشید که دوباره آن را امتحان کنید، بدون اینکه به اعتماد به نفس شما آسیبی وارد شود.

    9.اهداف واقع بینانه تعیین کنید

    مشخص شده است که تعیین اهداف بلندمدت و ناتوانی در دستیابی به آنها به سطح اعتماد به نفس آسیب می‌رساند. برعکس، اهداف واقع بینانه قابل دستیابی هستند و هرچه بیشتر به اهداف خود دست یابید، باعث افزایش اعتماد به نفس شما می‌شوند.

    برای تعیین اهداف واقع بینانه، آنچه را که می‌خواهید به دست آورید بنویسید. بعد از خود بپرسید چه شانسی برای رسیدن به آن دارید. (با خود صادق باشید!) اگر پاسخ به شانس کمی باشد، ممکن است هدف کمی بیش از حد بلند پروازانه باشد. آن را دوباره تعیین کنید تا واقع بینانه‌تر و دست یافتنی‌تر باشد. این ممکن است نیاز به انجام کمی تحقیق از جانب شما داشته باشد.

    به عنوان مثال، اگر هدفی برای کاهش وزن دارید، کارشناسان کاهش 800 گرم تا یک کیلو در هفته را برای کاهش وزن سالم و طولانی مدت توصیه می‌کنند. دانستن این موضوع به شما کمک می‌کند تا هدفی را مطابق با این دستورالعمل تعیین کنید. وقتی به آن هدف می‌رسید، نتیجه، افزایش اعتماد به نفس شماست.

    اعتماد به نفس در مقابل ناامنی

    فرد دارای با اعتماد به نفسفرد ناامن
    موفقیت دیگران را جشن می‌گیرد.
    روشنفکر و خوشبین است.
    تمایل به ریسک کردن دارد.
    می‌تواند به اشتباهات خود بخندد.
    تعیین کننده است و منفعل نیست.
    همیشه در حال یادگیری و رشد است.
    می‌تواند به اشتباهات خود اعتراف کند.
    مسئولیت پذیر است.  
    قضاوت می‌کند.
    به دیگران حسادت می‌کند.
    بدبین و کوته فکر است.
    ترس از تغییر دارد.
    عیوب خود را پنهان می کند.
    بلاتکلیف و منفعل است.
    مانند فردی که همه چیز را می‌داند رفتار می‌کند.
    بهانه می‌آورد.
    دیگران را سرزنش می‌کند.  

    مزایای افزایش اعتماد به نفس

    اعتماد به نفس داشتن خیلی احساس خوبی دارد. گفته می‌شود، داشتن اعتماد به نفس می‌تواند مزایای بیشتری را در خانه، محل کار و در روابط شما به همراه داشته باشد. در اینجا نگاهی به برخی از تأثیرات مثبت یادگیری نحوه اعتماد به نفس می اندازیم.

    عملکرد بهتر

    به جای هدر دادن زمان و انرژی با نگرانی از اینکه به اندازه کافی خوب نیستید، می‌توانید انرژی خود را صرف تلاش‌های خود کنید. در نهایت، با افزایش اعتماد به نفس، عملکرد بهتری خواهید داشت.

    روابط سالم‌تر

    افزایش اعتماد به نفس نه تنها بر احساس شما نسبت به خود تأثیر می‌گذارد، بلکه به شما کمک می‌کند دیگران را بهتر درک کنید و دوست داشته باشید. همچنین به شما این قدرت را می‌دهد که از رابطه شغلی که شما را آزار می‌دهد و در شان شما نیست دور شوید.

    گشودگی برای آزمایش چیزهای جدید

    وقتی به خود ایمان دارید، تمایل بیشتری به امتحان چیزهای جدید دارید. چه برای ارتقای شغلی درخواست دهید یا در یک کلاس آشپزی ثبت نام کنید، زمانی که به خود و توانایی های خود اطمینان داشته باشید، قرار دادن خود در موقعیت جدید بسیار آسان‌تر است.

    تاب‌آوری

    افزایش اعتماد به نفس می‌تواند انعطاف‌پذیری یا توانایی شما را برای غلبه بر چالش‌ها یا ناملایماتی که در زندگی با آن روبرو می‌شوید افزایش دهد.

  • عزت نفس و اعتماد به نفس

    عزت نفس و اعتماد به نفس

    برای صحبت در مورد تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس در ابتدا لازم است در مورد هر کدام به طور جداگانه صحبت کنیم.

    تعریف اعتماد به نفس

    اعتماد به نفس به معنی داشتن باور به توانمندی خود در انجام کارها است. مثلا من پس از گذراندن کلاس رانندگی و تمرین، این اعتماد به نفس را پیدا می‌کنم که رانندگی کنم. با تمرین آشپزی، این اعتماد به نفس را پیدا می‌کنم غذاهای خوشمزه بپزم. عزت نفس و اعتماد به نفس با تمرین و آگاهی به دست می‌آیند. وقتی می‌گوییم اعتماد به نفس داریم در حقیقت اعتماد به نفس مثبت داریم و اگر می‌گوییم اعتماد به نفس نداریم در حقیقت اعتماد به نفس منفی داریم.

    تعریف عزت نفس

     عزت نفس به معنی داشتن یک باور درباره ارزشمندی خود است. افرادی که عزت نفس بالا دارند خود را ارزشمند، دوست‌داشتنی، خواستنی و خوب می‌دانند. افرادی که عزت نفس پایین دارند خود را بی‌ارزش، دوست‌نداشتنی، نخواستنی و بد می‌دانند. فردی که عزت نفس بالا دارد خود را لایق بهترین‌ها می داند. خود را لایق بهترین همسر، بهترین غذا، بهترین شغل و بهترین دوست می‌داند.

    چگونه عزت نفس و اعتماد به نفس خود را بالا ببریم؟

    برخی از تحقیقات نشان داده که ژنتیک در داشتن عزت نفس بالا دخیل است. عزت نفس در دوران کودکی در انسان شکل می‌گیرد. رفتار و صحبت‌های پدر و مادر و اطرافیان بر خودپنداره کودک تاثیر می‌گذارد. والدین و اطرافیان کودک با نحوه صحبت و برخورد با او خودپنداره او را شکل می‌دهند.

     باید با کودک طوری رفتار شود که کودک بپندارد همیشه خوب است حتی اگر که کار اشتباه می‌کند. چرا که انسان همیشه اشتباه می‌کند. او باید باور کند که دوست داشتنی و خواستنی و ارزشمند است. او برای ارزشمند بودن، نیاز به اشتباه نکردن و کامل بودن ندارد. انسان به ذات خود، ارزشمند است. ارزشمندی به چهره، ثروت و تحصیلات ارتباطی ندارد.

    حالا اگر بزرگ شده‌ایم و متوجه شده‌ایم به دلیل رفتار و صحبت‌های والدین و اطرافیان، ما عزت نفس پایینی داریم، راه چاره چیست؟

    ناتانیل برندن یکی از معروف‌ترین کسانی است که در زمینه عزت نفس مطالعات زیادی انجام داده که نتیجه آنها کتاب‌هایی است که در این زمینه توسط او نوشته شده است.

    با خواندن کتاب‌های مفید در این زمینه و فهم عمیق معنی عزت نفس و آشنا شدن با نمود آن در رفتار و انتخاب‌هایمان می‌توانیم با دید متفاوتی به خودمان نگاه کرده و بازبینی جدیدی در افکارمان نسبت به خودمان و تصمیماتمان داشته باشیم.

    کافی است در هنگام گرفتن تصمیمات، به این فکر کنیم آیا این تصمیم در راستای حفظ ارزشمندی ما است؟ آیا نشان دهنده خوددوستی ما است؟ انسان خوددوست و کسی که خودش را دوست دارد بهترین کارها را در حق خودش انجام می‌دهد و هیچ کار بد و مضری را در حق خودش انجام نمی‌دهد.

    چرا عزت نفس و اعتماد به نفس در زندگی مهم هستند؟

    تنها چیزی که ما در این دنیا مالک آن هستیم و می‌توانیم برای آن تصمیم بگیریم و چیزی مانع نمی‌شود که آن را از دست بدهیم، نفس یا خود است و مهم‌ترین دارایی این نفس، احساس خوب نسبت به خودش است. ابتدائی‌ترین نیاز برای رشد روانی و ذهنی، باور به خوب بودن و ارزشمند بودن انسان و خودمان است. تا زمانی که خودمان را خوب و لایق ندانیم، بهترین کارها در زمینه رشد روانی و ذهنی را در حق خود انجام نمی‌دهیم. انسان خوب و ارزشمند و لایق بهترین‌ها است.

    اگر اعتماد به نفس نداشته باشیم نمی‌توانیم در انجام کارها موفق باشیم. اعتماد به نفس با تمرین و تکرار و تلاش به‌راحتی به‌دست می‌آید.

    رابطه با فردی که عزت نفس و اعتماد به نفس ندارد چگونه است؟

    فردی که عزت نفس و اعتماد به نفس ندارد خود و دیگران را خوب و دوست داشتنی نمی‌داند. او به ارزش‌های خود شک دارد و خود را لایق خوبی شما نمی‌داند. چون‌که خود را لایق نمی‌بیند دائما نگران است که شما را از دست بدهد، یا به او خیانت کنید. حتی ممکن است اوضاع بدتر شده و او به شما خیانت کند. این جلب توجه از سمت دیگران به او حس ارزشمندی و خواستنی بودن می‌دهد.

    او چون خود را بی‌ارزش می‌داند تصور می‌کند شما هم بی‌ارزش هستید که او را انتخاب کرده‌اید و هر کسی که او را پس می‌زند در نظر او ارزشمند به‌نظر می‌آید.

    برخی افراد با عزت نفس پایین، برخورد متفاوتی دارند. آنها چون باور دارند که ارزشی ندارند و کم هستند، سعی در کم نشان دادن سایرین می‌کنند. بقیه را مسخره می‌کنند. از بقیه ایراد می‌گیرند. دائما از بقیه بدگویی می‌کنند تا به همه ثابت کنند من فقط بد نیستم. ببینید! بقیه هم بد هستند. خیلی از این افراد ممکن است به اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانی دچار شوند.

    بهترین راه برای بالا بردن عزت نفس و اعتماد به نفس

    همیشه بهترین روش برای حل کردن مسائل روانی و ذهنی مراجعه به روانشناس خوب و حرفه‌ای است. گاهی اوقات برای تجویز دارو نیاز داریم به روانپزشک مراجعه کنیم.

    عزت نفس و اعتماد به نفس سنگ بنای سلامت روان هستند و باید خود را کاوش کنیم که عزت نفس و اعتماد به نفس سالمی داشته باشیم و اگر با مشکلی روبرو شدیم حتما برای برطرف کردن آن تلاش کنیم.

    خود و دیگران را سرزنش نکنیم. چرا که اگر والدین و اطرافیان، عزت نفس ما را پایین آورده‌اند، خود نیز قربانی رفتار بد والدین خود هستند و خودشان مشکل عزت نفس و اعتماد به نفس دارند. ما با آگاهی و تلاش، بهتر است به این چرخه نامناسب پایان دهیم و فرزندان خود را به‌درستی تربیت کرده و با احترام و با حفظ ارزشمندی آنها، با آنها رفتار کنیم و عزت نفس و اعتماد به نفس مناسب را در آنها به‌وجود بیاوریم.