دسته: روانشناسی

  •  ویژگی‌های افراد برون‌گرا چیست؟

     ویژگی‌های افراد برون‌گرا چیست؟

     ویژگی‌های افراد برون‌گرا چیست؟ در مطلب قبلی به معرفی ویژگی‌های افراد درونگرا پرداختیم.

    اگر به این سؤالات جواب مثبت بدهید احتمالا دارای ویژگی‌های افراد برون‌گرا هستید. آیا از گذراندن وقت برای معاشرت با دیگران در بیرون از خانه لذت می‌برید؟ آیا فکر ملاقات با افراد جدید به شما انرژی می‌دهد؟ اگر با این ویژگی‌ها هم‌ذات‌پنداری کنید، ممکن است برون‌گرا باشید. فهمیدن اینکه در کجای طیف درون‌گرایی – برون‌گرایی قرار دارید کمی چالش‌برانگیز است. در واقع، همه افراد گاهی درون‌گراتر و گاهی برون‌گراتر از آن چیزی که هستند، می‌شوند.

     کارل یونگ، روان‌شناس مشهور سوئیسی که به‌عنوان بنیان‌گذار روان‌شناسی تحلیلی نام‌برده می‌شود، اصطلاحات برون‌گرایی و درون‌گرایی را برای توضیح چگونگی استفاده افراد از نگرش‌های مختلف برای هدایت انرژی خود ابداع کرد. برون‌گرا بودن چیزی فراتر از معنای گذراندن زندگی در جمع دوستان و مهمانی‌ها است و درون‌گرایی را نباید با کم‌رویی اشتباه گرفت. در مورد معنای برون‌گرا بودن و چگونگی تشخیص اینکه آیا خودتان هم چنین هستید به ادامه مطلب توجه کنید.

     برون‌گرایی چیست؟

     اصطلاح برون‌گرایی جنبه‌ای از شخصیت را توصیف می‌کند که اغلب با الگوهای رفتاری خاصی مشخص می‌شود. افرادی که برون‌گرا هستند بسیار پرحرف، اجتماعی، فعال و خون‌گرم هستند. یونگ برون‌گرا را فردی می‌داند که از دنیای بیرونی و تعاملات اجتماعی انرژی دریافت می‌کند.

     به گفته یونگ، فردی که ویژگی‌های افراد برون‌گرا را داشته باشد، در محیط‌های گروهی و جمع دوستان و همکاران احساس راحتی و حتی هیجان می‌کند. یک برون‌گرا ممکن است به‌عنوان “آدم اجتماعی” شناخته شود و طیف وسیعی از دوستان برای اثبات آن داشته باشد. داشتن ویژگی‌های رفتاری از هر دو تیپ شخصیتی درون‌گرا و برون‌گرا غیرمعمول نیست و این افراد ویژگی‌هایی از هر دو تیپ شخصیتی درون‌گرا و برون‌گرا را دارند.

     اگر شما فردی هستید که احساس می‌کنید تمام ویژگی‌های افراد برون‌گرا را ندارید، واقعیت این است که اکثر ما در یک طیف قرار می‌گیریم و به‌ندرت کاملاً یک برون‌گرا هستیم. در طول زندگی، شخصیت‌ها می‌توانند تغییر کنند، و ممکن است متوجه شوید که اگرچه در کودکی بیشتر درون‌گرا بوده‌اید، اما در بزرگسالی برون‌گرا شده‌اید. برنامه‌های درمانی و خودیاری حتی می‌توانند به افراد کمک کنند تا کم‌وبیش برون‌گرا شوند. ویژگی‌های شخصیتی شما چیزی است که شما را منحصربه‌فرد می‌کند و اغلب از ترکیبی از ژن‌ها، تکامل و رشد ناشی می‌شود.

    ویژگی‌های افراد برون‌گرا

     تفاوت برون‌گرایی و درون‌گرایی چیست؟

     شناخت تیپ شخصیتی شما می‌تواند به شما کمک کند تا راه‌های جدیدی را برای نزدیک‌شدن به مشکلات و حل آنها پیدا کنید و همچنین ممکن است به بهبود روابط و درک بهتر نقاط قوت و ضعف خود کمک کند. رایج‌ترین تفاوت بین برون‌گرایی و درون‌گرایی این است که برون‌گراها از تعامل با دنیای بیرون انرژی می‌گیرند. در مقابل، درون‌گراها اغلب به درون خوشان متمرکز هستند و برای زمان تنهایی ارزش قائل هستند و از تنهایی خود انرژی می‌گیرند.

     ویژگی‌های افراد برون‌گرا

    در ادامه لیستی از ویژگی‌های افراد برون‌گرا آورده شده است:

    •  انجام کار گروهی را دوست دارند.
    •  از امتحان‌کردن چیزهای جدید لذت می‌برند.
    •  تمایل دارند به‌عنوان یک انسان پرانرژی توصیف شوند.
    •  در هنگام تجربه مشکلات و سختی‌ها دوست دارند در مورد آن صحبت کنند.
    •  به‌راحتی دوست پیدا می‌کنند.
    •  ممکن است تکانشی باشند.

     درون‌گراها در تعامل با دیگران، محتاط‌تر هستند و وقتی به‌تنهایی کار می‌کنند، به بهترین شکل کارها را انجام می‌دهند. برون‌گراها دایره اجتماعی گسترده‌ای دارند، برون‌گرا هستند و اغلب از صحبت‌کردن در مورد مسائل با صدای بلند لذت می‌برند. برون‌گراهایی که از اقدام‌کردن نمی‌ترسند و می‌توانند به‌خوبی در تیم کار کنند، اغلب به‌عنوان رهبران خوب و مؤثر دیده می‌شوند.

    ویژگی‌های افراد برون‌گرا

     چگونه بفهمیم برون‌گرا هستیم؟

     اگر زیاد بیرون می‌روید و در محیط‌های اجتماعی هستید و دوست دارید دوستان جدید پیدا کنید به‌احتمال خیلی زیاد برون‌گرا هستید.

     راه‌های مختلفی برای تعیین اینکه آیا برون‌گرا هستید یا درون‌گرا وجود دارد. ارزیابی آنلاین مانند شاخص نوع مایرز – بریگز (MBTI) یکی از گزینه‌ها است، یا می‌توانید ویژگی‌های شخصیتی مرتبط با برون‌گرایی را در نظر بگیرید.

     در اینجا برخی از ویژگی‌های رایج مرتبط با برون‌گرایی وجود دارد که می‌تواند بینش بیشتری در مورد شخصیت شما ارائه دهد:

    •  بعد از گذراندن وقت با دیگران احساس می‌کنید از آنها چیزی را الهام گرفته‌اید و از تعاملات اجتماعی انرژی می‌گیرید.
    •  اگر بیش از حد تنها باشید احساس می‌کنید انرژی شما را تخلیه شده است و بی‌انرژی هستید و احساس بی‌حالی می‌کنید.
    •  شما زیاد در مرکز توجه قرار می‌گیرید و با موقعیت‌های ناآشنا راحت هستید.
    •  ایجاد مکالمه، حتی با افراد کاملاً غریبه، برای شما شادی می‌آورد و اغلب برای بررسی و سازماندهی افکارتان صحبت می‌کنید.
    •  شما اغلب در گردش‌های گروهی و سایر رویدادهای اجتماعی رهبری می‌کنید. به‌ندرت پیش می‌آید که دعوت به مهمانی یا گردهمایی را رد کنید.
    •  سازگاری نقطه قوت شماست و از تصمیمات لحظه‌ای در زندگی خود استقبال می‌کنید.

     تعیین درون‌گرا یا برون‌گرا بودن شما همیشه به یک شکل نیست. در محل کار، ممکن است ویژگی‌های برون‌گراتری داشته باشید و احساس راحتی کنید که یک جلسه را اداره کنید، اما شاید در خانه، از گذراندن زمانی برای تنها بودن لذت ببرید. افرادی که دارای ترکیبی از ویژگی‌ها هستند اغلب به‌عنوان میان‌گرا توصیف می‌شوند.

     بهترین کار برای شروع تعیین تیپ شخصیتی خود، انجام کمی درون‌نگری است. ببینید آیا ویژگی‌های افراد برون‌گرا را دارید؟ به تجربیات خود فکر کنید و ترجیحات شخصی خود را در نظر بگیرید. بازخورد شخصی که به او اعتماد دارید و با او احساس راحتی می‌کنید راه خوبی برای تعیین تیپ شخصیتی شما است.

    ویژگی‌های افراد برون‌گرا

     مزایا و معایب برون‌گرا بودن

     چندین ویژگی مثبت در ارتباط با برون‌گرا بودن وجود دارد. ویژگی‌های افراد برون‌گرا باعث شده است برون‌گراها در ایجاد ارتباطات اجتماعی عالی هستند و زمان بیشتری را صرف تعامل با گروه‌ها و افراد می‌کنند. داشتن مهارت‌های اجتماعی توسعه‌یافته‌تر می‌تواند به توانایی حفظ دوستی‌ها کمک کند و ممکن است منجر به رضایت بیشتر از زندگی شود. توانایی افراد برون‌گرا برای بحث در مورد موضوعات یکی دیگر از نقاط قوت آنها است که ممکن است به آنها اجازه دهد در موقعیت‌هایی مثل یک سخنرانی عمومی یا سایر نقش‌هایی که نیاز به سطح بالایی از ارتباطات دارند، پیشرفت کنند.

     برخی از چالش‌های رایجی که برون‌گراها با آن روبرو هستند عبارت‌اند از: مشکل در مواجهه با دوره‌های طولانی انزوا و ناتوانی در فکرکردن قبل از صحبت‌کردن. ازآنجایی‌که برون‌گراها به دلیل تسلط بر مکالمه در محیط‌های اجتماعی شناخته شده‌اند، ممکن است گوش‌دادن برای آنها سخت باشد.

     هر دو افراد درون‌گرا و برون‌گرا دارای نقاط قوت و ضعف هستند. افرادی که هر دو ویژگی برون‌گرایی و درون‌گرایی را دارند ممکن است بیشترین مزیت را داشته باشند؛ زیرا اغلب هر دو دنیا را تجربه می‌کنند. اما آگاهی از چالش‌های مرتبط با تیپ شخصیتی می‌تواند به شما کمک کند تا خودان را بیشتر بشناسید و از نقاط قوت خود نهایت استفاده را ببرید.

  •  ویژگی‌های افراد درونگرا چیست؟

     ویژگی‌های افراد درونگرا چیست؟

     در این مطلب از مجله سلامتی نبض قصد داریم به معرفی ویژگی‌های افراد درونگرا بپردازیم. درونگراها بیشتر زمانی احساس راحتی می‌کنند که بر روی افکار و ایده‌های درونی خود تمرکز می‌کنند تا آنچه در بیرون اتفاق می‌افتد. درونگراها از گذراندن وقت در گروه‌ها و یا جمعیت‌های بزرگ لذت نمی‌برند و فقط با یک یا دو نفر وقت‌گذرانی می‌کنند.

     وقتی کلمه درونگرا را می‌شنوید، ممکن است به کسی فکر کنید که خجالتی یا ساکت است و ترجیح می‌دهد تنها باشد. شاید این ویژگی برای برخی افراد درونگرا صادق باشد، اما این تیپ شخصیتی ویژگی‌های بیشتری دارد. اینکه شما فردی درونگرا یا برونگرا هستید، بستگی به نحوه پردازش دنیای اطرافتان دارد.

    بیشتر بخوانید: ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی

     یونگ برای اولین بار از اصطلاح درونگرا استفاده کرد

     روان‌شناسی به نام کارل یونگ در دهه ۱۹۲۰ شروع به استفاده از اصطلاحات درونگرا و برونگرا کرد. این دو تیپ شخصیتی را بر اساس نحوه دریافت انرژی و یا صرف انرژی خود دسته‌بندی می‌کنند. یونگ می‌گوید درون‌گراها برای شارژ مجدد به ذهن خود روی می‌آورند، درحالی‌که برون‌گراها برای گرفتن انرژی، به دنبال افراد دیگر هستند.

     ویژگی‌های افراد درونگرا

     حدود یک‌سوم تا نیمی از مردم ایالات متحده درونگرا هستند، اما درونگراها الگوهای رفتاری بسیاری دارند. ویژگی‌های افراد درونگرا شامل موارد زیر است:

    •  برای تمرکز نیاز به سکوت دارند
    •  خودآگاه هستند
    •  برای تصمیم‌گیری زمان می‌گذارند
    •  از تنهایی احساس راحتی می‌کنند
    •  کار گروهی را دوست ندارند
    •  نوشتن را به صحبت‌کردن ترجیح می‌دهند
    •  پس از حضور در جمع احساس خستگی می‌کنند
    •  دوستان کمی دارند، اما با این دوستان بسیار صمیمی هستند

     یکی از راه‌های فهمیدن اینکه آیا درون‌گرا هستید یا خیر، شرکت در آزمونی مانند نشانگر نوع مایرز – بریگز (MBTI) است.

    ویژگی‌های افراد درونگرا

     علل درونگرایی

     دانشمندان به‌طورقطع نمی‌دانند که دلیلی برای درونگرایی یا برونگرایی وجود دارد یا خیر. چیزی که آنها می‌دانند این است که مغز این دو تیپ شخصیتی کمی متفاوت از یکدیگر کار می‌کند. محققان دریافته‌اند که درونگراها نسبت به افراد برونگرا جریان خون بیشتری در لوب پیشانی خود دارند. این قسمت از مغز به شما کمک می‌کند تا چیزها را به‌خاطر بسپارید، مشکلات را حل کنید و از قبل برنامه‌ریزی کنید.

     واکنش مغز درونگراها نسبت به دوپامین متفاوت از مغز برونگراها است. دوپامین یک ماده شیمیایی است که بخش پاداش و لذت‌جویی مغز شما را فعال می‌کند. درونگراها و برونگراها مقدار یکسانی از این ماده شیمیایی را دارند، اما مغز برون‌گراها از ترشح دوپامین هیجان‌زده می‌شود. از سوی دیگر، درونگراها به‌اندازه برونگراها با ترشح دوپامین هیجان‌زده نمی‌شوند.

     انواع درونگرایی

     اگر یک طیف را در نظر بگیریم. درونگرایی و برونگرایی بر روی دو سر طیف قرار دارند. همه افراد درونگرا مانند هم نیستند و اندازه یکدیگر درونگرا نیستند. برخی از افراد کاملاً در وسط این طیف هستند که به آنها میانگرا گفته می‌شود.

     تمام درونگراها معمولاً چند ویژگی از برونگراها را دارند و بالعکس.

     یک مطالعه نشان می‌دهد که درونگراها در یکی از چهار زیرگروه قرار می‌گیرند:

     ویژگی‌های افراد درونگرای اجتماعی

     درونگراهای اجتماعی نوع کلاسیک درونگرایی هستند. درونگراهای اجتماعی گروه‌های کوچک و محیط‌های آرام را در میان جمعیت دوست دارند.

     ویژگی‌های افراد درونگرای متفکر

     افراد این گروه خیال‌باف هستند. آنها زمان زیادی را صرف افکار خود می‌کنند و تمایل به تخیل خلاق دارند.

     ویژگی‌های افراد درونگرای مضطرب

     درونگراهای مضطرب به دلیل اینکه اغلب بین مردم احساس بدی دارند و یا خجالت می‌کشند، به دنبال این هستند که زمانی را برای تنهایی خود داشته باشند.

     ویژگی‌های افراد درونگرای محدود/بازدارنده

     این افراد درونگرا قبل از انجام هر کاری خیلی فکر می‌کنند. آنها به‌احتمال زیاد تصمیمی از روی هوس نمی‌گیرند و معمولاً به زمان بیشتری برای انجام کارهایشان نیاز دارند.

     افراد درونگرا ممکن است در طول زمان هر یک از این انواع درونگرایی را تجربه کنند؛ ولی به‌احتمال زیاد از یک فرد درونگرا به یک فرد برونگرا تغییر نخواهند کرد. اما این امکان وجود دارد که بسته به آنچه در زندگی آنها می‌گذرد، روی این طیف جایشان تغییر کند.

    ویژگی‌های افراد درونگرا

     درونگرایی در مقابل کمرویی و خجالت

     بسیاری از افراد، درونگراها را خجالتی می‌دانند، اما این دو به هم مرتبط نیستند. درونگرایی یک تیپ شخصیتی است، درحالی‌که کمرویی و خجالت یک احساس است.

     افرادی که خجالتی هستند وقتی در موقعیت‌های اجتماعی قرار می‌گیرند، به‌خصوص وقتی در اطراف غریبه‌ها هستند، احساس ناخوشایندی یا ناراحتی می‌کنند. آنها ممکن است آن‌قدر عصبی شوند که عرق کنند. ممکن است ضربان قلب آنها تندتر شود و ممکن است دچار معده درد شوند. آنها ممکن است تمایل داشته باشند نخواهند در موقعیت‌های اجتماعی قرار بگیرند، زیرا احساسات منفی را که هنگام رفتن به مهمانی‌ها یا فعالیت‌های دیگر پیدا می‌کنند، دوست ندارند.

     ویژگی‌های افراد درونگرا نشان می دهد که افرادی که درونگرا هستند نیز ترجیح می‌دهند در موقعیت‌های اجتماعی قرار نگیرند، اما به این دلیل است که در انجام کارها به‌تنهایی یا با یک یا دو نفر دیگر احساس انرژی یا راحتی بیشتری می‌کنند. آنها تنها بودن یا در گروه‌های بسیار کوچک بودن را ترجیح می‌دهند.

     افسانه‌هایی در مورد ویژگی‌های افراد درونگرا

     درونگراها خجالتی هستند

     یک افسانه رایج در مورد افراد درونگرا این است که آنها خجالتی هستند. برخی از افراد درونگرا ممکن است خجالتی باشند، اما این در مورد همه افراد درونگرا صدق نمی‌کند.

     درونگراها صمیمی نیستند

     درونگرا بودن تأثیری بر صمیمی بودن شما ندارد. برخی از افراد ممکن است فکر کنند که افراد درونگرا غیردوستانه و غیر صمیمی هستند؛ زیرا تمایلی به داشتن گروه‌های بزرگ دوستان و شرکت در گفتگوها در گردهمایی‌ها ندارند.

     درونگراها نمی‌توانند رهبر باشند

     اگرچه ممکن است افراد زمانی که یک رهبر را تصور می‌کنند به شخصیتی برونگرا فکر کنند، اما درونگراها نیز مهارت‌هایی دارند که رئیس و رهبر باشند.

     برخی از ویژگی‌ها که آنها را رهبرانی مؤثر می‌سازد:

    •  آنها به ایده‌های کارمندان خود گوش می‌دهند.
    •  می‌توانند روی اهداف بلندمدت متمرکز بمانند.
    •  ممکن است کمتر تهدیدکننده به نظر برسند، بنابراین افراد ممکن است آنها را در نقش‌هایشان بپذیرند.

     حتی با دانستن ویژگی‌های افراد درونگرا، شناخت آنها سخت است. افراد درونگرا ترجیح می‌دهند تنها با افراد معدودی دوستی عمیق داشته باشند. آن‌ها ممکن است در یک جمع یا یک مهمانی با یک غریبه راحت هم‌کلام نشوند، اما افرادی که با آنها صمیمی هستند آنها را به‌خوبی می‌شناسند و با آنها دوستی واقعی برقرار می‌کنند.

  • ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی از نظر دکتر هلاکویی (قسمت دوم: نبایدها)

    ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی از نظر دکتر هلاکویی (قسمت دوم: نبایدها)

    در مطلب قبلی، قسمت اول یعنی ۲۵ باید زندگی زناشویی منتشر شد. در این مطلب به ۲۵ نباید زندگی زناشویی می‌پردازیم.

    ۱. نباید در خانه به دنبال قدرت باشیم.

    اگر در خانه به دنبال قدرت باشیم نمی‌توانیم محبت و انصاف را تجربه کنیم. این طرز فکر درست نیست که در خانه یکی باید رئیس باشد. اساس روابط انسانی محبت، حرمت و مشورت است. اطاعت معنایی ندارد بلکه همکاری در خانواده وجود دارد.

    بچه‌ها قرار نیست فرمان‌بردار پدر و مادر باشند و از دستورات آنها اطاعت کنند. پدر و مادر باید بچه‌ها را به‌درستی تربیت کنند.

    در خانواده سلسله مراتب نیز وجود ندارد به این معنی که کسی از دیگری بالاتر نیست.

    دوران قدرت، کنترل، مالکیت و سلسله مراتب تمام شده است. امروز اساس روابط محبت، حرمت، مشورت و همکاری است.

    ۲. در زندگی نباید دائما دنبال مقصر باشیم و یکدیگر را سرزنش کنیم.

    برخی از پدر و مادرها و زن و شوهرها هستند که فکر می‌کنند مرکز خلقت هستند. خوب و بد، و درست و غلط همه مسائل دنیا را می‌دانند و حالا حکم صادر می‌کنند. این کار درستی نیست، با این کار، دیگران را مسئول و مقصر می‌دانیم و نقش خودمان را نادیده می‌گیریم.

    در مشکلات زندگی موضوع نیست که چه کسی مقصر است، شاید ممکن است که به دنبال علت برویم، که مشکل از کجا شروع شد ولی به دنبال پیدا کردن مقصر و سرزنش او نیستیم.

    ۳. در زندگی نباید تخیلی، تماشاچی، بی‌تفاوت و تنبل باشیم.

    آدم تخیلی در دنیای خیالی و ایده‌آل خودش زندگی می‌کند و ارتباطی با واقعیت ندارد. واقع‌بین نیست. دنیا و مسائل را آنطور می‌بیند که دلش می‌خواهد نه آنطور که واقعا هست.

    آدم تماشاچی مسئولیت‌پذیر نیست. حاضر نیست در کارها شرکت کند ونقشی داشته باشد.

    ۴. همسر و فرزندانتان را تطمیع نکنید، تهدید نکنید، به او احساس گناه ندهید و او را تنبیه نکنید.

    تطمیع کردن یعنی به او بگویید اگر فلان کار را انجام دهی، من فلان کار را برایت انجام می‌دهم. مثلا اگر با پدر و مادر من کنار بیایی، تو را به مسافرت خواهم برد. او را تهدید نکنید که اگر کنار نیایی تو را طلاق خواهم داد.

    منظور از تنبیه کردن، مجازات کردن است. مثلا همسرتان اشتباهی انجام می‌دهد و شما می‌گویید دیگر از رابطه جنسی خبری نیست.

    ۵. نباید شک و سوءظن داشته باشید.

    باید همه شرایط را در نظر بگیرید. مثلا فکر می‌کنید او هر وقت با مادرش صحبت می‌کند ناراحت می‌شود. حتما مادرش در مورد من به او چیزی می‌گوید. شاید اینطور نباشد، شاید مادرش او را ناراحت کرده باشد ولی اصلا به دلیل وجود شما نیست.

    با کسی که شکاک است نباید ازدواج کنید زیرا شک او به خوب و درست بودن شما ارتباطی ندارد و نمی‌توانید شک او را برطرف کنید.

    ۶. نباید عصبانی شویم.

    خشم و عصبانیت با یکدیگر تفاوت دارند. همه خشمگین می‌شوند. بعضی از مردم روزی هزار بار و بعضی دیگر روزی ده بار. باید بدانید تکنیک‌هایی وجود دارند که به شما کمک می‌کنند خیلی کمتر خشمگین شوید.

    عصبانیت یک رفتار است و همه آدمها عصبانی نمی‌شوند. عصبانیت رفتار پرخاشگرانه است. خشم یک حس درونی است ولی عصبانیت نمود رفتاری آن خشم است.

    خشم و عصبانیت، عشق را به بی‌تفاوتی تبدیل می‌کند. پدر و مادر عصبانی بچه‌ها را نابود می‌کنند. بچه‌ها تحمل شنیدن نعره و داد را ندارند.

    خیلی‌ها می‌گویند دیگران ما را عصبانی می‌کنند، در حالی که باید بدانید عصبانی شدن انتخاب خود ماست. کسی نمی‌تواند ما را عصبانی کند. مثلا چرا جلوی مردم، جلوی مسئولین مدرسه، جلوی پلیس عصبانی نمی‌شوید و وقتی به خانه می‌رسید عصبانی می‌شوید و دادوفریاد راه می‌اندازید؟ زیرا عصبانی شدن انتخاب خود ما است.

    ۷. در زندگی نباید نسبت به یکدیگر بدهکار و طلبکار باشیم.

    بعضی از مردم هستند که همیشه طلبکار همسر خود هستند. از او انتظار و توقع زیادی دارند که دلیل آن به آسیب دوران کودکی برمی‌گردد. متاسفانه اگر همسر شما طلبکاری شما را می‌پذیرد به این دلیل است که او هم در دوران کودکی آسیب دیده است و خود را بدهکار می‌داند.

    در زندگی نباید طلبکار و بدهکار باشیم، بلکه باید بی‌حساب باشیم. آدم سالم بی‌حساب است، نه طلبکار و نه بدهکار است. هیچ طلبکاری موفق و خوشبخت و سالم نیست زیرا به خودکفایی نرسیده است.

    آدم سالم، بی‌حساب است و به خودکفایی رسیده است.

    ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی از نظر دکتر هلاکویی (قسمت دوم: نبایدها)

    ۸. نباید ناراضی باشیم.

    بعضی از آدم‌ها همیشه ناراضی هستند و در حال شکوه و شکایت و گله هستند. حتی وقتی اوضاع خوب است می‌گویند چرا قبلا شرایط خوب نبود؟ و یا نگرانند بعدا این شرایط و اوضاع خوب را از دست بدهند.

    ۹. حساس نباشید.

    حساس بودن یعنی یک چیز کوچک بد را بزرگ کردن. کسی که حساس است انگار پوست ندارد و وقتی او را فوت کنید دردش می‌آید.

    با احساس بودن یعنی یک چیز کوچک خوب را بزرگ کردن، که با احساس بودن خوب است.

    ۱۰. نباید واکنشی باشید.

    در پاسخ به اتفاقات ما یا پاسخ می‌دهیم یا واکنش و عکس‌العمل نشان می‌دهیم.

    مثلا اگر کسی به شما گفت احمق و شما سریع پاسخ دادید، احمق خودتی یعنی عکس‌العمل و واکنش نشان دادید که اشتباه است. هیچ تفکر و بررسی و سبک و سنگین کردنی در واکنش نشان دادن وجود ندارد. ما باید به شرایط پاسخ دهیم یعنی فکر کنیم، شرایط را بررسی کنیم بهترین پاسخ را بدهیم.

    ۱۱. نباید به دادگاه درونی بروید.

    شما حق ندارید با خودتان درباره کار بد دیگران صحبت دهید. در این دادگاه درونی، قاضی، وکیل مدافع، دادستان خودتان هستید و به نتیجه منطقی و درستی نمی‌رسید. این کار تنها به قاضی رفتن و برگشتن است.

    شما باید با خود آن فرد درباره کار بد او صحبت کنید.

    ۱۲. حق ندارید بدی همسر خود را به خانواده و دوستانتان بگویید.

    شما حق ندارید با خانواده و یا دوستانتان از همسر خود بدگویی کنید. حق ندارید گزارش زندگی خود را به کسی بدهید.

    کسی که دوست صمیمی شماست، اگر شما از همسر خود بدگویی کنید به شما می‌گوید ساکت شو، من نمی‌خواهم این حرف‌ها را بشنوم.

    هیچ زن و شوهری حق ندارند درباره زندگی زناشویی خود با هیچ‌کس هیچ‌وقت هیچ‌حرفی بزنند. هیچ وقت. برای اینکه این راز همسر شماست. سرّ همسر شماست. زندگی همسر شماست و شما حق این کار را ندارید، مگر اینکه او اجازه بدهد. آگاه باشد، موافق باشد و از شما بخواهد با دیگران صحبت کنید.

    یکی از معضلات فرهنگی ما این است که درددل می‌کنیم. درددل کردن هیچ فایده‌ای ندارد. آدم سالم در دنیای امروز درددل کسی را نمی‌شنود.

    روزی که نرفتید با دیگری صحبت بکنید و با خودتان صحبت نداشتید آن موقع است که با همسرتان صحبت می‌کنید و آن زمان است که به روان‌شناس مراجعه می‌کنید و کمک می‌گیرید و مساله را حل می‌کنید. پدر و مادر و دوستان شما هیچ تخصصی، هیچ آگاهی، هیچ توانایی برای حل مسائل شما ندارند. حتی اگر دوست شما متخصص باشد اجازه این کار را ندارد. در روان‌درمانی بین مراجع و تراپیست هیچ آشنایی قبلی نباید وجود داشته باشد.

    ۱۳. همسرتان حق ندارد بخواهد در جریان مکالمات شما و خانواده‌تان باشد.

    عکس این مطلب نیز وجود دارد. حرفی که میان شما و مادرتان است بین شما است و همسر شما حق ندارد بگوید باید هر چه مادرت گفت به من بگویی.

    ۱۴. لشگرکشی نکنید.

    وقتی در زندگی زناشویی به مشکل می‌خوریم به دنبال این هستیم برای خودمان یار و لشکر جمع کنیم. حتی با بچه‌ها این کار را می‌کنیم که یا باید طرف ما باشند یا طرف همسرمان. بدی همسر خود را به دیگران می‌گوییم که از ما طرف‌داری کنند و در لشکر ما باشند.

    ۱۵. نباید به‌راحتی فاصله بگیرید.

    بعد از یک بحث کوچک می‌گویید من اصلا دیگه با او کاری ندارم. می‌روم دنبال کار و زندگی خودم. از لحاظ احساسی و جنسی از او فاصله می‌گیرید.

    ۱۶. نباید بعد از ازدواج بی‌خیال نگه‌داشتن عشق همسرتان شوید.

    زمانی که یک زن به مرد بله می‌گوید، مرد تصور می‌کند که از حالا به بعد او همیشه هست و برای نگه‌داشتن او دیگر تلاشی نمی‌کند. این اتفاق یک دلیل دیگر نیز دارد. به این دلیل که مردها هر کاری می‌کنند باز هم مادرشان دوستشان دارد، تصور می‌کنند بعد از ازدواج نیز همین گونه است. هر کاری کنند همسرشان آنها را می خواهد و هیچ‌وقت رها نمی‌کند. در حالی که باید بدانید همیشه باید برای احساس و عشق و رابطه خود تلاش کنید.

    ۱۷. تقسیم کار نکنید.

    مثلا آقا می‌گوید من تمام مسائل اقتصادی را به دست می‌گیرم و تو هم فقط مشغول بزرگ کردن بچه‌ها باش. اینگونه می‌شود که مرد پس از مدتی نمی‌داند فرزندش کلاس چندم است و زن نمی‌داند محل کار شوهرش کجاست. کارها را باید با هم انجام دهید اگر همسرتان در املا به فرزندتان کمک کرده شما در ریاضی کمکش کنید. اگر همسرتان او را به آرایشگاه برده و موهایش را کوتاه کرده شما در حمام رفتن کمکش کنید.

    ۱۸. به دنبال ضلع سوم برای حل مشکلات نباشید.

    رابطه زن و شوهر یک رابطه خطی است. زمانی که زن و شوهر به مشکل می‌خورند تصمیم می‌گیرند به کار بیشتر، تحصیل، مذهبی‌تر شدن، مواد مخدر، الکل و یا آوردن بچه روی بیاورند و فکر می‌کنند اینگونه مشکلات حل می‌شود. آنها به دنبال یک ضلع سوم هستند که همیشه رابطه را بدتر می‌کند.

    ۱۹. با فرزند یا فرزندان خود ائتلاف نکنید.

    ممکن است یکی از پدر و مادر تلاش کنند که فرزند یا یکی از فرزندان را به خود نزدیک‌تر کند. معمولا مادر تلاش می‌کند پسر خود را به خودش نزدیک‌تر کند و او را از پدرش دور کند که این اتفاق آسیب بسیار زیادی را به فرزند وارد می‌کند. فرزندان احتیاج دارند به هر دوی پدر و مادر به یک اندازه نزدیک باشند.

    ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی از نظر دکتر هلاکویی (قسمت دوم: نبایدها)

    ۲۰. در خانه نباید قوانین بد وجود داشته باشد.

    برخی از قوانین بد و غلط هستند و هیچ کمکی به رابطه زن و شوهر و فرزندان نمی‌کند. باید آنها را بازبینی و اصلاح کنید.

    ۲۱. عادت بد و اعتیاد نداشته باشید.

    قمار کردن، مصرف مواد مخدر، الکل، ماری جوانا همگی به زندگی آسیب می‌زند. یا مثلا شخصی عادت دارد هر شب به مادرش سر بزند، این کار به رابطه او آسیب خواهد زد. پس باید این عادات بد و اعتیاد را کنار گذاشت.

    ۲۲. رابطه زناشویی نباید چیزی جز رابطه زناشویی باشد.

    گاهی اوقات نقش‌ها در ازدواج عوض می‌شود. یکی نجات دهنده می‌شود، یکی دکتر می‌شود، یکی پدری می‌کند، آن یکی مادری می‌کند، شما روانشناس یا مراجع همسرتان نمی‌توانید باشید. نمی‌توانید نقش معلم و شاگرد پیدا کنید.

    ۲۳. پنهان کاری نکنید.

    با مادرش صحبت می‌کنم به او نمی‌گم. یه مقدار پول پس‌انداز می‌کنم به او نمی‌گم. نباید این کارها را انجام دهید. هرگز نباید قهر کنید. قهر بدترین نوع خشم و دشمنی است.

    ۲۴. از روش‌های ارتباطی که کارکرد ندارد استفاده نکنید.

    ۴ روش ارتباطی وجود داره که هیچ نتیجه و کارکردی نداره

    یک. در صحبت‌هایتان خودتان را هیچ بدانید و خود را مسئول خوشی بقیه در نظر بگیرید و هیچ حقی برای خودتان قائل نباشید.

    دو. در حرف زدن دائم دیگری را سرزنش کنید و او را مسئول همه چیز بدانید.

    سه. دائم بخواهید حسابگر باشید و تلاش کنید حرف‌های مثلا منطقی بزنید. مثلا بچه روزی یک بستنی بیشتر نباید بخورد. بچه باید هشت شب خواب باشد. این حرف‌ها در ظاهر از یک منطق پیروی می‌کند ولی غلط است.

    چهار. وقتی از شما سوالی پرسیده می‌شود یک جواب کاملا نامربوط می‌دهید تا دیگری را مقصر نشان دهید. مثلا چرا دیر دنبال بچه رفتی؟ جواب می‌دهد چون تو دیشب لباس‌ها را نشستی.

    این چهار روش ارتباطی خیلی آسیب‌زننده هستند و مکالمه را به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسانند.

    ۲۵. رابطه جنسی مهم است.

    مبادا رابطه جنسی را دست کم بگیرید و آن را کم اهمیت نشان دهید.

  • ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی از نظر دکتر هلاکویی (قسمت اول: بایدها)

    ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی از نظر دکتر هلاکویی (قسمت اول: بایدها)

    این مطلب عینا پیاده‌سازی سمینار دکتر هلاکویی نیست و خلاصه‌ای از آن آورده شده است.

    این سمینار در دو قسمت برای شما آورده شده است. قسمت اول مربوط به بایدها و قسمت دوم مربوط به نبایدها است.

    بیشتر بخوانید: هوش هیجانی چیست؟

    بایدها

    ۱. باید خوب زندگی کنیم و برای خوب زندگی کردن باید با هم همکاری کنیم.

    هر دو باید به این باور داشته باشید که ما به این دنیا آمده‌ایم تا زندگی کنیم، نه اینکه فقط زنده باشیم. برخی از مردم فکر می‌کنند برای زنده ماندن باید بجنگند و به همین دلیل حتی با همسر خود وارد جنگ می‌شوند.

    دو نوع ارتباط وجود دارد. رابطه مبتنی بر همکاری و رابطه مبتنی بر رقابت و جنگ.

    وقتی تصمیم می‌گیریم فقط زنده بودن کافی نیست و باید زندگی کنیم باید در زندگی زناشویی رابطه مبتنی بر همکاری داشته باشیم.

    اولین باید زندگی، این است که من میخواهم خوب زندگی کنم. نمیخواهم فقط زنده باشم . من برای این زندگی کردن میخواهم همکاری کنم. عشق بورزم و عشق بپذیرم.

    ۲. باید انسان، خودمان و همسرمان را بشناسیم.

    اگر انسان و خودمان را نشناسیم نمی‌توانیم هیچ‌وقت همسرمان را نیز بشناسیم.

    شناخت از خود دو معنا دارد.

    • دلیل چرایی رفتارهای خود را می‌دانم. چرا یک کار را می‌کنم. چرا یک کاری را اصلا انجام نمی‌دهم. چرا آن زمانی که نباید کاری را انجام دهم، انجام می‌دهم؟ و زمانی که باید آن کار را انجام دهم، نمی‌کنم؟ جواب این سوالات به ناخوداگاه برمی‌گردد.
    • شرایط حالات خود و احساسات خود را می‌دانم. دلیل داشتن حس غم من چیست؟ چرا در این شرایط عصبانی می‌شوم؟

    زمانی که شما چرایی حال، احساس و عواطف خود و چرایی رفتار خود را می‌دانید یعنی خودتان را می‌شناسید.

    هیچ کشفی در جهان به اندازه شناخت خود، جالب و جاذب و پر از هیجان نیست و به همین جهت است که کار روان‌درمانی و تراپی یکی از زیباترین کارهاست که نه تنها به مراجع بلکه به روانشناس این فرصت را می‌دهد که بتواند احساس خوبی داشته باشد.

    بنابراین مساله شناخت خود و شناخت او اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

    ۳. باید آسیب‌های کودکی را درمان کرده باشیم.

    به دلیل مسائل پیچیده انسان، هیچ انسانی وجود ندارد که در دوران کودکی و نوجوانی آسیب ندیده باشد. آسیب‌های کودکی زندگی بزرگ‌سالی ما را خراب می‌کند.

    باید دو کار انجام دهیم:

    • اول باید برای زخم‌های کودکی مرهم بگذاریم و این خون‌ریزی‌های روانی را متوقف کنیم. با کمک روان‌درمانی و شناخت ناخودآگاه این کار ممکن است.
    • دوم؛ باید عقل و خردگرایی مبنای زندگی ما باشد.

    شما نمی‌توانید درگیر یک زندگی خانوادگی خوب شوید اگر کودکی و مسائل کودکی خود را حل نکرده باشید. مثلا اگر در کودکی برادر بزرگ‌تر شما در یک بازی یا در عصبانیت شما را کتک زده و یا همیشه به شما زور گفته، شما یک تصمیم می‌گیرید که همه مردها بد و زورگو هستند و این تفکر بر همه روابط شما با مردها تاثیر می‌گذارد، پس باید این مسائل را حل کنید.

    ما باید دردها و آسیب‌های کودکی را پیدا کنیم و آنها را حل کنیم؛ وگرنه زندگی خودمان، همسر و فرزندانمان را خراب می‌کنیم.

    ۴. پایان دادن به همه روابط عاطفی گذشته

    برای داشتن زندگی زناشویی خوب، باید روابط قبلی را مانند یک جسد مرده دفن کنیم.

    نباید عکس‌ها و یادگاری‌های مربوط به روابط عاطفی قبلی را نگه داشت. هیچ کس قرار نیست با پارتنر سابق و یا همسر سابق خود، به هیچ وجه در ارتباط باشد. حتی هرگز نباید با همسر سابق خود دوست باشید، بلکه به دلیل وجود فرزندان فقط می توانید با او رفتار دوستانه داشته باشید ولی نمی‌توانید با او دوست باشید.

    هیچ‌گاه در مورد خوبی‌های همسر سابق خود به همسر فعلی‌تان چیزی نگویید. هیچ وقت نگویید تو هم داری مثل اون میشی، منو اذیت می‌کنی و …. .

    ۵.  باید بدانید انسان کالا و شئ نیست.

    وقتی فکر می‌کنیم که انسان کالا است، دنبال این هستیم که این کالا خریدار داشته باشه، همیشه بی‌عیب و ایراد باشد. ممکن است انسان به همسر خود بگوید لاغرشو، در حالی که او بدن مناسبی دارد اما چون لاغری مد است و او می خواهد همسرش را مثل کالا به دیگران نشان دهد می‌گوید لاغر شو.

    کسی که خود را کالا و شئ می‌داند با سن خود مشکل دارد، از بالا رفتن سنش خوشش نمی‌آید، از داشتن موی سفید ناراحت است.

    ۶. همسر شما باید برای شما هدف باشد، نه وسیله.

    ممکن است شنیده باشید که پدر و مادرتان شما را به دنیا آوردند که زندگی‌شان حفظ شود، به توصیه دیگران بچه‌دار شدند. به این باور می‌رسید که شما برای آنها وسیله بودید و نه یک هدف و حالا که وسیله هستید فکر می‌کنید باید به دیگران سواری دهید و یا سوار آنها شوید.

    مثلا در ازدواج می‌گویید من به دنبال کسی هستم که فلان کارها را برای من انجام دهد و مراقب من باشد به این معنی که من دنبال یک خر سواری می‌گردم و آدم‌ها را برای رفع احتیاجم می‌خواهم. اگر شخص دیگری بهتر توانست احتیاجات من را برطرف کند، به سراغ او می‌روم و اگر این آدم نتوانست احتیاجات من را برآورده کند او را رها می‌کنم. این احتیاجات می‌تواند، مهاجرت، گرفتن ویزا، پول و … باشد.

    مثلا ممکن است کسی بگوید من ازدواج می‌کنم به خاطر بچه دارشدن، در این صورت ازدواج برای او وسیله است نه هدف.

    ۷. باید صددرصد وجود و تعهد شما به عشق و ازدواجتان متعلق باشد.

    در تحلیل نهایی شما وقتی که با کسی ازدواج می‌کنید اگر زن هستید همه مردها و اگر مرد هستید همه زن‌های دنیا برای شما تمام شده‌اند.

    ۸. باید عشق و احساس خود را ابراز کنید

    با روش‌های متفاوت می‌توان عشق و احساس را ابراز کرد. کلامی، با نوازش، با نگاه، با فرستادن کارت عاشقانه به منزل خودتان، یک پیام و تلفن از محل کار که اینجا به یادت هستم و دوستت دارم.

    ۹. شما باید با همسرتان راحت و آسوده باشید و حرف خود را به او بزنید.

    شما حق ندارید به همسرتان دروغ بگویید. ما باید صمیمانه و صادقانه حرف خود را بزنیم.

    ۱۰. باید خواسته‌ها و احتیاجات خود را مشخص بگویید.

    رک بگویید من گرسنه هستم. من خسته هستم. من می‌خواهم بخوابم. من این فیلم را دوست ندارم. رابطه جنسی می‌خواهم.

    این تصور که او خودش باید بفهمد غلط است.

    ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی

    ۱۱. باید مسئولیت تمام و کمال زندگی را بپذیرید.

    وقتی زن و شوهر با هم ازدواج می‌کنند مسئولیت‌ها نصف نمی‌شود، بلکه کارها نصف می‌شود. مسئولیت مال هر دوی شماست.

    مثلا امروز نوبت همسر شماست که فرزندتان را از مدرسه بیاورد. از مدرسه به شما زنگ می‌زنند و می‌گویند همسرتان نیامده است. نمی‌توانید بگویید امروز نوبت او بوده و خودش می‌داند بلکه همان لحظه به سمت مدرسه کودک حرکت می‌کنید تا او اذیت نشود.

    ۱۲. باید از نقاط ضعف، جنبه‌های ظریف، لطیف، حساس، آسیب‌پذیر و شکننده همسرتان مواظبت و مراقبت کنید.

    مثلا همسر شما حساسیتی نسبت به خاله‌اش دارد که فلان مریضی را دارد، علاوه بر اینکه خودتان نباید هیچ گاه این بحث را پیش بکشید بلکه هر جایی، در هر مهمانی اگر حرف از آن مریضی شد باید خیلی ظریف و زیرکانه بحث را عوض کنید تا او اذیت نشود.

    شما حق ندارید در جمع از همسر خود انتقاد کنید و یا او را تصحیح کنید حتی اگر واقعا در جمع چیزی را غلط می‌گوید شما حق ندارید او را تصحیح کنید.

    ۱۳. باید گفتگو و ارتباطی مبنی بر صمیمیت داشته باشید.

    صمیمیت به این معنی است که اول حرفمان را می‌زنیم بعد فکر می‌کنیم که چه گفتیم. در بسیاری از روابط نمی‌توان این صمیمیت را داشت زیرا قبل از سخن گفتن باید به ابعاد زیادی فکر کنیم تا حد و مرز خودمان و طرف مقابل را رعایت کرده باشیم. ولی در رابطه زناشویی باید بتوانیم با یکدیگر با صمیمیت ارتباط برقرار کنیم.

    من هرچه را حس می‌کنم و احساس می‌کنم و باور دارم و عقیده و نظرم است اول می‌گویم و بعد درباره اش فکر می‌کنم.

    در Intimacy یا صمیمیت در گفتگوی میان زن و شوهر کسی نمی‌خواهد چیزی را ثابت کند. هیچ کس نمی‌خواهد ثابت کند که باهوش است. هیچ کس نمی‌خواهد ثابت کند که دیگری نادان است. هیچ کس نمی‌خواهد در گفتگو از خودش دفاع کند. هیچ کس نمی‌خواهد در گفتگو به دیگری حمله کند.

    مهم این است که بعد از اینکه حرفتان را زدید آماده باشید که آن نظر و یا آن حرف را واقع‌بینانه و صمیمانه زیر سوال ببرید و اگر احتمالا اشکالی دارد عوضش کنید.

    هرگز شما نمی‌توانید و حق ندارید به همسرتون بگویید : تو که قبلا اینو گفتی. الان چرا نظرت عوض شده؟

    جواب این است: خوب اینو گفتم و بعد نظرم رو عوض کردم. اینو گفتم و خودم متوجه اشتباهم شدم.

    ۱۴. فرایند تصمیم‌گیری

    در خانه شما در هر زمینه‌ای باید با یکدیگر گفتگو کنید و تصمیم بگیرید. ما نمی‌توانیم یک طرفه برای همسرمان تصمیم بگیریم.

    پروسه تصمیم‌گیری به این معنا است که دو آدم اول سؤال، موضوع، مسأله و مشکل را مطرح می‌کنند بعد نظرات و عقاید خود را بیان می‌کنند و در نهایت با توافق هم تصمیم می‌گیرند.

    پروسه تصمیم‌گیری دو آدم را درست مانند ریل قطاری قرار می‌دهد که همیشه کنار هم هستند درحالی که، جدابودن خودشان را می‌توانند تجربه کنند.

    نباید در خانه سیستمی درست کنید که یکی تصمیم می‌گیرد و دیگری دنبالش می‌رود. یادتان باشد این کار سه عیب دارد.

    • اول این است که همیشه در آن خشم و غم و نگرانی وجود دارد، هم برای کسی که فرمان می‌برد و هم برای کسی که فرمان می‌دهد.
    • دوم این است همیشه حتی وقتی که شما بهترین تصمیم را می‌گیرید نارضایتی وجود دارد.
    • سوم؛ چیزی که در خصوص بچه‌ها و همسرتان وجود دارد این است اگر به جای آنها تصمیم بگیرید به تدریج او را از کار می‌اندازید و در نتیجه بدترین خیانتی که شما به همسرتان و به‌ویژه فرزندتان می‌توانید بکنید این است که آنها را از کار بندازید. یعنی هی شما برای آنها تصمیم بگیرید.

    پدر و مادری که برای بچه تصمیم می‌گیرند، بعد از مدتی بچه می‌گوید کس دیگری برای من تصمیم بگیرد و بعد صرف‌نظر از اینکه خودش خالی است، عیب و ایراد او این است که بعدا یکی در زندگی او پیدا می‌شود که حالا کنترلش را به دست می‌گیرد و آخر کار می‌بیند که تمام عمرش از هر چیزی که دور و برش بوده ناراحت و ناراضی بوده است؛ به این دلیل که او را از کار انداختیم و فکر می‌کرده خودش از عهده این کار برنمی‌آید.

    شما می‌توانید به فرزند خود بگویید من می‌خواهم بلوز بخرم. من نظر تو را می‌خواهم لطفا با هم به خرید برویم. بنابراین پروسه تصمیم‌گیری در حقیقت آن مشارکتی است که سبب می‌شود بعدا هم نتیجه‌ای از نظر اجتماعی داشته باشد. جامعه‌ای مثل ما به همین جهت است که در همکاری، مسئله و مشکل داریم و بعدا مسائل و مشکلات مربوط به سطح سیاسی و دموکراسی داریم. به این دلیل که ما اصلن با این مفهوم در کودکی آشنا نشدیم.

    در خانه سه چیزی که قرار است موج بزند : محبت، حرمت و مشورت است.

     چیزی که قرار است در نظام اجتماعی باشد عدالت، واقعیت و آزادی است. این شش چیز است که در خانه و بیرون، وقتی که مکمل هم بشوند می‌تواند زندگی‌ها را بهشت کند.

    بچه ها فرصتی بهتر از این پیدا نمی‌کنند که از طریق کوشش و خطا و از طریق دیدن نتیجه و پیامد کار و تصمیم‌شان، به‌تدریج هم مسئولیت انتخاب را قبول کنند و هم با واقعیت‌های زندگی آشنا بشوند.

    ۱۵. پول مهم است

    پول در جامعه‌ای مثل ما نبوده است. ما اقتصاد کشاورزی داشتیم و بعدا پول، در این صد سال اخیر آمده و فکر می‌کنیم پول چیز بدی است و آدم قرار نیست دنبال پول برود، در حالی که فکر می‌کنیم اگر انسان دنبال غذا و پلو و کباب باشد اشکالی ندارد. در فرهنگ ما، ادعا داریم پول چرک کف دست است ولی در ازدواج، مسئله مهریه و جهیزیه را بزرگ می‌دانیم. علت این است که ما تضاد فرهنگی داریم.

    • پول مهم است زیرا به ما قدرت خرید می‌دهد و باید حداقل کافی از آن وجود داشته باشد. روزی که شما به‌درستی غذا نمی‌خورید بعد از مدتی مغز شما به‌درستی کار نمی‌کند و دیگر نه واقع‌بین هستید و نه مسئول.
    • با پول می‌توانید بعضی از مشکلات و بدبختی‌ها را حل کنید. خیلی از کارها را با پول می‌توان راحت‌تر و بهتر انجام داد.
    • ترس از بی‌پولی و وحشت مالی ناشی از آسیب کودکی است و باید آن را حل کنید.
    • باید به این نکته توجه کنید که شما نمی‌توانید پول پنهانی از همسرتان داشته باشید.
    • در زندگی نمی‌توانیم بگوییم چون من پول درمی‌آورم پس مال من است؛ خیر، برای کل خانواده است.
    • اگر شرایط خانواده طوری است که مرد به زن پول‌توجیبی می‌دهد باید آن را ماهانه و یا هفتگی به طور مشخص به حساب او بریزد، زیرا اگر خانم هر موقع به پول نیاز داشت و از همسرش درخواست پول کرد حتی با اینکه آن آقا پول زیادی را هم به همسرش بدهد، زن احساس نیاز و احتیاج به همسرش پیدا می‌کند و در طول زمان ممکن است از او متنفر شود.

    ۱۶. بخشش در زندگی مهم است اما نه گذشت و تحمل و فداکاری

    من در ایران یک شعار داشتم: تنها و تنها یک جاده، انسان را از جهنم موجود به بهشت موعود می‌برد و آن هم جاده بخشش است. اگر نمی‌توانید ببخشید بدبختید.

    من با گذشت و تحمل و فداکاری موافق نیستم. گذشت و تحمل و فداکاری یعنی من به دیگری اجازه بدهم کار بد بکند. اگر من حرفی نزنم باعث می‌شود این کار بد را بیشتر با من بکند. این کار بد را با دیگران بکند. از او آدم بدتری بسازم. به خاطر کار بدی که با من کرده من آسیب ببینم. من به خاطر آسیبی که دیدم به دیگران بدی بکنم. من اصلن و ابدا با گذشت و تحمل و فداکاری موافق نیستم.

    ولی مساله بخشش داستان دیگری است. بخشش یعنی کسی در حق شما یا شما در حق خودتان اشتباهی کردید، ولی آن اشتباه را می‌فهمید و می‌پذیرید. از آن می‌آموزید. اگر در ارتباط با دیگری است معذرت می‌خواهید و آمادگی خودتان را برای جبران اعلام می‌کنید و پرونده را می‌بندید. ولی دیگر هرگز به آن آدم اجازه نمی‌دهید که در شرایط قبلی همان آسیب را به شما بزند.

    اصلن به من نگویید که من سیصد دفعه همسرم را بخشیدم باز دوباره همان کار را می‌کند. ما برای بار دوم بخشش نداریم. شما وظیفه‌تان این است که از خودتان محافظت و مراقبت کنید. این یه موضوع بسیار پیچیده و جدی است .

    برخی از اوقات اجازه‌ای که به او می‌دهید که همان کار بد و غلطش را انجام دهد فقط به خاطر این است که می‌خواهید دست بالا را داشته باشید که هر موقع لازم شد تو سرش بزنید.

    بنابراین مساله بخشیدن یعنی آمادگی برای قبول این واقعیت که در دنیا کار بد و غلط خیلی کم است . آنچه که مردم انجام می‌دهند کار اشتباه است نه کار بد.

    اشتباه، لازمه رشد انسان ناقص است و بنابراین من آماده‌ام خودم را به خاطر اشتباهم و تو را به خاطر اشتباهت ببخشم.

    کسی که اشتباه کرده کسی است که به من چاقو زده است. من خودم را به دکتر می‌رسانم، چاقو را درمی‌آورم که آزاد و راحت بشوم. اگر کسی هستید که کسی را نمی‌بخشید یعنی چاقویی که به من خورده را نگه می‌دارم و الان بیست سی سال است که این چاقو را دارم.

    ۱۷. همسر شما باید نفر اول زندگی شما باشد.

    معنی اول بودن، این نیست که شما همیشه نفر اول هستید. شما نمی‌توانید به همسرتون بگویید من برای تو مهم‌ترم یا کار؟ او بگوید تو. پس شما بگویید پس سر کار نرو!!

    در شرایط مساوی همیشه همسرتان انتخاب می‌شود. روزی که مادرتان می‌گوید بریم سینما و همسرتان می‌گوید بریم تئاتر. اگر این دو تا در شرایط مساوی از نظر نیازی که به سینما و تئاتر دارند باشند، شما باید به حرف همسرتان گوش بدید.

    بیخود بازی درنیاورید که مامان چند فقط روزه آمده اینجا. بعد هم مامانم پاش لب گوره. بعد می‌میره، بعد دل ما براش می‌سوزه، بعد میریم سر قبرش افسوس می‌خوریم.

    یا این بیچاره در زندگیش هیچی نداشته. اینها مشکل شما نیست. علت اینکه مادر شما به این بدبختی رسیده برای اینکه شوهرش او را نفر اول در نظر نگرفته است.

    مطالعات علمی نشان می‌دهد به میزانی که بچه‌های شما برایتان مهم‌تر از همسرتان هستند آسیب شما به بچه‌ها بیشتر است. وابستگی و اعتیادی که شما در بچه به وجود می‌آورید بچه‌ها را از پا درمی‌آورد.

    اگر بچه شما گفت بریم سینما و همسرتان گفت بریم تئاتر شما به تئاتر می‌روید. حتی در مقابل بچه. برای اینکه این انتخاب همسر شماست که مادر یا پدر آن بچه هم هست.

    ۱۸. باید قدردان و قدرشناس همسر خود باشید.

    اگر از همسر خود درخواستی دارید حتما از لطفا و خواهش می‌کنم و تشکر استفاده کنید.

    ۱۹. باید روابط فامیلی و اجتماعی را با هم تنظیم کنید.

    باید با هم تصمیم بگیرید که ماهی چند بار به دیدن خانواده‌هایتان بروید. چند وقت یک بار دوستان خانگی خود را ببینید.

    بدون هماهنگی با همسر خود نمی توانید مهمان دعوت کنید.

    ۲۰. ما باید خودمان را اداره کنیم، کنترل کنیم و انضباط داشته باشیم.

    کسی نه قرار است ما را کنترل کند، نه قرار است ما را اداره کند و نه قرار است ما را به انضباط بکشاند.

    مثلا اگر شما نمی‌توانید خودتان را کنترل کنید و غذا زیاد می‌خورید در حالی که کلسترول شما بالا است، این وظیفه خود شما است که خودتان را در مهمانی کنترل کنید نه اینکه همسرتان دائم تذکر دهد.

    ۲۱. باید باعث حس و حال خوب همسرتان باشید.

    همسر شما از جانب شما احتیاج به چند چیز دارد:

    • اطمینان
    • آرامش
    • احساس آزاد بودن
    • استقلال
    • امنیت

    ما نباید به یکدیگر دلهره و نگرانی بدهیم. نکند فلان اتفاق بیفتد. نکند فلان بلا سرمان بیاید.

    ۲۲. شما باید با هم رشد کنید.

    نمی‌توان با ازدواج مسیر رشد تحصیلی، سلامتی، مالی و کاری را متوقف کرد.

    بدن انسان این گونه کار می‌کند که باید از آن کار کشید تا سالم بماند. استفاده از ذهن و ورزش، بدن و مغز ما را سالم نگه می‌دارد.

    اگر همسر شما انتخاب مناسبی برای شما باشد، باعث می‌شود بهترین نسخه شما در زندگی و در رابطه بروز پیدا کند و این باعث می‌شود شما رشد کنید و نسخه بهتری از خودتان شوید.

    ۲۳. باید تلاش کنید همسرتان را بفهمید و بعد از اینکه او را فهمیدید، او را بپذیرید.

    شما در زندگی قرار است دیگران را بفهمید و آنها را آنگونه که هستند بپذیرید. همسرتان همینی است که هست. بفهمیدش و او را بپذیرید. اگر شما حرفتان این باشد که من تو را می‌فهمم و اگر به صورتی که من درست می‌دانم باید دربیایی تا تو را بپذیرم یا دوست داشته باشم، شما آدم خودخواهی هستید. شما روزی می‌توانید بگویید من را دوست دارید که منِ متفاوت را دوست داشته باشید.

    ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی

    ۲۴. به ظاهر و تمیزی و زیبایی خود اهمیت دهید.

    چیزی که رابطه‌ها را می‌سازد و یا ویران می‌کند بو است.

    • به مسواک زدن و دوش گرفتن اهمیت دهید.
    • اگر مشکل دهان و دندان و لثه دارید، آن را برطرف کنید.
    • اگر مشکل معده دارید، آن را درمان کنید.
    • وقتی سیر می‌خورید، گوگرد از بدن شما خارج می‌شود. جایگزین دیگری برای سیر و پیاز پیدا کنید.

    برای تنوع و جذابیت در رابطه می‌توانید مانند اوایل آشنایی هفته‌ای یک بار قرار بگذارید و به ظاهر و لباس خود برسید. و وقتی به خانه برمی‌گردید می‌بینید که تمایل شما به یکدیگر افزایش پیدا کرده است.

    ۲۵. ما همیشه با یکدیگر اختلاف نظر داریم.

    حتی اگر در کلیات یک مساله با هم توافق داشته باشیم حتما در جزییات اختلاف نظر داریم. ما حتی با خودمان نیز اختلاف نظر داریم.

    مهم این است آیا ما حاضر هستیم اختلاف‌هایمان را به‌درستی مطرح کنیم؟ و آنها را حل کنیم؟

    هرگز همسرتان را مجبور و وادار به کاری که او دوست ندارد و درست نمی‌داند نکنید. حتما آسیب می‌بینید. به جایی برسید که توافق کنید. حتی توافق کنید که ما با هم توافق نداریم . به جایی برسید که هر دو احساس کنید برنده‌اید. به جایی برسید که حتی به این نتیجه برسید که بین من و تو سر این موضوع اختلاف عقیده هست.

    گفتگو کنید و او را به این نتیجه برسانید که تصمیمی که می‌گیرید به صلاح هر دو شما است.

    ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی از نظر دکتر هلاکویی (قسمت دوم: نبایدها)

  •  هوش هیجانی یا همان ای کیو (EQ) چیست؟

     هوش هیجانی یا همان ای کیو (EQ) چیست؟

     در این مقاله درباره هوش هیجانی یا همان ای کیو (EQ) صحبت خواهیم کرد. هرچه EQ یا هوش هیجانی بالاتر باشد، بیشتر با احساسات خود و همچنین احساسات دیگران در ارتباط هستید.

     آیا تابه‌حال شنیده‌اید که انواع مختلفی از هوش وجود دارد؟ برخی در ریاضیات عالی هستند، درحالی‌که برخی دیگر در استفاده از کلمات و نوشتن استعداد دارند. برخی از مردم حس ششم قوی برای راه‌اندازی کسب‌وکار و کارآفرینی دارند، درحالی‌که برخی دیگر نابغه‌هایی خلاق در موسیقی و هنر هستند.

     هوش هیجانی که به‌عنوان ضریب عاطفی یا EQ نیز شناخته می‌شود. شما می‌توانید در زمینه‌های مختلف هوش بالایی داشته باشید؛ ولی هوش هیجانی شما پایین باشد یا حتی ممکن است اگرچه در زمینه‌های دیگر هوش بالایی نداشته باشید؛ ولی هوش هیجانی شما شگفت‌انگیز باشد.

     اما دقیقاً هوش هیجانی چیست؟ و آیا این مهارتی است که شما با آن متولد شده‌اید یا چیزی است که می‌توانید در طول زمان آن را به دست بیاورید؟ روان‌شناس گریس توورک، مفهوم EQ و چرایی اهمیت آن را بررسی کرده است.

    بیشتر بخوانید: عوارض نداشتن رابطه جنسی | بهترین راه‌های افزایش میل جنسی چیست؟

     هوش هیجانی چیست؟

     باهوش بودن از نظر هیجانی به این معنی است که با احساسات خود و دیگران هماهنگ باشید؛ یعنی قادر به شناسایی، مدیریت و حتی پیش‌بینی احساس خود یا شخص دیگری باشید.

     دکتر توورک معتقد است هوش هیجانی توانایی درک و مدیریت احساسات است. EQ به نحوه تشخیص و پاسخ به احساسات دیگران و همچنین نحوه مدیریت احساسات خود و نحوه درک آنها توسط دیگران اشاره دارد.

     چرا هوش هیجانی مهم است؟

     هوش هیجانی می‌تواند به شما کمک کند آرام باشید، لحظات ناخوشایند را با مهربانی مدیریت کنید و تقریباً با هرکسی که ملاقات می‌کنید ارتباط برقرار کنید. چرا؟ زیرا هرچه هوش هیجانی شما بالاتر باشد، در درک احساسات خود و اطرافیانتان بهتر خواهید بود و این می‌تواند به شما کمک کند با مردم بهتر ارتباط برقرار کنید، همدل‌تر باشید و حتی در زمان‌های سخت درست رفتار کنید.

     هر چقدر بهتر و بیشتر بتوانیم احساسات خود را درک کنیم و آنها را پیدا کنیم بهتر می‌توانیم احساسات دیگران را بشناسیم و تشخیص دهیم. افزایش هوش هیجانی به ما بینشی می‌دهد که از دیگران سؤال بپرسیم، نه اینکه فرض کنیم هر فرد ممکن است دقیقاً همان احساسی را داشته باشد که ما احساس می‌کنیم.

     هر یک از ما از طریق لنز منحصربه‌فرد خودمان جهان را نگاه می‌کنیم و درک اینکه چگونه دیگران می‌توانند چیزها را متفاوت از ما ببینند، اغلب دشوار است. هوش هیجانی به شما کمک می‌کند تا فراتر از لنز خود دنیا را ببینید و متوجه شوید که دیگران چه احساسی دارند.

    هوش هیجانی

     مولفه‌های هوش هیجانی

     دکتر گلمن که برای اولین‌بار هوش هیجانی را تعریف کرد، پنج مؤلفه کلیدی را شناسایی کرد:

    •  خودآگاهی: درک احساسات و عواطف خود، از جمله آن احساسات که بر آنها بیشتر تأثیر می‌گذارد.
    •  خودمدیریتی: دانستن اینکه چگونه احساسات و تکانه‌های خود را مدیریت کنید.
    •  انگیزه: داشتن احساس انگیزه برای تعیین و دستیابی به اهداف و بهتر کردن خودتان تا بتوانید به‌عنوان یک فرد رشد کنید.
    •  همدلی: توانایی درک دیگران، حتی زمانی که دیدگاه‌ها، تجربیات و احساسات آنها با شما بسیار متفاوت است.
    •  مهارت‌های اجتماعی: تعامل و تعامل خوب با دیگران

     دکتر تورک هوش هیجانی را به چهار دسته کلی مشابه تقسیم می‌کند. دو دسته که بیشتر شخصی هستند (درباره خود درونی شما) و دو دسته که بیشتر ارتباطی هستند در مورد روابط شما با افراد دیگر:

    •  خودآگاهی
    •  خودمدیریتی
    •  آگاهی اجتماعی
    •  مدیریت روابط

     خودآگاهی

     خودآگاهی به توانایی شما در تشخیص و درک احساساتتان، از جمله آنچه تجربه می‌کنید و احساستان، اشاره دارد.

     برخی از نمونه‌های خودآگاهی (که به‌عنوان نکاتی برای بهبود خودآگاهی شما مفید هستند) عبارت‌اند از:

    •  توانایی شناسایی و نام‌گذاری احساسات خود. مثلاً برخی از افراد ترس را با خشم اشتباه می‌گیرند. وقتی می‌ترسند خشمگین می‌شوند.
    •  دانستن اینکه چه اتفاقات و محیط‌هایی احتمالاً احساسات مختلف را در آنها بیدار می‌کند. مثلاً وقتی وارد کلاس درس می‌شوم اضطرابم بالا می‌رود.
    •  توجه به نشانه‌های فیزیکی مرتبط با احساسات شما. به‌عنوان‌مثال، ممکن است وقتی مضطرب می‌شوید عضله پا و شانه خود را منقبض می‌کنید.
    •  تشخیص تأثیرات بیرونی بر خلق‌وخوی شما، مثلاً زمانی که گرسنه یا خسته هستید عصبانی می‌شوید.
    •  در لحظه از خود سؤالات تأملی بپرسید، مانند “در حال حاضر چه احساسی دارم؟” و “چه چیزی باعث شده که من این‌گونه واکنش نشان دهم؟”
    •  صحبت در مورد احساسات خود برای درک بهتر آنها. مثلاً با نوشتن خاطرات، صحبت‌کردن در مورد آنها با تراپیست یا پرسیدن نظر افراد دیگر در مورد نحوه برخوردتان در موقعیت‌های هیجانی و عاطفی.

     خودمدیریتی

     این جنبه از هوش هیجانی به توانایی شما در تنظیم احساساتی که تجربه می‌کنید اشاره دارد. آیا وقتی عصبانی هستید با دیگران بداخلاقی می‌کنید؟ آیا یک نظر آزاردهنده کل روز شما را خراب می‌کند؟ یا آیا در صورت نیاز از مهارت‌های مقابله‌ای مانند تنفس عمیق، خودگویی مثبت و استراحت استفاده می‌کنید؟

     برای مثال، مدیریت احساسات می‌تواند به این معنا باشد:

    •  زمانی که احساسات شدیدی مانند عصبانیت دارید، از طغیان یا تصمیم‌گیری‌های تکانشی اجتناب کنید.
    •  سازگاری و انعطاف‌پذیربودن در هنگام تغییر شرایط.
    •  حفظ دیدگاه مثبت در مواجهه با مشکلات زندگی.
    •  از احساسات خود آگاه باشید؛ اما تحت‌تأثیر آنها قرار نگیرید.

     آگاهی اجتماعی

     آگاهی اجتماعی، شناخت و درک احساسات دیگران و همچنین توانایی شما در انتقال احساسات خود به دیگران است.

     اگر می‌دانید چه چیزی به شما احساس خاصی می‌دهد، بهتر می‌توانید درک کنید که چه چیزی باعث می‌شود دیگران نیز چنین احساسی داشته باشند. از سوی دیگر، هر چه بیشتر با احساسات خود در ارتباط باشید، بیشتر می‌توانید تشخیص دهید که آنچه باعث می‌شود احساس خاصی را پیدا کنید ممکن است احساسات کاملاً متفاوتی را در شخص دیگری برانگیزد.

     هوش هیجانی مستلزم بازتاب و مدیریت بسیاری از احساسات خودمان است، زیرا ما واقعاً فقط تجربه خودمان از احساسات را داریم که باید از آن استفاده کنیم. هرچه بیشتر بتوانیم درک داشته باشیم و سؤال بپرسیم تا بتوانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم، بهتر می‌توانیم خود را به‌جای دیگران بگذاریم.

     مدیریت روابط

     وقتی با احساسات دیگران هماهنگ باشید، می‌توانید دوست، همکار و رهبر بهتری باشید. می‌توانید متفکرانه ارتباط برقرار کنید و با همدلی بیشتری با دیگران در تعامل باشید.

     هوش هیجانی به شما کمک می‌کند تا به طور مؤثر با دیگران ارتباط برقرار کنید و حتی داشتن مشکل با آنها را نیز مدیریت کنید. هوش IQ شما ارتباط زیادی با توانایی شما در مدیریت روابط خود با دیگران ندارد. اینکه چقدر در ریاضیات عالی هستید، همیشه به این بستگی ندارد که چگونه می‌توانید تعارض‌ها را حل کنید یا چقدر می‌توانید به راه‌حل‌های خلاقانه و انعطاف‌پذیر فکر کنید. اینجاست که هوش هیجانی وارد می‌شود.

     وقتی به ویژگی‌های یک مدیر خوب فکر می‌کنید چیزهایی که به ذهن می‌رسد ممکن است شامل مهارت‌های ارتباطی و مهارت‌های حل مسئله باشد. حتی اگر در یک شغلی کار می‌کنید که نیاز به هوش بالا مثل هوش ریاضی داشته باشد، حتماً دقت کرده‌اید که احتمالاً رئیس شما فقط با اعداد خوب نیست. او احتمالاً با مردم نیز خوب رفتار می‌کند که باعث می‌شود تیم را به طور مؤثر و همدلانه رهبری کند.

    هوش هیجانی

     چگونه هوش هیجانی خود را تقویت کنیم

     هوش هیجانی چیزی است که همه می‌توانند در آن بهتر شوند و هر یک از ما بدون توجه به ضعف در آن، قدرت تمرین و بهبود آن را داریم.

     هوش هیجانی ممکن است برای برخی افراد راحت‌تر از دیگران به وجود بیاید، اما مهارتی است که می‌تواند در طول زمان نیز به وجود بیاید و بیشتر شود. بهبود هوش هیجانی به شما کمک می‌کند تا استرس‌های روزانه را مدیریت کنید و با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنید.

     یک دفتر خاطرات داشته باشید

     برای درک بهتر احساسات خود، شروع به ثبت آنها کنید و لازم نیست نویسنده‌ای عالی (حتی خوب) باشید تا یک دفتر خاطرات داشته باشید.

     پیگیری افکار، احساسات و روشی که چیزها را تجربه می‌کنید می‌تواند به شما کمک کند تا بینشی نسبت به احساس خود به دست آورید و خودآگاهی را توسعه دهید. این کار می‌تواند به شما در همدلی با دیگران کمک کند، از جمله درک اینکه دیگران چگونه ممکن است چیزها را درک کنند و در نتیجه روابط ما را بهبود می‌دهد.

     مدیتیشن و ذهن‌آگاهی را جدی بگیرید

     برای درک خود، باید زمانی را صرف گوش‌دادن و توجه به خود کنید و با یک ذهن شلوغ این کار امکان‌پذیر نیست.

     تمرین‌هایی مانند تمرکز حواس و مراقبه راه‌هایی هستند که از طریق آن‌ها می‌توانیم با خودمان هماهنگ شویم. مدیتیشن می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را بهتر درک کرده و خود را مدیریت کنید و یاد بگیرید قبل از واکنش فکر کنید.

     شکل‌های مختلف مدیتیشن می‌تواند به شما کمک کند ذهن خود را آرام کرده و استرس و اضطراب را کاهش دهید. تمرکز حواس تمرین آگاهی و حضور است، مهم نیست که چه کاری انجام می‌دهید، خواه نهار خوردن باشد، یا در حین برگزاری یک جلسه یا در حین انتظار کشیدن در ترافیک ساعات شلوغی می‌توانید مدیتیشن کنید.

     از تجربیات خود درس بگیرید

     به زمانی که شخص دیگری نظر شما را جویا شده بود دقت کنید. نحوه سؤال و خود سؤالی که از شما پرسیدند باعث می‌شد احساس ارزشمندی، تأیید یا مورد حمایت قرار گرفتن، کنید.

     به این فکر کنید که آنها آن را چگونه بیان کردند و چگونه می‌توانید نحوه بیان یک سؤال مشابه را برای شخص دیگری استفاده کنید. می‌توانید نکات و ترفندهایی را از سایر افرادی که احساس می‌کنید به‌خوبی با آنها ارتباط برقرار می‌کنند شناسایی کنید، سپس از آنها در تعاملات خود استفاده کنید.

     تمرین کنید

     بهبود هوش هیجانی شما به‌نوعی مانند بهبود آمادگی جسمانی است. باید با میل خودتان و برای مدت طولانی روی آن کار کنید. درحالی‌که برقراری ارتباط با احساسات خود نیمی از نبرد است، نمی‌توانید از نیمه دیگر غافل شوید: روابط خود با دیگران.

     مطمئن شوید که دررابطه‌با روابط خود با دیگران، نه فقط آگاهی از خودتان بلکه مهارت‌های هوش هیجانی خود را نیز تقویت می‌کنید.

     روی مهارت‌های گوش‌دادن فعال خود کار کنید

     وقتی در حال مکالمه با شخص دیگری هستید، آیا فقط صدای او را می‌شنوید یا واقعاً به او گوش می‌دهید؟ با دادن تمرکز و توجه کامل به مکالمات و تلاش واقعی برای درک آنچه طرف مقابل می‌گوید، گوش‌دادن فعال را تمرین کنید.

     گوش‌دادن فعال همچنین شامل توجه به زبان بدن و نشانه‌های کلامی ظریف‌تر، مانند لحن نیز می‌شود که می‌تواند به شما کمک کند فراتر از کلماتی که می‌گویند، احساس مردم را درک کنید.

     نظر دیگران را بپرسید

     اگر می‌خواهید بفهمید که چگونه با دیگران برخورد می‌کنید، گاهی اوقات بهترین کار این است که به‌سادگی از آنها بپرسید.

     گاهی اوقات، ما تصور می‌کنیم که وقتی چیزی می‌گوییم، احساس خاصی را در شخص دیگری به وجود می‌آورد. دوستان یا همکاران نزدیکتان هرگز ناراحت نمی‌شوند که بپرسید: وقتی با شما به این شکل ارتباط برقرار می‌کنم، چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ آیا راه بهتری برای انتقال این پیام برای من وجود دارد؟ گاهی اوقات بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که بپرسید و توضیح دهید.

     بعلاوه، درخواست نظر دیگران دری را برای ارتباطات بیشتر باز می‌کند. این نشان‌دهنده آمادگی شما برای داشتن چنین مکالماتی و تلاش برای تقویت روابطتان است.

     صبر داشته باشید

     انتظار نداشته باشید که هوش هیجانی خود را یک‌شبه تقویت کنید. این یک پروژه بلندمدت است! فقط تکه‌تکه و روزبه‌روز روی آن کار کنید. هر قدم روبه‌جلو پیشرفت است و می‌توانید در طول زندگی خود روی آن کار کنید.

  •  عوارض نداشتن رابطه جنسی | بهترین راه‌های افزایش میل جنسی چیست؟

     عوارض نداشتن رابطه جنسی | بهترین راه‌های افزایش میل جنسی چیست؟

     اگر مدتی است که سکس نکرده‌اید ممکن است این نگرانی در شما به وجود بیاید که عوارض نداشتن رابطه جنسی در شما اثر بدی داشته باشد و بخواهید بدانید راه‌های افزایش میل جنسی چیست؟

     افراد به دلایل مختلف ممکن است رابطه جنسی نداشته باشند. مجرد شده باشند، سرشان شلوغ باشد و آن‌قدر خسته به خانه بیایند که دیگر انرژی و حوصله‌ای برایشان نمانده باشد، با همسر و یا پارتنر خود مشکل پیدا کرده باشند و یا به دلیل افسردگی تمایلی به سکس نداشته باشند.

     اگر این وقفه زیاد طول بکشد، می‌تواند بر بدن و برخی از بخش‌های زندگی شما تأثیر بگذارد. اما مهم این است که بدانید که هیچ تعداد درستی در داشتن رابطه جنسی برای همه وجود ندارد. نکته کلیدی این است که شما بهترین را برای خودتان پیدا کنید.

     در این مقاله، به این می‌پردازیم که وقتی یک فرد برای مدت طولانی رابطه جنسی ندارد، چه اتفاقی ممکن است از نظر جسمی و روانی بیفتد و چگونه ممکن است بر افراد در یک رابطه تأثیر بگذارد.

    بیشتر بخوانید: علائم اسکیزوفرنی چیست؟ + راه درمان آن

     یک زندگی جنسی سالم چگونه تعریف می‌شود؟

     با شلوغی و شلوغی روزمره زندگی، حفظ میل جنسی خوب و ایمن ضروری است. زمان و تلاش هر دو طرف چیزی است که رابطه صمیمانه را شکوفا می‌کند. سکس با رضایت و رعایت بهداشت مناسب و داشتن روش‌های پیشگیری از بارداری منجر به مزایای بی‌شماری مانند فشارخون پایین، خواب سالم، سلامت قلب بهتر، افزایش میل جنسی و غیره می‌شود و در نتیجه فرد از زندگی جنسی سالم لذت می‌برد.

     برای اطمینان از زندگی جنسی سالم، فرد می‌تواند قبل از اینکه خود را به یک رابطه خاص متعهد کند، خود را برای هر گونه مشکل اساسی آزمایش کند. آزمایش گلوبولین باندینگ هورمون جنسی (SHBG)، پروتئینی است که توسط کبد ساخته می‌شود و هم در مردان و هم در زنان یافت می‌شود و سطوح آن می‌تواند به تعیین مشکلات جنسی در صورت وجود کمک کند.

     عوارض نداشتن رابطه جنسی: اضطراب و استرس

     اگر با شریک زندگی خود به اندازه کافی رابطه جنسی ندارید، ممکن است احساس کنید کمتر با او ارتباط عاطفی و احساسی برقرار می‌کنید که می‌تواند به این معنی باشد که در مورد احساسات خود زیاد صحبت نمی‌کنید یا در مدیریت استرس‌های روزانه از حمایت زیادی برخوردار نمی‌شوید.

     از عوارض نداشتن رابطه جنسی، کمتر ترشح‌شدن اکسی‌توسین و اندورفین است. رابطه جنسی باعث می‌شود بدن شما هورمون‌هایی مانند اکسی‌توسین و اندورفین ترشح کند که می‌تواند به شما در مدیریت اثرات استرس کمک کند. اکسی‌توسین می‌تواند به خواب بهتر شما کمک کند.

     شاید وقتی استرس دارید، رابطه جنسی آخرین چیزی است که به ذهنتان می‌رسد. اما ممکن است به کاهش اضطراب شما کمک کند. به نظر می‌رسد رابطه جنسی میزان هورمون‌هایی را که بدن شما در پاسخ به استرس ترشح می‌کند کاهش می‌دهد و یک زندگی جنسی فعال می‌تواند شما را شادتر و سالم‌تر کند که ممکن است به جلوگیری از اضطراب کمک کند.

    عوارض نداشتن رابطه جنسی

     حافظه و عوارض نداشتن رابطه جنسی

     این تحقیقات در مراحل اولیه است، اما برخی از مطالعات نشان داده‌اند که افرادی که به اندازه کافی رابطه جنسی دارند در یادآوری خاطرات بهتر عمل می‌کنند و نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد رابطه جنسی می‌تواند به رشد سلول‌های عصبی مغز شما کمک کند و به‌طورکلی بهتر کار کند.

     تهدید سلامت رابطه و عوارض نداشتن رابطه جنسی

     رابطه جنسی منظم به شما کمک می‌کند تا احساس نزدیکی عاطفی بیشتری به شریک خود داشته باشید که دری را برای ارتباط بهتر باز می‌کند. زوج‌هایی که بیشتر رابطه جنسی دارند شادتر از آنهایی هستند که رابطه جنسی کمتری دارند.

     لازم نیست هر روز سکس داشته باشید – به نظر می‌رسد برای بسیاری از افراد یک‌بار در هفته کافی است. این موضوع صرف‌نظر از سن یا جنسیت شما، به مدت زمانی که در رابطه بوده‌اید نیز بستگی دارد.

     سیستم ایمنی

     رابطه جنسی منظم می‌تواند به بدن شما کمک کند تا با بیماری مقابله کند. از عوارض نداشتن رابطه جنسی کاهش سیستم ایمنی بدن است؛ بنابراین داشتن آن به دفعات کمتر ممکن است منجر به سرماخوردگی و موارد مشابه شود. در یک مطالعه، دانشجویان دانشگاهی که یک تا دو بار در هفته رابطه جنسی داشتند نشان داده شد که دارای سطوح بالاتری از آنتی‌بادی خاص (به نام ایمونوگلوبولین A) هستند که نقش مهمی در سیستم ایمنی بدن شما ایفا می‌کند.

     سرطان پروستات از عوارض نداشتن رابطه جنسی

     در یک مطالعه بزرگ روی تقریباً ۳۰۰۰۰ مرد، کسانی که گفتند به طور متوسط بیش از ۲۱ بار در ماه انزال دارند، در مقایسه با افرادی که ۴ تا ۷ بار در ماه انزال دارند، در طول زندگی‌شان شانس کمتری برای ابتلا به سرطان پروستات داشتند.

     ممکن است بر سلامت قلب شما تأثیر بگذارد

     تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که یک‌بار در ماه یا کمتر رابطه جنسی دارند، بیشتر از افرادی که دو بار در هفته آن را دارند، به بیماری قلبی مبتلا می‌شوند. بخشی از دلیل آن می‌تواند این باشد که شما کمی بیشتر ورزش می‌کنید و احتمال کمتری دارد که مضطرب یا افسرده شوید.

     باعث می‌شود کمتر ورزش کنید

     رابطه جنسی معمولاً حدود ۵ کالری در دقیقه می‌سوزاند. این تقریباً برابر با یک پیاده‌روی سریع است و شما هم کمی اکسیژن بیشتری مصرف می‌کنید — تقریباً پایین‌رفتن از پله‌ها.

     ممکن است دردهای بیشتری را تجربه کنید

     از عوارض نداشتن رابطه جنسی تجربه دردهای بیشتر است. رابطه جنسی می‌تواند راه خوبی برای دورکردن ذهن شما از هر دردی باشد. ارگاسم باعث می‌شود بدن شما اندورفین و سایر هورمون‌ها را ترشح کند که می‌توانند به کاهش سردرد، درد در کمر و پا کمک کنند. رابطه جنسی ممکن است به بهبود درد آرتریت و دردهای قاعدگی نیز کمک کنند.

     فشارخون شما ممکن است افزایش یابد

     به نظر می‌رسد رابطه جنسی به پایین نگه‌داشتن فشارخون شما کمک می‌کند. اگر کمی فکر کنید این منطقی است: رابطه جنسی کمی ورزش هوازی و عضله‌سازی را اضافه می‌کند و می‌تواند اضطراب را کاهش دهد و احساس بهتری به شما بدهد. هر دوی این موارد می‌توانند به داشتن فشارخون نرمال شما کمک کند.

     واژن ناسالم

     این امر به‌ویژه در مورد زنانی که یائسه می‌شوند صادق است، زیرا بدن پس از یائسگی استروژن زیادی تولید نمی‌کند و دوره‌های طولانی عدم رابطه جنسی می‌تواند منجر به سفت‌شدن کانال واژن و خونریزی در حین رابطه جنسی شود. در مقابل، رابطه جنسی سالم و مکرر منجر به جریان خون منظم می‌شود که واژن را سالم نگه می‌دارد.

    راه‌های افزایش میل جنسی

     برای عدم مواجهه با عوارض نداشتن رابطه جنسی در ادامه به معرفی راه‌های افزایش میل جنسی می‌پردازیم.

     اضطراب خود را مدیریت کنید

     سطوح بالای اضطراب یک مانع برای عملکرد جنسی و میل جنسی برای مردان و زنان است. این اضطراب ممکن است ناشی از استرس زندگی یا اضطراب خاص مرتبط با رابطه جنسی باشد.

     افرادی که دارای برنامه کاری شدید، مسئولیت‌های مراقبتی یا سایر استرس‌های زندگی هستند ممکن است احساس خستگی کنند و در نتیجه میل جنسی پایینی داشته باشند.

     اضطراب و استرس همچنین می‌تواند نعوظ را برای فرد دشوارتر کند یا نعوظ را حفظ کند؛ ولی فرد را از داشتن رابطه جنسی باز دارد. مروری بر اختلال نعوظ در مردان جوان در سال ۲۰۱۷ نشان داده است که افسردگی و اضطراب می‌تواند منجر به کاهش میل جنسی و افزایش اختلال عملکرد جنسی شود.

     افراد می‌توانند چندین گام برای مدیریت اضطراب و تقویت سلامت روان خود بردارند، از جمله:

    •  رعایت بهداشت خواب خوب
    •  وقت‌گذاشتن برای یک سرگرمی موردعلاقه
    •  ورزش منظم
    •  خوردن یک رژیم غذایی مغذی
    •  تلاش برای بهبود روابط
    •  صحبت با یک درمانگر

     بهبود کیفیت رابطه

     بسیاری از افراد در برخی از مقاطع رابطه، دچار بی‌میلی جنسی و تمایل برای کاهش دفعات آن می‌شوند.

     تمرکز بر بهبود رابطه می‌تواند میل جنسی هر شریک را افزایش دهد. این تلاش برای بهبود رابطه می‌تواند، شامل موارد زیر باشد:

    •  برنامه‌ریزی برای داشتن قرارهای دوتایی عاشقانه
    •  انجام کارهای مشترک خارج از اتاق‌خواب مثل آشپزی، فیلم دیدن و…
    •  وقت‌گذاشتن برای گذراندن زمان باکیفیت با یکدیگر

     روی عشق‌بازی تمرکز کنید

     داشتن تجربیات جنسی بهتر ممکن است میل فرد را برای رابطه جنسی افزایش دهد و در نتیجه میل جنسی او را افزایش دهد. در بسیاری از موارد، افراد می‌توانند تجربیات جنسی خود را با صرف زمان بیشتر برای لمس‌کردن، بوسیدن و انجام رابطه جنسی دهانی افزایش دهند. برای زنان، عشق‌بازی ممکن است خیلی مهم باشد. طبق تحقیقات سال ۲۰۱۷، تنها حدود ۱۸ درصد از زنان تنها از طریق مقاربت دخول به ارگاسم می‌رسند، درحالی‌که ۳۳.۶ درصد گزارش می‌دهند که تحریک کلیتوریس برای رسیدن به ارگاسم ضروری است.

    عوارض نداشتن رابطه جنسی

     خوابی باکیفیت داشته باشید

     خواب خوب می‌تواند خلق‌وخوی کلی و سطح انرژی فرد را بهبود بخشد، و برخی تحقیقات همچنین کیفیت خواب را با میل جنسی مرتبط می‌دانند.

     یک مطالعه در مقیاس کوچک در سال ۲۰۱۵ روی زنان نشان داد که خواب بیشتر شب قبل، میل جنسی روز بعد را افزایش می‌دهد. زنان با میانگین زمان خواب طولانی‌تر، برانگیختگی جنسی بهتری نسبت به زنانی که زمان خواب کوتاه‌تری داشتند، گزارش کردند.

     یک رژیم غذایی مغذی داشته باشید

     پیروی از یک رژیم غذایی مغذی می‌تواند با تقویت گردش خون و سلامت قلب و حذف غذاهای خاصی که می‌تواند میل جنسی را کاهش دهد، به میل جنسی افراد کمک کند.

     سندرم متابولیک و بیماری قلبی عروقی می‌تواند بر عملکرد جسمی جنسی تأثیر بگذارد. سندرم تخمدان پلی‌کیستیک همچنین می‌تواند بر سطح هورمون‌ها تأثیر بگذارد و میل جنسی را مختل کند.

     خوردن یک رژیم غذایی سرشار از سبزی‌ها، کم قند و پروتئین‌های کم‌چربی می‌تواند به جلوگیری از اختلالاتی که بر میل جنسی تأثیر می‌گذارد کمک کند.

     داروهای گیاهی را امتحان کنید

     تحقیقات کمی در مورد اینکه چگونه داروهای گیاهی مؤثر، عملکرد جنسی را در مردان و زنان بهبود می‌بخشد، وجود دارد، ولی برخی افراد ممکن است آنها را مفید بدانند.

     یک مطالعه مروری در سال ۲۰۱۵ بیان می‌کند که داده‌های محدود اما در حال ظهوری وجود دارد که داروهای گیاهی زیر ممکن است عملکرد جنسی را بهبود بخشد:

    •  ماکا
    •  تریبولوس
    •  جینکو بیلوبا
    •  جینسینگ

     افراد باید مراقب استفاده از داروهای گیاهی بدون تأیید پزشک خود باشند. برخی از محصولات گیاهی می‌توانند با داروهای موجود تداخل داشته باشند و سازمان غذا و دارو (FDA) آنها را مانند داروها در نظر نمی‌گیرد. به همین دلیل، کیفیت، خلوص و ایمنی آنها نامشخص است.

     ورزش منظم داشته باشید

     ورزش منظم می‌تواند به طرق مختلف به افزایش میل جنسی کمک کند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۵ روی مردانی که تحت درمان محرومیت از آندروژن قرار می‌گیرند که سطح تستوسترون را کاهش می‌دهد، نشان داد که ورزش منظم به مردان کمک می‌کند تا با نگرانی‌های مربوط به تصویر بدن، میل جنسی کم و تغییرات در روابط کنار بیایند.

     وزن مناسب خود را حفظ کنید

     برخی از دانشمندان اضافه‌وزن و چاقی را با میل جنسی کم و سایر عوامل مرتبط با کاهش باروری مرتبط می‌دانند. این ممکن است به دلیل عوامل هورمونی مانند غلظت پایین تستوسترون باشد.

     حفظ وزن متوسط بدن می‌تواند میل جنسی فرد را هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی بهبود بخشد. خوردن یک رژیم غذایی سالم و متعادل و ورزش منظم می‌تواند به دستیابی به این امر کمک کند و همچنین سطح کلی انرژی فرد را افزایش دهد.

     سکس درمانی را امتحان کنید

     میل جنسی پیچیده است، هم دارای اجزای روانی و هم فیزیکی است. حتی زمانی که فرد دارای شرایط فیزیکی است که بر میل جنسی تأثیر می‌گذارد، مانند دیابت، بهبود پاسخ عاطفی و روانی به رابطه جنسی می‌تواند میل جنسی و عملکرد جنسی را بهبود بخشد.

     درمان، یک استراتژی مؤثر برای افزایش میل جنسی کم است. مشاوره فردی می‌تواند به رفع دیدگاه‌های منفی در مورد رابطه جنسی، عزت‌نفس و علل ثانویه کاهش میل جنسی مانند افسردگی و اضطراب کمک کند. مشاوره رابطه می‌تواند به برخی افراد کمک کند تا از طریق عوامل مؤثر بر میل جنسی آنها کار کنند.

     مطالعات مختلف نشان می‌دهد که درمان شناختی رفتاری (CBT) همچنین می‌تواند به بهبود اختلالات جنسی کمک کند. یک کارآزمایی در سال ۲۰۱۸ شامل ۱۹۸ زن نشان داد که CBT می‌تواند نقش مثبت و مؤثری در بهبود روابط جنسی داشته باشد. علاوه بر این، یک بررسی در سال ۲۰۲۱ به این نتیجه رسید که CBT می‌تواند به درمان اختلال نعوظ در کنار درمان‌های دارویی کمک کند.

     سیگار را ترک کنید

     سیگارکشیدن می‌تواند بر سیستم قلبی عروقی افراد تأثیر منفی بگذارد. سلامت قلب برای عملکرد جنسی خوب مهم است.

     افرادی که سیگار می‌کشند ممکن است متوجه شوند که سطح انرژی و میل جنسی آنها پس از ترک سیگار افزایش می‌یابد.

    جمع‌بندی

    از عوارض نداشتن رابطه جنسی افزایش فشارخون، اضطراب و استرس، اشکال در حافظه، کاهش سیستم ایمنی، افزایش ابتلا به سرطان پروستات، مشکل در حافظه و داشتن واژن ناسالم است.

    برای روبرو نشدن با عوارض نداشتن رابطه جنسی بهتر است مشکلات را حل کنید تا بتوانید رابطه جنسی بیشتری داشته باشید. یکی از این مشکلات کاهش میل جنسی است. در ادامه راه‌هایی برای افزایش میل جنسی مانند مدیریت اضطراب، بهبود کیفیت رابطه، خواب باکیفیت، رژیم غذایی مغذی و سالم، برخی از داروهای گیاهی، ورزش منظم، حفظ وزن مناسب، ترک سیگار و مراجعه به سکس تراپیست ذکر شد.

  • معرفی بهترین داروهای ضد استرس و ضد اضطراب

    معرفی بهترین داروهای ضد استرس و ضد اضطراب

    بسیاری از افراد به دنبال درمان‌های مؤثر برای کاهش و مدیریت استرس هستند. داروهای ضد استرس و اضطراب، به‌عنوان یکی از گزینه‌های درمانی، می‌توانند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی و کنترل علائم اضطراب ایفا کنند. این داروها باتوجه‌به نوع و شدت علائم اضطراب و استرس، می‌توانند به دو دسته اصلی داروهای شیمیایی و داروهای گیاهی تقسیم شوند. در این مقاله، به بررسی انواع داروهای ضد اضطراب پرداخته می‌شود و به شما کمک خواهد شد تا با داروهای شیمیایی مانند بنزودیازپین‌ها، مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) و داروهای گیاهی آشنا شوید.

    بیشتر بخوانید: قطره چشم افلوکساسین برای عفونت چشم

    موارد تجویز داروهای ضد استرس و اضطراب

    داروهای ضد استرس و ضد اضطراب، ابزارهای مؤثری هستند که به مدیریت و کاهش علائم مرتبط با اختلالات اضطرابی کمک می‌کنند. این داروها به‌طورکلی برای شرایط مختلفی تجویز می‌شوند که شامل موارد زیر است:

    • اختلالات اضطرابی عمومی: در مواردی که فرد به اختلال اضطراب عمومی (GAD) دچار است، داروهای ضد اضطراب می‌توانند به کاهش نگرانی‌های مداوم و احساسات اضطراب شدید کمک کنند. این داروها به‌ویژه زمانی تجویز می‌شوند که اضطراب به میزان قابل‌توجهی کیفیت زندگی فرد را تحت‌تأثیر قرار دهد.
    • حملات پانیک: افرادی که به حملات پانیک مبتلا هستند، ممکن است به داروهای ضد اضطراب نیاز داشته باشند. این داروها به کاهش شدت و فراوانی حملات پانیک کمک کرده و علائم مربوط به آن مانند تپش قلب و تنگی نفس را تسکین می‌دهند.
    • اختلال استرس پس از سانحه: افرادی که بعد از تجربیات شدید یا آسیب‌زا دچار اختلال استرس پس از سانحه شده‌اند، ممکن است به داروهای ضد اضطراب برای کنترل علائم مزمن و اضطراب ناشی از آن وضعیت نیاز داشته باشند.
    • اضطراب ناشی از موقعیت‌های خاص: داروهای ضد استرس می‌توانند برای موقعیت‌های خاصی مانند سخنرانی در جمع، شرکت در امتحان، یا مواجهه با موقعیت‌های اجتماعی استرس‌زا تجویز شوند. این داروها به فرد کمک می‌کنند تا با آرامش بیشتری به این موقعیت‌ها بپردازد.
    • اختلالات خواب و بی‌خوابی: برخی داروهای ضد اضطراب به بهبود کیفیت خواب کمک می‌کنند و در درمان مشکلات خواب ناشی از اضطراب یا استرس مؤثر هستند.
    • علائم فیزیکی و روانی استرس شدید: در مواردی که استرس شدید باعث بروز علائم فیزیکی نظیر تپش قلب، افزایش فشارخون، یا مشکلات گوارشی می‌شود، داروهای ضد استرس می‌توانند به تسکین این علائم کمک کنند.

    در تجویز داروهای ضد اضطراب، روان‌پزشکان به عواملی مانند شدت علائم، وضعیت فیزیکی و روانی فرد و نوع اختلال اضطرابی توجه می‌کنند.

    داروهای ضد استرس

    بنزودیازپین؛ یکی از معروف‌ترین داروهای ضد استرس

    بنزودیازپین‌ها یکی از مؤثرترین گروه‌های داروهای ضد اضطراب و آرام‌بخش هستند که برای درمان انواع اختلالات استرسی استفاده می‌شوند. این داروها با تأثیر بر سیستم عصبی مرکزی، به کاهش اضطراب، آرامش ذهن و عضلات و تسکین علائم مرتبط با اختلالات اضطرابی کمک می‌کنند. در اینجا به بررسی ویژگی‌ها، کاربردها و عوارض جانبی این داروها پرداخته می‌شود:

    • عملکرد دارویی:

    بنزودیازپین‌ها با تقویت فعالیت انتقال‌دهنده عصبی گاما آمینوبوتیریک اسید  در مغز، به ایجاد اثرات آرام‌بخش و ضد اضطراب کمک می‌کنند. GABA یک ماده شیمیایی است که به کاهش فعالیت‌های عصبی و آرامش سیستم عصبی کمک می‌کند.

    • تسکین سریع:

    این داروها معمولاً در عرض 30 دقیقه تا یک ساعت اثر می‌گذارند و به‌سرعت علائم اضطراب را کاهش می‌دهند. این ویژگی آنها را برای مواقع اضطراری و حملات پانیک بسیار مؤثر می‌سازد.

    • انواع داروها:

     از جمله رایج‌ترین بنزودیازپین‌ها می‌توان به آلپرازولام (زاناکس)، کلونازپام (کلونوپین)، لورازپام (آتیوان)، دیازپام (والیوم) و کلردیازپوکسید (لیبریوم) اشاره کرد. هر یک از این داروهای ضد استرس ویژگی‌ها و مدت‌زمان اثر متفاوتی دارند.

    کاربردهای بالینی

    بنزودیازپین‌ها برای درمان اختلالات اضطرابی مختلف مانند اختلال اضطراب عمومی، اختلال اضطراب اجتماعی و حملات پانیک تجویز می‌شوند. این داروها در مواقع استرس و اضطراب شدید، مانند قبل از جراحی یا در موقعیت‌های استرس‌زای خاص، می‌توانند به کاهش علائم کمک کنند. برخی از بنزودیازپین‌ها به‌عنوان داروهای خواب‌آور برای بهبود کیفیت خواب و درمان بی‌خوابی نیز استفاده می‌شوند.

    عوارض جانبی و خطرات

    عوارض جانبی رایج بنزودیازپین‌ها شامل خواب‌آلودگی، سرگیجه، اختلالات حافظه و مشکلات تعادلی است. مصرف این داروها می‌تواند عملکرد روزانه و فعالیت‌هایی مانند رانندگی را تحت‌تأثیر قرار دهد. مصرف طولانی‌مدت این داروها می‌تواند منجر به وابستگی و اعتیاد دارویی، مشکلات شناختی و حافظه و اختلالات خواب شود.

    بوسپیرون؛ بهترین داروی ضد استرس

    بوسپیرون  یکی از انواع جدید داروهای مقابله با استرس است که برای درمان برخی از اختلالات استرسی خفیف نظیر اضطراب عمومی، طراحی شده است. این دارو به‌ویژه در مواردی که دیگر داروهای ضد اضطراب نتایج مطلوبی نداشته‌اند یا به دلیل عوارض جانبی خاصی ناکارآمد بوده‌اند، مورداستفاده قرار می‌گیرد.

    • عملکرد دارویی:

    بوسپیرون با تأثیر بر مواد شیمیایی مغز، به‌ویژه سروتونین و دوپامین، به تنظیم خلق‌وخو و کاهش اضطراب کمک می‌کند. برخلاف داروهای ضد استرس بنزودیازپین‌ها که اثرات آرام‌بخش قوی‌تری دارند، بوسپیرون به‌عنوان یک آرام‌بخش ملایم‌تر عمل می‌کند و باعث تغییرات خلقی به‌تدریج می‌شود.

    • زمان شروع اثر:

    اثرات بوسپیرون ممکن است چند هفته طول بکشد تا به طور کامل محسوس شود. این مدت زمان نیاز به صبر و پیگیری مداوم دارد تا نتایج مطلوب به دست آید.

    • کاربردهای بالینی

    بوسپیرون به طور خاص برای درمان اختلال اضطراب عمومی  طراحی شده است و می‌تواند برای مدیریت طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت اضطراب مورداستفاده قرار گیرد.

    • مزایای مصرف

    یکی از مزایای مهم بوسپیرون این است که خطر وابستگی و اعتیاد به آن بسیار کم است. به همین دلیل، این دارو گزینه مناسبی برای افرادی است که سابقه سوءمصرف مواد دارند یا به دنبال درمان طولانی‌مدت با استفاده از داروهای ضد استرس هستند.

    بر خلاف بسیاری از داروهای ضد اضطراب، بوسپیرون اثرات خواب‌آور ندارد و به همین دلیل، در طول روز باعث خواب‌آلودگی نمی‌شود. بوسپیرون به‌عنوان یک گزینه کم‌خطرتر برای افراد مسن و افرادی که نگرانی‌هایی درباره عوارض جانبی داروهای ضد اضطراب قوی‌تر دارند، پیشنهاد می‌شود.

    • عوارض جانبی

    سرگیجه، سردرد، تهوع و ناراحتی معده از جمله عوارض جانبی شایع بوسپیرون هستند. این عوارض معمولاً خفیف و موقتی هستند و در بسیاری از موارد با ادامه مصرف دارو کاهش می‌یابند. برخی از افراد ممکن است در طول مصرف بوسپیرون با مشکلات خواب، یبوست و ناراحتی معده مواجه شوند که موقتی خواهد بود.

    معرفی داروهای درمان افسردگی

    داروهای ضد استرس گروه ضدافسردگی به طور گسترده‌ای برای درمان اختلالات اضطرابی و استرس نیز استفاده می‌شوند. این داروها با تأثیر بر روی پیام‌رسان‌های عصبی، به‌ویژه سروتونین، نوراپی‌نفرین و دوپامین، علائم افسردگی و اضطراب را کاهش می‌دهند. بااین‌حال، اثرگذاری این داروها معمولاً به ۴ تا ۶ هفته زمان نیاز دارد.  در ادامه انواع آن‌ها را بررسی کرده‌ایم:

    داروهای مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI)

    مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین یا SSRIها گروهی از داروهای ضد افسردگی هستند که عمدتاً برای درمان افسردگی و اضطراب تجویز می‌شوند. با افزایش سطح سروتونین در مغز، این داروها به بهبود علائم افسردگی و کاهش اضطراب کمک می‌کنند.

    از داروهای شناخته‌شده این گروه می‌توان به فلوکستین (Prozac)، پاروکستین (Paxil)، سرترالین (Zoloft) و اسیتالوپرام (Lexapro) اشاره کرد. عوارض جانبی SSRIها شامل حالت تهوع، خشکی دهان، ضعف عضلانی، اسهال، سرگیجه، اختلالات خواب و اختلال در عملکرد جنسی است. اگرچه عوارض جانبی این داروها معمولاً موقتی هستند.

    داروهای سه حلقه‌ای (Tricyclic Antidepressants)

    داروهای ضد افسردگی سه حلقه‌ای یا TCAs از قدیمی‌ترین داروهای مورداستفاده برای درمان افسردگی و اضطراب هستند. این داروها با مسدودکردن بازجذب سروتونین و نوراپی‌نفرین که هر دو از انتقال‌دهنده‌های عصبی مهم هستند، سطح این مواد شیمیایی را در مغز افزایش می‌دهند. این امر به بهبود خلق‌وخو و کاهش علائم اضطراب کمک می‌کند. بااین‌حال، به دلیل عوارض جانبی گسترده‌تر و خطرات بیشتری که این داروها دارند، امروزه کمتر از آنها استفاده می‌شود.

    نمونه‌هایی از این نوع داروهای ضد استرس شامل آمی‌تریپتیلین (Elavil)، ایمی‌پرامین (Tofranil) و کلومیپرامین (Anafranil) است. این داروها معمولاً با دوز پایین شروع شده و به‌تدریج افزایش می‌یابند. عوارض جانبی شامل سرگیجه، خواب‌آلودگی، یبوست، افزایش وزن، تاری دید و کاهش انرژی است. با وجود این عوارض، در مواردی که SSRIها مؤثر نیستند، TCAs می‌توانند گزینه مناسبی باشند.

    داروهای ضد استرس

    معرفی بهترین داروهای اضطراب اجتماعی

    اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روانی شایع است که می‌تواند به‌شدت کیفیت زندگی فرد را تحت‌تأثیر قرار دهد. انتخاب مناسب‌ترین داروهای ضد استرس برای درمان این نوع بیماری بستگی به‌شدت علائم و پاسخ بدن فرد به داروها دارد. در این راستا به طور معمول MAOIها تجویز می‌شوند.

    مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز (MAOI) یکی از داروهای مؤثر در درمان اضطراب اجتماعی هستند. این داروها عمدتاً برای درمان اختلال وحشت و هراس اجتماعی به کار می‌روند و با افزایش تعداد انتقال‌دهنده‌های عصبی که تنظیم‌کننده خلق‌وخو هستند، عمل می‌کنند. از جمله داروهای MAOI که مورد تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) قرار دارند، می‌توان به ایزوکاربوکسازید (مارپلان)، فنلزین (ناردیل)، ترانیل سیپرومین (پارنات) و سلژیلین (امسام) اشاره کرد.

    مصرف داروهای MAOI مانند داروهای سه حلقه‌ای با برخی محدودیت‌ها و عوارض جانبی همراه است. این داروها می‌توانند با مواد غذایی خاصی مانند پنیر و شراب قرمز و همچنین با داروهای دیگری مثل SSRIها، برخی از قرص‌های جلوگیری از بارداری، مسکن‌ها و داروهای سرماخوردگی و آلرژی تداخل داشته باشند. مصرف هم‌زمان این داروها ممکن است منجر به افزایش خطرناک فشارخون و سایر عوارض جانبی جدی شود؛ بنابراین، رعایت دقیق رژیم غذایی و آگاهی از تداخلات دارویی در هنگام استفاده از این نوع داروهای ضد استرس ضروری است.

    جدول داروهای ضد استرس

    در جدول زیر، داروهای ضد استرس و اضطراب که در این متن ذکر کردیم، به همراه اطلاعات مربوط به عملکرد دارویی، زمان شروع اثر، کاربردهای بالینی، مزایا و عوارض جانبی آن‌ها آورده شده است:

    نام داروعملکرد داروییزمان شروع اثرکاربردهای بالینیمزایای مصرفعوارض جانبی
    بنزودیازپین‌هاتقویت فعالیت GABA در مغز برای ایجاد آرامش و کاهش اضطراب۳۰ دقیقه تا 1 ساعتاختلالات اضطرابی، حملات پانیک، استرس‌های موقعیتی، بی‌خوابیتسکین سریع اضطراب، کاربرد در مواقع اضطراریخواب‌آلودگی، سرگیجه، اختلالات حافظه، خطر وابستگی
    آلپرازولام (زاناکس)نوعی بنزودیازپین، تقویت GABA برای کاهش اضطرابسریع (30 دقیقه تا 1 ساعت)اضطراب، حملات پانیکتسکین سریع علائم اضطرابوابستگی دارویی، خواب‌آلودگی
    بوسپیرونتنظیم مواد شیمیایی مغز مانند سروتونین و دوپامینچند هفتهاضطراب عمومیخطر کم وابستگی، بدون اثر خواب‌آورسرگیجه، سردرد، تهوع، مشکلات خواب
    فلوکستین (Prozac)مهارکننده بازجذب سروتونین (SSRI)چند هفتهافسردگی، اضطراببهبود خلق‌وخو و کاهش اضطرابحالت‌تهوع، خشکی‌دهان، اختلالات خواب
    آمی‌تریپتیلین (Elavil)ضد افسردگی سه حلقه‌ای، افزایش سطح سروتونین و نوراپی‌نفرینچند هفتهافسردگی، اضطرابمؤثر در موارد عدم پاسخ به SSRIهاسرگیجه، خواب‌آلودگی، افزایش وزن
    ایزوکاربوکسازید (مارپلان)مهارکننده MAO، افزایش انتقال‌دهنده‌های عصبیچند هفتهاضطراب اجتماعی، اختلال وحشتمؤثر در اضطراب‌های مقاوم به درمانمحدودیت‌های تغذیه‌ای، تداخل دارویی

    برای اطلاعات بیشتر با انواع داروهای ضد استرس و روش‌های موثر مدیریت استرس و اضطراب، می‌توانید به مجله سلامتی نبض مراجعه کنید که به ارائه مقالات و توصیه‌های به‌روز در زمینه انواع بیماری‌ها به‌خصوص سلامت روان و جسم می‌پردازد.

  • علائم اسکیزوفرنی چیست؟ + راه درمان آن

    علائم اسکیزوفرنی چیست؟ + راه درمان آن

    اسکیزوفرنی یک بیماری جدی روانی است که نحوه تفکر، احساس و رفتار افراد بیمار را تغییر می‌دهد. علائم اسکیزوفرنی می‌تواند ترکیبی از توهم، هذیان و تفکر و رفتار آشفته باشد. توهم یعنی چیزهایی را می‌بیند یا می‌شنود که دیگران نمی‌بینند و نمی‌شوند پس توهم می‌تواند دیداری و یا شنیداری باشد. حتی ممکن است بویی به مشام‌شان برسد که دیگران آن بو را متوجه نمی‌شوند.

    هذیان به معنی داشتن باورهای محکمی است که درست نیستند. مثلا فرد مبتلا به اسکیزوفرنی فکر می‌کند که فرستاده خدا است تا قوم و یا کشوری را نجات دهد. ممکن است صداهایی را نیز در این زمینه بشنود که آن توهم است. معمولا افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ارتباط خود را با واقعیت از دست می‌دهند که زندگی را برای تعداد بسیاری از آنها سخت و غیرممکن می‌کند.

    افراد مبتلا به اسکیزوفرنی از زمان تشخیص تا پایان عمر باید تحت‌نظر روان‌پزشک باشند و دارو مصرف کنند. شروع درمان زودهنگام پس از دیده‌شدن اولین علائم اسکیزوفرنی به کنترل علائم اسکیزوفرنی قبل از بروز عوارض جدی کمک می‌کند.

    بیشتر بخوانید:‌ مازوخیسم چیست؟ + انواع و علائم آن

    علائم اسکیزوفرنی

    علائم اسکیزوفرنی شامل موارد زیر است:

    ۱. توهم

    توهم به معنای دیدن و یا شنیدن چیزهایی است که اصلا وجود ندارند. برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی این توهم‌ها واقعی به‌نظر می‌رسند. توهم مربوط به حواس پنج‌گانه رخ می‌دهد. اما بیشتر توهم در شنیدن اتفاق می‌افتد.

    ۲. هذیان

    افراد مبتلا به اسکیزوفرنی به چیزهایی اعتقاد دارند که واقعی نیستند یا صحت ندارند. مثلا تصور می‌کنند کسی به آنها تجاوز کرده است در حالی که این اتفاق رخ نداده است. مثلا ممکن است فکر کنند کسی که در تلویزیون صحبت می‌کند (مثلا در یک مصاحبه) حرفی زده که منظورش به طور خاص با او بوده است، در حالی که آن فرد اصلا او را نمی‌شناسد و امکان ندارد مخاطب صحبتش این فرد باشد. ممکن است تصور کنند که توانایی خیلی بالایی دارند یا خیلی مشهور هستند که اصلا اینگونه نیست.

    ۳. تفکر و گفتار آشفته

    برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است صحبت با افراد دیگر سخت باشد. پاسخ‌هایی که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی به سؤالات می‌دهند ممکن است اصلا به سؤال مربوط نباشد. ممکن است در یک جمله هیچ کلمه به کلمه دیگری مرتبط نباشد که به آن سالاد کلمات گفته می‌شود.

    ۴. رفتارهای حرکتی غیرعادی و نامنظم

    رفتارهای آنها به موقعیت مربوط نیست. مثلا ممکن است در مراسم ختم یا در موقعیتی که ناراحت‌کننده است شادی کند و یا بخندد. یا مثلا درحالی که سن او زیاد است رفتارهای بچه‌گانه انجام می‌دهد.

    ۵. علائم منفی

    افراد مبتلا به اسکیزوفرنی بعد از شروع علائم اسکیزوفرنی، کارهایی را که قبلا انجام می‌دادند دیگر نمی‌توانند انجام دهند. مثلا دیگر نمی‌توانند حمام کنند، ارتباط چشمی برقرار کنند و یا احساساتشان را نشان دهند. ممکن است صدای آنها در حین صحبت یکنواخت باشد و بالا و پایین نرود یعنی هیچ احساسی در آن نیست. ممکن است علاقه خود را به انجام کارهای روزمره از دست دهد و از انجام کارهای اجتماعی کناره‌گیری کند.

    علائم اسکیزوفرنی ممکن است از نظر نوع و شدت متفاوت باشند. گاهی اوقات علائم ممکن است بهتر یا بدتر شوند ولی برخی از آنها همیشه وجود دارند و تغییری نمی‌کنند.

    افراد مبتلا به اسکیزوفرنی معمولا در سال‌های آخر نوجوانی تا اوایل ۳۰ سالگی تشخیص داده می‌شوند. در مردان، علائم اسکیزوفرنی معمولا از اواخر نوجوانی تا اوایل دهه 20 شروع می‌شود. در زنان، علائم معمولا در اواخر دهه 20 تا اوایل دهه 30 شروع می‌شود. معمولا در کودکان اسکیزوفرنی را تشخیص نمی‌دهند.

    علائم اسکیزوفرنی

    علائم اسکیزوفرنی در نوجوانان

    علائم اسکیزوفرنی در نوجوانان مانند بزرگسالان است اما تشخیص دقیق این بیماری در نوجوانی سخت است. علائم اولیه اسکیزوفرنی در نوجوانان دیده می‌شود:

    • کناره‌گیری از دوستان و خانواده
    • نداشتن عملکرد خوب در مدرسه
    • مشکل در خواب
    • افسردگی
    • نداشتن انگیزه

    باید به این نکته توجه داشت که این علائم ناشی از مصرف مواد مخدر و یا بیماری‌های دیگری نباشد. در مقایسه با بزرگسالان مبتلا به اسکیزوفرنی، نوجوانان مبتلا به این بیماری ممکن است کمتر دچار هذیان و توهم شوند.

    افکار خودکشی

    افکار خودکشی و تلاش برای خودکشی در بیماران اسکیزوفرنی از حد متوسط بالاتر است. اگر در نزدیکتان کسی را دارید که اسکیزوفرنی داشته و افکار خودکشی دارد او را تنها نگذارید و با پزشکش تماس بگیرید شاید نیاز باشد سریعا او را بستری کنید. درمان مناسب اسکیزوفرنی می تواند خطر خودکشی را کاهش دهد.

    علل ابتلا به اسکیزوفرنی

    مشخص نیست که چه چیزی باعث اسکیزوفرنی می‌شود. اما محققان بر این باورند که ترکیبی از ژنتیک، شیمی مغز و محیط می‌تواند نقش مهمی را ایفا کند.

    تغییرات در برخی مواد شیمیایی طبیعی مغز، از جمله انتقال‌دهنده‌های عصبی به نام دوپامین و گلوتامات، ممکن است در اسکیزوفرنی نقش داشته باشد. مطالعات تصویربرداری عصبی تغییراتی را در ساختار مغز و سیستم عصبی مرکزی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نشان می‌دهد. درحالی‌که محققان هنوز نتوانسته‌اند این یافته‌ها را در درمان‌های جدید اعمال کنند، یافته‌ها نشان می‌دهد که اسکیزوفرنی یک بیماری مغزی است.

    عوامل خطر که ریسک ابتلا به اسکیزوفرنی را افزایش می‌دهند

    اگرچه علت اسکیزوفرنی شناخته نشده است، به نظر می‌رسد این عوامل باعث افزایش احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی می‌شوند:

    •  سابقه خانوادگی اسکیزوفرنی.
    •  تجربیات زندگی، مانند زندگی در فقر، استرس یا خطر.
    •  برخی از مسائل بارداری و زایمان، مانند عدم تغذیه کافی قبل یا بعد از تولد، وزن کم هنگام تولد، یا قرار گرفتن در معرض سموم یا ویروس‌ها قبل از تولد که ممکن است بر رشد مغز تأثیر بگذارد.
    •  مصرف داروهای روانگردان در نوجوانی یا جوانی.

    عوارض ابتلا به اسکیزوفرنی

    اسکیزوفرنی در صورت درمان نشدن می‌تواند منجر به مشکلات شدیدی شود که هر بخش از زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    عوارضی که اسکیزوفرنی ممکن است ایجاد کند یا مرتبط باشد عبارتند از:

    •  خودکشی، اقدام به خودکشی و افکار خودکشی
    •  اختلالات اضطرابی و اختلال وسواس فکری اجباری که به نام OCD نیز شناخته می‌شود
    •  افسردگی
    •  سوءاستفاده از الکل یا سایر داروها، از جمله نیکوتین
    •  عدم توانایی در کار یا حضور در مدرسه
    •  مشکلات مالی و بی‌خانمانی
    •  ایزوله‌سازی اجتماعی
    •  مشکلات بهداشتی و پزشکی
    •  قربانی شدن
    •  رفتار پرخاشگرانه یا خشونت آمیز، اگرچه افراد مبتلا به اسکیزوفرنی به جای اینکه به دیگران حمله کنند بیشتر مورد حمله قرار می‌گیرند.

    آیا پیشگیری از ابتلا به اسکیزوفرنی ممکن است؟

    هیچ راه مطمئنی برای پیشگیری از اسکیزوفرنی وجود ندارد. اما ماندن در برنامه درمانی می‌تواند به جلوگیری از بازگشت یا بدتر شدن علائم کمک کند. محققان امیدوارند که یادگیری بیشتر در مورد عوامل خطر اسکیزوفرنی به تشخیص و درمان زودتر منجر شود.

    درمان اسکیزوفرنی

    درمان اسکیزوفرنی به‌صورت دارویی است. درمان کامل وجود ندارد و فقط پزشک با دارو می تواند علائم را کنترل کند.

  • مازوخیسم چیست؟ + انواع و علائم آن

    مازوخیسم چیست؟ + انواع و علائم آن

    در این مطلب از مجله سلامتی نبض به این سؤال پاسخ می‌دهیم که مازوخیسم چیست و چه علائمی دارد و درباره تفاوت سادیسم و مازوخیسم صحبت خواهیم کرد. فرد مازوخیست از درد کشیدن لذت می‌برد در حالی که کسی که سادیسم دارد از آزار دادن و باعث درد کشیدن دیگران شدن، لذت می‌برد.

    مازوخیسم به BDSM  مربوط است که شامل برده و ارباب، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری و سادیسم و مازوخیسم است.

    بیشتر بخوانید: اختلال شخصیت اجتنابی: علائم و درمان

    علایق فرد مازوخیسم چیست؟

    فرد مازوخیست در رابطه جنسی از درد کشیدن و تحقیر شدن لذت می‌برد. فرد مازوخیست در زمینه‌های دیگری غیر از زمینه‌های جنسی و سکچوال نیز ممکن است از درد کشیدن لذت ببرد این آزار دیدن و تحقیر شدن منجر به اضطراب و افسردگی، شرم و احساس گناه در او می‌شود.

    انواع مازوخیسم چیست؟

    ممکن است با شنیدن مازوخیسم فقط مازوخیسم در رابطه جنسی به ذهن‌تان برسد ولی شکل‌های دیگری از مازوخیسم نیز وجود دارد که در ادامه درباره آن‌ها صحبت خواهیم کرد. نظر زیگموند فروید درباره مازوخیسم چیست؟

    زیگموند فروید سه نوع مازوخیسم را توصیف می‌کند:

    • مازوخیسم جنسی
    • مازوخیسم روانی
    • مازوخیسم اخلاقی

    بعضی از روان‌شناسان و محققان دیگر نوع دیگری از مازوخیسم یعنی مازوخیسم تطبیقی را مطرح کرده‌اند

    مازوخیسم جنسی

    احتمالا می‌دانید که این نوع مازوخیسم چیست چراکه در این مطلب کمی قبل‌تر به آن اشاره کردیم. فروید از این نوع مازوخیسم به عنوان مازوخیسم اروتیک یاد می‌کند که به معنی تجربه لذت جنسی در دردکشیدن است.

    مازوخیسم روانی

    این نوع مازوخیسم، یک نوع مازوخیسم غیر جنسی است که فرد از درد روانی لذت می‌برد. این درد را هم خود فرد می‌تواند برای خودش به‌وجود آورد یا دیگران برای او درد روانی وجود بیاورند.

    مازوخیسم اخلاقی

    در این نوع مازوخیسم فرد رنج می‌کشد و خودش را تنبیه می‌کند و به خودش رنج می‌دهد تا احساس گناهش کم شود. حتی این رنج کشیدن می‌تواند ناشی از انجام اعمال ایثارگرانه، اجتماعی و یا بشردوستانه و نوع‌دوستانه باشد که به نفع دیگران است ولی باعث رنج او می‌شود و این رنج کشیدن را مقدس و اخلاقی می‌داند و احساس گناه او را در زندگی کم می‌کند.

    مازوخیسم تطبیقی

    در این نوع مازوخیسم فرد از عذابی که انتظار کشیدن به او می‌دهد لذت می‌برد. در این نوع مازوخیسم مثلا شخصی ممکن است خوراکی مورد علاقه خودش را ذخیره کند تا بعدا آن را بخورد.

    مازوخیسم چیست

    چگونه بفهمیم ویژگی‌های فرد مبتلا به مازوخیسم چیست؟

    مطمئن‌ترین راه تشخیص فرد مازوخیست این است که خودش مستقیما به شما بگوید که از درد کشیدن لذت می‌برد. اما بعضی از ویژگی‌ها هستند که ممکن است به شما نشان دهند که شاید آن فرد مازوخیست است.

    برخی از این شاخص‌ها عبارتند از:

    • این افراد دنبال موقعیت‌هایی هستند که ازخودگذشتگی کنند: افراد مازوخیست ممکن است نیازهای دیگران را بالاتر و مهم‌تر از نیازها و احتیاجات خود بدانند، در حدی که باعث رنج‌کشیدنشان شود.
    • در موقعیت‌های سخت و دشوار از درخواست کمک امتناع می‌کنند: دلیل این رفتار افراد مبتلا به مازوخیسم چیست؟ البته شاید واضح باشد چون دوست دارند رنج بکشند و با کمک دیگران ممکن است رنج آن‌ها برطرف شود.
    • برقراری روابط عاطفی با افراد سلطه‌گر و خودشیفته: افراد خودشیفته دائما شما را تحقیر می‌کنند، ایراد می‌گیرند، پرتوقع و خودخواه هستند و همه را در خدمت خود می‌خواهند. حتی تصور داشتن ارتباط با این افراد رنج‌آور و دردآور است و هدف فرد مبتلا به مازوخیسم چیست؟ درد و رنج. هیچ‌کس بیشتر از یک فرد خودشیفته نمی‌تواند باعث درد و رنج روانی شما شود.
    • فقدان قاطعیت: مازوخیست‌ها به این دلیل که دوست دارند رنج بکشند با دیگران زیاد کنار می‌آیند و مطیع آن‌ها هستند، اگر کسی از آن‌ها سوءاستفاده کند از خودشان دفاع نمی‌کنند و به آن‌ها اعتراض نمی‌کنند. همان‌طور که گفتیم هدف فرد مبتلا به مازوخیسم چیست؟ درد و رنج کشیدن. پس چرا به کسی که به آن‌ها ظلم و بدی می‌کنند، اعتراض کند؟ آن‌ها نیاز افراد مازوخیسم به رنج را برآورده می‌کنند.
    • کمال‌گرایی: ارتباط کمال‌گرایی با مازوخیسم چیست؟ کمال‌گرا همیشه خودش را سرزنش می‌کند که چرا کارها را در بهترین حالش انجام نداده است. کمال‌گرا دائما در رنج است زیرا بی‌نقصی غیرممکن است و کمال‌گرا همیشه می‌خواهد بی‌نقص باشد که غیرممکن است و این ناکامی درد و رنج زیادی را به او تحمیل خواهد کرد.
    • عدم مراقبت از خود، نداشتن لذت‌های کوچک و خوشی‌های روزمره: از نشانه‌های مازوخیسم انکار کردن خود یعنی نادیده گرفتن نیازهایش و احتیاجاتش است. او چیزهایی که دوست دارد و به او لذت می‌دهد را انکار می‌کند چراکه از ایجاد درد برای خودش لذت می‌برد.
    • خودگویی منفی: زمانی که از خودمان راضی نیستیم و دائما از خودمان به خودمان گله می‌کنیم و بدی می‌گوییم در ما رنج و ناراحتی روانی زیادی ایجاد می‌شود و خب مگر خواسته دیگر فرد مبتلا به مازوخیسم چیست؟
    • خودتخریبی: مازوخیست‌ها تمایل دارند درست زمانی که دارند موفق می‌شوند آن را به طور ناخوداگاه خراب کنند. این دلایل زیادی دارد: ترس از موفقیت دارند، خود را لایق موفقیت نمی‌بینند، از شکست خود لذت می‌برند. وقتی همه چیز خوب پیش می‌رود یک فرد مازوخیست ممکن است یک راهی برای خراب کردن آن پیدا کند تا احساس بدبختی را تجربه کند.

    علت ابتلای افراد به مازوخیسم چیست؟

    دلایل دقیق ابتلا به مازوخیسم مشخص نیست و نیاز است که تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود. انواع مختلف مازوخیسم دلایل متفاوتی دارند.

    یک نظریه در این زمینه وجود دارد که منشا تمایلات مازوخیستی به دوران کودکی برمی‌گردد. والدینی که از کودک خود انتظار دارند همیشه مطیع باشند و همیشه چشم بگویند اجازه نمی‌دهند که کودک نیازها، نظرات و عقاید، احساسات وخواسته‌های مخصوص به خود را داشته باشد. والدین کنترل‌کننده ممکن است کودک را تحقیر و تنبیه کنند. رفتار انتقادی و آزاردهنده والدین ممکن است به صدای درونی کودک در بزرگسالی تبدیل شود، کودک یک منتقد درونی قلدر در ذهن خود پیدا می‌کند که به او می‌گوید شایسته این رفتار و این درد و رنج است.

    مازوخیسم غیرجنسی

    یک مطالعه در سال ۲۰۲۰ انجام شد که نتایج آن در مجله شخصیت منتشر شد و نشان می‌داد ارتباطی بین مازوخیسم غیرجنسی و اختلال شخصیت ضداجتماعی وجود دارد. در این مطالعه افراد مازوخیست از خوردن غذاهای تند، دریافت ماساژهای دردناک و شنیدن جوک‌های زننده لذت می‌بردند. البته باید توجه داشت که خوردن غذاهای تند اگر جزئی از فرهنگ و عادات مانند مردم هند یا مردمان جنوب کشورمان باشد و یا افرادی که همیشه غذاهای تند خورده‌اند و عادت دارند پس فرد را آزار نمی‌دهد و منجر به رنج او نمی‌شود نرمال است.

    مازوخیسم چیست

    درمان مازوخیسم چیست؟

    زمانی که تمایلات مازوخیستی باعث آسیب و پریشانی می‌شود و کیفیت زندگی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد باید به دنبال گرفتن کمک باشید.

    مراجعه به روان‌درمانگر

    مثل همیشه اولین و بهترین راه‌حل مراجعه به تراپیست است. یک روان‌درمانگر متخصص در این زمینه بسیار می‌تواند کمک کننده باشد. انواع روان‌درمانی که در این زمینه می‌توانند کمک کنند عبارتند از:

    • رفتاردرمانی دیالکتیکی
    • سیستم درمانی درونی خانواده
    • درمان روان‌پویشی

    تکنیک‌های آرامش‌بخش

    زمانی که مضطرب می‌شوید ممکن است برای داشتن حس لذت به دنبال درد کشیدن باشید. تکنیک‌های آرامش‌بخش زیر برای مدیریت استرس و اضطراب مفید هستند:

    • رایحه‌درمانی
    • نفس عمیق شکمی
    • مدیتیشن
    • ذهن‌آگاهی
    • یوگا

    نقش مدیریت احساس منفی به خودتان، در درمان مازوخیسم چیست؟

    ممکن است زمانی که به خودتان احساسات بد پیدا می‌کنید به مازوخیسم تمایل پیدا کنید. پس یاد بگیرید که در مورد خودتان احساس منفی نداشته باشید.

    سخن پایانی

    ممکن است گفته شود در روابط جنسی اگر دو طرف سادیست و مازوخیست راضی باشند و لذت ببرند، پس اشکالی وجود ندارد؛ اما این نکته قابل توجه است که دردی که منجر به زخم و کبودی و آسیب به بدن می‌شود به هیچ‌وجه سالم نیست. کسی که خودش را دوست دارد برای خود درد و رنجی را نمی‌پذیرد که منجر به آسیب او مخصوصا به روان او می‌شود.

    با هر رابطه جنسی که فرد مازوخیست درد می‌کشد به خودش یادآوری می‌کند که لایق چیزی جز درد و رنج و تحقیرشدن نیست و در گذر زمان آسیب جبران‌ناپذیری به عزت‌نفس او وارد می‌شود. مازوخیسم غیرجنسی نیز در هر شرایطی آسیب‌زننده است و هیچ کمکی به سلامت روان و آرامش و شادی نمی‌کند.

  •  اختلال شخصیت اجتنابی: علائم و درمان

     اختلال شخصیت اجتنابی: علائم و درمان

    اختلال شخصیت اجتنابی یک الگوی دائمی از رفتار مربوط به بازداری اجتماعی، احساس ناکافی بودن و حساسیت به طردشدن است که باعث به‌وجودآمدن مشکلاتی در محل کار و روابط می‌شود.

     این اختلال شخصیت با خجالت بیش از حد و حساسیت به انتقاد شدن توسط دیگران مشخص می‌شود و یکی از اختلالات شخصیت کلاستر و یا دسته C است که فرد درگیر اضطراب و ترس می‌شود.

     این اختلال شخصیت غالباً با سایر مسائل سلامت روان مثل اختلالات اضطرابی، به‌خصوص اضطراب اجتماعی مربوط است. افراد دارای این اختلال شخصیت الگویی از اجتناب و دوری به دلیل ترس از طردشدن یا تأییدنشدن نشان می‌دهند که این ترس برای آنها خیلی دردناک است.

     مردان و زنان به طور کاملاً مساوی به این اختلال شخصیت مبتلا می‌شوند.

    بیشتر بخوانید: اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     علائم اختلال شخصیت اجتنابی یا دوری‌گزین

     لیست زیر شامل علائم شایع مربوط به اختلال شخصیت اجتنابی است:

    •  نیاز به محبوبیت
    •  لذت نبردن از انجام کارها
    •  اضطراب از اینکه حرف‌ها کارهایش اشتباه باشد
    •  اضطراب در موقعیت‌های اجتماعی
    •  اجتناب از مخالفت و درگیری با دیگران (تمایل دارد مردم را راضی و خشنود نگه دارد)
    •  اجتناب از تعامل در محیط کاری و ردکردن ارتقای شغلی
    •  اجتناب از رابطه‌های صمیمی و نزدیک یا اجتناب از بیان احساسات صمیمی
    •  اجتناب از تصمیم‌گیری به دلیل ترس از اشتباه‌کردن
    •  اجتناب از قرارگرفتن در شرایطی که ممکن است طرد شوند
    •  اجتناب از موقعیت‌ها و یا رویدادهای اجتماعی
    •  به‌سادگی از طردشدن یا تأییدنشدن ناراحت می‌شوند
    •  خودآگاهی افراطی
    •  شکست در شروع ارتباطات اجتماعی
    •  رفتار ترسناک و پرتنش
    •  احساس ناکافی بودن
    •  حساسیت بیش از حد به ارزیابی منفی
    •  عدم قاطعیت
    •  عدم اعتماد به دیگران
    •  عزت‌نفس پایین
    •  تفسیر نادرست موقعیت‌های خنثی به‌عنوان یک موقعیت منفی
    •  نداشتن دوستان صمیمی / نداشتن شبکه اجتماعی از دوستان و آشنایان
    •  منزوی کردن خود
    •  بازداری اجتماعی
    •  عدم علاقه به انجام ریسک و امتحان‌کردن چیزهای جدید
    •  خودش را از لحاظ اجتماعی ناتوان و پست‌تر می‌بیند
    •  مراقب و هوشیار نسبت به نشانه‌های عدم تأیید و طردشدن است

     ۳ نشانه اول اختلال شخصیت اجتنابی، احساس ناکافی بودن، بازداری اجتماعی، و حساسیت بیش از حد و اضافی به طردشدن و انتقاد است.

    اختلال شخصیت اجتنابی

     تشخیص اختلال شخصیت اجتنابی

     اختلال شخصیت اجتنابی تنها می‌تواند توسط یک متخصص سلامت روان حرفه‌ای و بر اساس معیارهای DSM 5 تشخیص داده شود.

     پزشک خانواده می‌تواند اولین نفر متخصصی باشد که علائم را در فرد ببیند و باید بیمار را به یک روان‌پزشک، روان‌شناس، یا سایر متخصصین حرفه‌ای سلامت روان ارجاع دهد.

     معمولاً اختلال شخصیت اجتنابی در بزرگسالی تشخیص داده می‌شود؛ چرا که شخصیت کودکان درحال‌رشد و تغییر است و رفتارهایی مثل خجالتی بودن می‌تواند تجربیات نرمالی در دوره کودکی باشد که بعداً از بین می‌رود.

     بر اساس DSM-5 فرد باید یک الگوی ثابت از اجتناب از ارتباط اجتماعی، بیش از حد حساس‌بودن به طردشدن و انتقاد، و احساس ناکافی بودن داشته باشد همان‌طور که با حداقل چهار مورد از معیارهای زیر نمایش داده می‌شود:

    •  از فعالیت‌های شغلی که در آن تماس اجتماعی زیادی وجود دارد؛ اجتناب می‌کند چرا که از انتقاد، عدم تأیید یا طردشدن می‌ترسد.
    •  عدم تمایل به ارتباط با دیگران مگر اینکه مطمئن شوند دوست داشته خواهند شد.
    •  خودداری از روابط صمیمانه به دلیل ترس از مسخره‌شدن یا تحقیرشدن
    •  اشتغال ذهنی در مورد انتقاد یا طردشدن در موقعیت‌های اجتماعی
    •  بازداری در موقعیت‌های اجتماعی جدید به این دلیل که احساس بی‌کفایتی می‌کند.
    •  احساس ناتوانی اجتماعی، غیرجذاب بودن و احساس حقیر بودن نسبت به دیگران
    •  تردید برای ریسک‌کردن یا انجام کارهای جدید به دلیل ترس از خجالت‌زده شدن

     تفاوت اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال اضطراب اجتماعی

     اختلال شخصیت اجتنابی می‌تواند خیلی به اختلال اضطراب اجتماعی به دلیل چند علائم مشابه، شبیه باشد. بااین‌حال این دو اختلال از یکدیگر متمایز هستند.

     همانند اختلال شخصیت اجتنابی، اختلال اضطراب اجتماعی نوعی از اختلالات اضطرابی هستند که باعث می‌شود فرد احساس کند که مورد قضاوت قرار خواهد گرفت یا توسط دیگران طرد خواهد شد. ریشه اختلال اضطراب اجتماعی، سطح بسیار بالای اضطراب است؛ اما احساس بی‌ارزش بودن باعث به‌وجودآمدن اختلال شخصیت اجتنابی می‌شود. ممکن است یک نفر با هر دو این اختلال‌ها تشخیص داده شود چرا که دو اختلال متمایز هستند.

     اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال شخصیت اجتنابی علائم و ژنتیک مشابه دارند؛ اختلال شخصیت اجتنابی گاهی اوقات به دنبال فرم شدید اختلال اضطراب اجتماعی شناخته می‌شود.

     چه چیزی باعث ابتلای فرد به اختلال شخصیت اجتنابی می‌شود؟

     عوامل دخیل در این اختلال شخصیت فاکتورهای ژنتیک، محیطی، اجتماعی و روان‌شناختی هستند. عواملی مانند لیست زیر نقش مهمی در ایجاد و شکل‌گیری این اختلال شخصیت دارند:

    •  مورد سوءاستفاده احساسی قرارگرفتن
    •  انتقاد
    •  مسخره‌شدن
    •  عدم دریافت محبت و رسیدگی از والدین یا از کسانی که از او در دوران کودکی نگه‌داری می‌کردند.
    •  طردشدن از سمت هم‌سالان

     افرادی که این اختلال شخصیت را دارند اغلب اوقات در دوران کودکی خیلی خجالتی بوده‌اند و همین‌طور که بزرگ می‌شدند این خجالتی بودن از بین نرفته است. کودکانی که بازدارندگی رفتاری بالایی دارند، بیشتر احتمال دارد که تجربیات اجتماعی منفی را داشته باشند که نقش مهمی در شکل‌گیری الگوهای فکری که ریسک شکل‌گیری اختلال شخصیت اجتنابی را افزایش می‌دهد دارد.

     اختلالات و بیماری‌های مربوطه:

     این اختلال شخصیت ممکن است هم‌زمان با چندین اختلال و بیماری روانی دیگر رخ دهد، مانند:

    •  اختلال اضطراب اجتماعی
    •  اختلال شخصیت وابسته
    •  اختلال شخصیت مرزی
    •  اختلال سوءمصرف مواد
    •  افسردگی
    •  آگورافوبیا (ترس از مکان‌های باز و یا شلوغ مانند سینما، پاساژها، فرودگاه‌ها و… که امکان خروج سریع از آن وجود ندارد.)

     اختلال شخصیت اجتنابی چقدر جدی است؟

     متأسفانه چشم‌انداز افرادی که این اختلال شخصیت را دارند و به دنبال درمان نمی‌روند تاریک است. معمولاً آنها خود را منزوی می‌کنند و از اجتناب به‌عنوان تنها استراتژی برای مقابله با مشکلاتشان استفاده می‌کنند.

     این افراد معمولاً روابط خیلی کمی دارند و اغلب خیلی منزوی هستند که منجر به مشکلاتی در طول زمان مانند کار یا دانشگاه و مدرسه می‌شود. خیلی غیرمعمول نیست افرادی که این اختلال شخصیت را دارند از مدرسه یا مشاغلی که نیاز به تماس اجتماعی دارد؛ دوری کنند. این افراد تمایل زیادی به سوءمصرف مواد مخدر و الکل دارند.

     آیا افراد دارای اختلال شخصیت اجتنابی خواهان ارتباط با دیگران هستند؟

     بعضی از این افراد می‌خواهند که ارتباطاتی را با دیگران شکل دهند، اما برایشان خیلی سخت است که رابطه را حفظ کنند. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که افراد مبتلا به این اختلال آرزوی ارتباط را دارند؛ اما از نزدیک‌شدن می‌ترسند.

    اختلال شخصیت اجتنابی

     درمان اختلال شخصیت اجتنابی

     بسیاری از افراد دارای این اختلال به دنبال درمان نمی‌روند. اگر هم به دنبال درمان بروند به دلیل یک مشکل مشخصی که دارند یا برخی از علائم این اختلال مانند افسردگی و اضطراب است و زمانی که مشکلشان حل شود درمان را متوقف می‌کنند و ادامه نمی‌دهند.

     مانند سایر اختلالات شخصیت، درمان اختلال شخصیت اجتنابی بسیار مشکل است؛ زیرا این اختلال یک الگوی رفتاری پایدار است. برای کسی که با این اختلال شخصیت زندگی می‌کند خیلی سخت است تا متوجه شود که نیاز به کمک روان‌شناسانه دارد و این کمک می‌تواند مؤثر باشد.

     درمان موفق می‌تواند به کاهش علائم منجر شود و محدوده راهکارهای مقابله‌ای فرد را برای مقابله با اضطرابش افزایش می‌دهد. فردی که این اختلال شخصیت را دارد معمولاً همیشه به نحوی خجالتی خواهد بود.

     روان‌درمانی

     روان‌درمانی برای درمان اختلال شخصیت اجتنابی شامل درمان شناختی رفتاری، روان‌پریشی و طرح‌واره درمانی خواهد بود. گروه‌درمانی و آموزش مهارت‌های اجتماعی نیز مفید خواهد بود.

     درمان شناختی رفتاری کمک می‌کند تا فرد الگوهای فکری غیرمفید خود را تغییر دهد. درحالی‌که هدف درمان روان پویشی آگاه‌کردن فرد است تا متوجه شود چگونه تجربیات گذشته، دردها و درگیری‌ها منجر به شرایط حال حاضر شده‌اند.

     طرح‌واره درمانی برای اختلال شخصیت اجتنابی یک رویکرد یکپارچه است که بر روی درمان شناختی رفتاری و همچنین بسیاری از تکنیک‌های درمانی دیگر بنا شده است.

     در طرح‌واره درمانی تمرکز بر روی رابطه درمانی بین درمانگر و مراجع است. هدف، بهبود عملکرد روزانه و کسب بینش برای تغییر بر اساس درک مهندسی مجدد تجربیات اولیه زندگی است.

     یکی از ویژگی‌های کلیدی طرح‌واره درمانی «مقدار کمی دوباره پدر و مادری‌کردن» است که در آن مراجع نیازهای دوران کودکی خود را بیان می‌کند و یاد می‌گیرد یک «صدای سالم و درست از لحاظ روانی» والدین که در ناخودآگاه وجود دارد را شکل بدهد و درونی کند و در حقیقت آن را به‌جای صدای ناسالم درونی قبلی که در او وجود داشته جایگزین کند.

     مفاهیم اصلی طرح‌واره درمانی

     در طرح‌واره درمانی مراجع درباره چهار مفهوم اصلی یاد می‌گیرد:

    •  چگونه طرح‌واره‌های ناسازگار شکل‌گرفته‌اند و در طول زندگی تکرار می‌شوند. این الگوها در پنج حوزه گروه‌بندی می‌شوند: قطع ارتباط و طردشدن، اختلال در خودمختاری و استقلال و عملکرد، محدودیت‌ها، مسئولیت‌پذیری و استانداردهای بیش از حد، هوشیاری بیش از حد، و بازداری.
    •  چه سبک‌های مقابله‌ای در کودکی آموخته شده است، مثل فرار، جنگیدن و…
    •  چه حالت‌های طرح‌واره‌ای برای مقابله استفاده می‌شوند و چگونه مفید نیستند، مانند اجتناب، جدایی، تبعیت و تنبیه
    •  چگونه می‌توان سبک‌های سازگاری سالم بزرگ‌سالانه را ایجاد کرد و نیازهای عاطفی اصلی را برآورده کرد.

     دارودرمانی

     هیچ داروی مخصوصی تابه‌حال برای درمان اختلال شخصیت اجتنابی تأیید نشده است؛ اما برای درمان افسردگی و اضطراب فرد دارای این اختلال شخصیت دارو تجویز خواهد شد. مثلاً داروهای ضدافسردگی باعث بهبود خلق و بهبود عدم توانایی درک لذت، کاهش علائم اضطراب شود و همچنین ممکن است حساسیت به طردشدن را کاهش دهد.

     مقابله با اختلال شخصیت اجتنابی

     یکی از اولین گام‌ها برای بهبود کیفیت زندگی کسی که اختلال شخصیت اجتنابی دارد، شناخت علائم است. با درک علائم خاص خود، می‌توانید بهتر با درمانگر خود برای یافتن راه‌هایی برای کاهش علائم کار کنید.

     دوستان و خانواده را نیز در درمان خود در نظر بگیرید، تا آنها درک بهتری از آنچه دارید و چگونه کمک کنند، داشته باشند.

     خودمراقبتی نیز ضروری است، از جمله یافتن مهارت‌های مقابله‌ای سالم که از روی‌آوردن شما به مواد مخدر یا الکل، سیگارکشیدن، پرخوری یا آسیب رساندن به خود در زمان سختی جلوگیری می‌کند.

     اگر فکر می‌کنید کسی که می‌شناسید یا دوستش دارید ممکن است با علائم اختلال شخصیت اجتنابی زندگی کند، مهم است که آن شخص را تشویق کنید که به دنبال کمک باشد. بدون درمان حرفه‌ای مانند روان‌درمانی، بعید است که علائم و تأثیرات مرتبط با آنها بر روابط بهبود یابد.

  •  اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     افرادی که اختلال شخصیت اسکیزوتایپال دارند خیلی عجیب‌وغریب و غیرعادی به نظر می‌رسند. آنها تک‌وتوک دوستان صمیمی دارند؛ تازه اگر دوستی داشته باشند.

     آنها معمولاً اصلاً نمی‌دانند که رابطه‌ها چگونه شکل می‌گیرند و رفتار خودشان چه تأثیری بر دیگران می‌گذارد؛ حتی قصد و نیت و رفتار دیگران را بد برداشت می‌کنند و به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند به دیگران اعتماد کنند.

     این مشکلات به اضطراب شدید منجر می‌شوند و آنها دوست دارند از موقعیت‌های اجتماعی دوری کنند. افراد دارای اختلال شخصیت اسکیزوتایپال عقاید عجیب‌وغریب خود را حفظ می‌کنند و تغییری در آنها ایجاد نمی‌کنند و برای آنها سخت است که به طور مناسبی در اجتماع و روابط اجتماعی پاسخ نشان دهند.

     اختلال شخصیت اسکیزوتایپال در اوایل جوانی تشخیص داده می‌شود اگرچه که بعضی از علائم این اختلال شخصیت در دوران کودکی و نوجوانی خود را نشان داده‌اند. معمولاً فرد در تمام زندگی خود با این اختلال شخصیت روبرو است؛ درمان که شامل روان‌درمانی و دارو است می‌تواند کمی علائم را بهتر کند.

    بیشتر بخوانید: اختلال شخصیت وسواسی جبری OCPD چیست + علائم و درمان

     علائم اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     فرد دارای اختلال شخصیت اسکیزوتایپال حداقل ۵ مورد از علائم زیر را دارد:

    •  او یک آدم تنها است که دوستان صمیمی ندارد و به‌غیراز خانواده نزدیکش ارتباط دیگری ندارد.
    •  آنها معمولاً بی‌احساس هستند یا پاسخ‌های احساسی خیلی محدودی دارند.
    •  دائماً اضطراب اجتماعی خیلی زیادی دارند.
    •  وقایع و اتفاقات را غلط برداشت می‌کنند؛ مثلاً یک چیز خنثی را جوری برداشت می‌کنند که معنای توهین‌آمیز به او می‌دهند یا از آن اتفاق احساس خطر می‌کنند درحالی‌که اصلاً خطرناک نیست.
    •  افکار و یا عقاید غیرمعمول و عجیب دارند.
    •  افکار پارانوئید و مشکوک دارند و یک شک دائمی نسبت به وفاداری دیگران دارند.
    •  به قدرت‌های خاصی مانند تله‌پاتی ذهنی و خرافات باور دارند.
    •  افکار غیرمعمولی دارند. مثلاً حضور یک شخص که در آن مکان حضور ندارد را حس می‌کنند یا دچار توهم می‌شوند.
    •  لباس‌های غیرعادی می‌پوشند. مثلاً ژولیده و نامرتب به نظر می‌رسند یا به طور بدی لباس‌های خود را ست می‌کنند.
    •  به طرز خاصی حرف می‌زنند. مثلاً غیرعادی حرف می‌زنند. یا در حین صحبت‌کردن صداهای عجیب‌وغریب تولید می‌کنند.

     آن دسته از علائم اختلال شخصیت اسکیزوتایپال مانند علاقه به‌تنهایی انجام‌دادن کارها یا اضطراب اجتماعی خیلی زیاد ممکن است در سنین نوجوانی دیده شود. کودک ممکن است به‌خوبی در مدرسه درس نخواند و یا نتواند از لحاظ اجتماعی با دوستان و هم‌کلاسی‌هایش ارتباط بگیرد؛ ممکن است به همین دلایل در مدرسه اذیت و مسخره شوند.

    اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     تفاوت اختلال شخصیت اسکیزوتایپال و اسکیزوفرنی

     ممکن است که اختلال شخصیت اسکیزوتایپال به‌سادگی با اسکیزوفرنی اشتباه گرفته شود. در اسکیزوفرنی فرد با درک و برداشت واقعیت مشکل دارد و دچار توهم و هذیان است. یعنی چیزی را می‌شنود و یا می‌بیند که وجود ندارد که به این حالت، روان‌پریشی گفته می‌شود. افراد دارای اختلال شخصیت اسکیزوتایپال ممکن است حملات خفیف روان‌پریشی با توهم و هذیان داشته باشند. اما این حملات در مقایسه با اسکیزوفرنی خیلی خفیف هستند و خیلی کم رخ می‌دهند.

     تفاوت کلیدی دیگر این است که افراد دارای اختلال شخصیت اسکیزوتایپال معمولاً می‌توانند به افکار تحریف‌شده خودشان آگاه شوند؛ اما افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نمی‌توانند به توهمات خودآگاه شوند و از آن دور شوند.

     با وجود این تفاوت‌ها، می‌توان از درمان‌هایی که برای اسکیزوفرنی استفاده می‌کنیم برای درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید نیز استفاده کنیم. گاهی اوقات اختلال شخصیت اسکیزوتایپال را در طیف اسکیزوفرنی با شدتی بسیار کمتر در نظر می‌گیرند.

     مراجعه به روان‌پزشک یا روان‌شناس

     معمولاً افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال معمولاً به دلیل افسردگی، اضطراب یا سوءاستفاده از مواد مخدر به دکتر مراجعه می‌کنند و یا اطرافیان یا اعضای خانواده، از آنها می‌خواهند به دکتر مراجعه کنند؛ در غیر این صورت خودشان اصلاً نیازی به رفتن به روان‌پزشک یا روان‌شناس نمی‌بینند.

     دلایل ابتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     دلایل ابتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال شناخته شده نیست. اما احتمالاً عملکرد مغز و ژنتیک مؤثر هستند؛ همچنین تأثیرات محیطی و رفتارهای آموخته شده را نمی‌توان نادیده گرفت.

     عوامل خطرساز که احتمال ابتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال را افزایش می‌دهند

     اگر هر یک از اقوام دور و نزدیک شما اسکیزوفرنی و یا هرگونه اختلال سایکوتیک و روان‌پریشی داشته باشد، احتمال ابتلای شما به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال را بالا می‌برد.

     عوارض اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال بیشتر در معرض موارد زیر هستند:

    •  افسردگی
    •  اضطراب
    •  سایر اختلالات شخصیت
    •  اسکیزوفرنی
    •  حملات موقت روان‌پریشی، معمولاً هنگام داشتن استرس
    •  سوءاستفاده از الکل و مواد مخدر
    •  تلاش‌هایی برای خودکشی
    •  مشکل داشتن در شغل و محل کار، مدرسه و سایر ارتباطات اجتماعی
    اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     درمان اختلال شخصیت اسکیزوتایپال

     درمان اختلال شخصیت اسکیزوتایپال اغلب شامل روان‌درمانی و دارودرمانی است.

     روان‌درمانی

     روان‌درمانی ممکن است به درمان افراد دارای اختلال شخصیت اسکیزوتایپال کمک کند تا شروع به اعتماد به دیگران کنند و مهارت‌های روبروشدن با مدیریت ارتباطات و موقعیت‌های اجتماعی را یاد می‌گیرد. این مهارت با ساختن یک رابطه بر پایه اعتماد با درمانگر شروع می‌شود.

     روان‌درمانی شامل موارد زیر می‌شود:

    •  درمان شناختی رفتاری: پیداکردن و به چالش کشیدن الگوهای افکار منفی، یادگیری مهارت‌های اجتماعی و تغییر در رفتارهای مشکل‌آفرین است.
    •  درمان حمایتی: تشویق‌کردن کوچک‌ترین تغییرات مثبت مراجع و ترویج مهارت‌های سازگاری
    •  خانواده‌درمانی: می‌توان اعضای خانواده را در درمان مشارکت داد. این ممکن است ارتباط و اعتماد را بهتر کند و با دیگر با اعضای خانواده بهتر کنار بیایند.

     دارودرمانی

     هیچ‌گونه دارویی به طور خاص برای درمان اختلال شخصیت اسکیزوتایپال تأیید نشده است؛ اما روان‌پزشکان ممکن است داروی ضدافسردگی تجویز کنند تا علائم افسردگی و اضطراب را کاهش دهند. بعضی از افراد دارای این اختلال شخصیت ممکن است به‌صورت دوره‌ای احتیاج به تجویز داروی ضد روان‌پریشی داشته باشند تا توهم و هذیان آنها را کنترل کند.

     مقابله و حمایت

     فرد دارای اختلال شخصیت اسکیزوتایپال در تمام عمر با این اختلال روبرو است. بعضی از علائم با گذشت زمان به دلیل داشتن تجربه‌هایی که مهارت‌های مقابله‌ای او را تقویت کرده است، بهتر می‌شود. این می‌تواند اعتمادبه‌نفس او را افزایش دهد، به او کمک می‌کند از پس چیزهایی که سخت هستند بربیاید، و توانایی مدیریت موقعیت‌های اجتماعی را پیدا می‌کند.

     عواملی که به‌احتمال زیاد باعث بهبود برخی از علائم می‌شود:

    •  خوب کنارآمدن با دوستان و خانواده و در موقعیت‌های اجتماعی دیگر مثلاً انجام کارهایی که در آن با دیگران در ارتباط هستند.
    •  حفظ برنامه‌های سالم روزانه، مثلاً داشتن برنامه زمانی، پیروی از یک برنامه خواب منظم و خوب، ورزش و مصرف منظم داروهای تجویز شده درمانگر.
    •  داشتن یک حس موفقیت در مدرسه یا کار، و در زمینه‌های دیگر که علاقه دارند.

    منبع:

    https://www.mayoclinic.org

  • اختلال شخصیت وسواسی جبری  OCPD چیست + علائم و درمان

    اختلال شخصیت وسواسی جبری  OCPD چیست + علائم و درمان

    اختلال شخصیت وسواسی جبری که اختلال شخصیت وسواسی مجبور نیز نامیده می‌شود، یک اختلال شخصیتی است که با کمال گرایی شدید، داشتن نظم و آراستگی بیش‌ازحد مشخص می‌شود. افراد مبتلا به OCPD همچنین نیاز شدیدی به تحمیل استانداردهای خود که خیلی کمال‌گرایانه و غیر واقع‌بینانه هستند به دیگران در روابط و محل کار احساس خواهند کرد.

    اختلال شخصیت وسواسی جبری اغلب با یک اختلال اضطرابی به نام اختلال وسواس فکری – اجباری (OCD) اشتباه گرفته می‌ شود، ولی باید بدانید که آنها باهم یکسان نیستند و متفاوت هستند که در انتهای مطلب تفاوت این دو را شرح خواهیم داد.

    بیشتر بخوانید: اختلال شخصیت ضد اجتماعی چیست؟

    افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری دارای ویژگی‌های زیر هستند:

    •  بیان احساساتشان برایشان سخت است.
    •  آنها در ایجاد و حفظ روابط نزدیک با دیگران مشکل دارند.
    •  آنها سخت کوش هستند، اما وسواس آنها به کمال‌گرایی می‌تواند آنها را ناکارآمد کند.
    •  آنها اغلب احساس خشم و عصبانیت دارند.
    •  آنها اغلب با انزوای اجتماعی روبرو هستند.
    •  آنها می‌توانند اضطراب همراه با افسردگی را تجربه کنند.
    • افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری نمی‌دانند که در طرز فکر یا رفتار آنها مشکلی وجود دارد. آنها معتقدند طرز فکر و روش انجام کارها آنها، تنها راه صحیح است و بقیه اشتباه می‌کنند.

    علل اختلال شخصیت وسواسی جبری چیست؟

    علت دقیق OCPD ناشناخته است. مانند بسیاری از جنبه‌های OCPD، علل OCPD هنوز مشخص نشده است. ممکن است به دلیل ترکیبی از ژنتیک و تجربیات دوران کودکی ایجاد شود.

    در برخی از مطالعات موردی، بزرگسالان می‌توانند تجربه OCPD را از سنین پایین به یاد بیاورند. آنها احتمالا در کودکی فکر می‌کردند که باید کودکی کامل یا کاملاً مطیع باشند. این نیاز به پیروی از قوانین به بزرگسالی منتقل می‌شود.

    چه کسانی بیشتر در معرض خطر اختلال شخصیت وسواسی جبری هستند؟

    احتمال ابتلای مردان به این اختلال شخصیت دو برابر بیشتر از زنان است. بر اساس مجله ارزیابی شخصیت، بین 2 تا 7 درصد از جمعیت مبتلا به OCPD هستند که آن را به شایع‌ترین اختلال شخصیت تبدیل می‌کند.

    علاوه بر این، افرادی که OCD شدید دارند، بیشتر احتمال دارد که مبتلا به OCPD تشخیص داده شوند.

    اختلال شخصیت وسواسی جبری

    علائم اختلال شخصیت وسواسی جبری چیست؟

    علائم OCPD عبارتند از:

    •  کمال‌گرایی تا حدی که توانایی انجام کارها را مختل می‌کند. زیرا شخص کارها را انجام نمی‌دهد مگر اینکه بتواند به صورت کمال‌گرایانه آن را انجام دهد که در خیلی از شرایط نمی‌تواند و ممکن نیست.
    •  رفتارهای خشک، سخت و رسمی، بدون انعطاف‌پذیری
    •  خیلی در خرج کردن پول صرفه‌جو هستند و یا به عبارتی ممکن است خسیس باشند.
    • خیلی وقت‌شناس هستند و روی این مسئله بدون انعطاف‌پذیری و غیر واقع‌بینانه حساسیت دارند.
    •  توجه زیادی به جزییات دارند
    •  به حدی به شغل خود اهمیت می‌دهند و وقت و انرژی صرف می‌کنند که ممکن است روابط دوستانه، روابط عاطفی و روابط خانوادگی خود را از دست می‌دهند.
    • وسایل کهنه و به‌دردنخور را احتکار می‌کنند و نگه می‌دارند. آنها را نگه می‌دارند زیرا شاید روزی به‌درد بخورد.
    •  نمی توانند بخشی از کار خود را به دیگران بسپارند زیرا فکر می‌کنند کسی نمی‌تواند به درستی و به‌صورت‌کامل آن را انجام دهد.
    •  وقتی یک لیست از انجام کارها تهیه می‌کنند فکر می‌کنند وحی منزل است و هیچ انعطاف‌پذیری و تغییری در آن اعمال نمی‌کنند. در هرحالی که گاهی شرایطی پیش می‌آید که بر اساس واقعیت باید انعطاف‌پذیر باشیم و تغییری در برنامه خود اعمال کنیم.
    •  به قوانین و مقررات خیلی اهمیت می‌دهند.
    •  باید همه چیز منظم باشد وگرنه احساس خوبی ندارند.
    •  این تصور را دارند که بهترین روش برای انجام کارها، روشی است که آنها در پیش می‌گیرند.
    •  پایبندی زیادی به قوانین اخلاقی دارند.

    OCPD زمانی تشخیص داده می‌شود که علائم اختلال شخصیت وسواسی جبری، توانایی شما برای عملکردتان و تعامل با دیگران را مختل کند.

    اختلال شخصیت وسواسی جبری چگونه درمان می‌شود؟

    اگر مبتلا به OCPD هستید، درمانگر شما احتمالاً از یک رویکرد سه بعدی برای درمان استفاده خواهد کرد که شامل موارد زیر است:

    درمان شناختی رفتاری (CBT)

    درمان شناختی رفتاری (CBT) یک نوع رایج مشاوره سلامت روان است. در طول CBT، شما با یک متخصص سلامت روان بر اساس یک برنامه ساختار یافته ملاقات می‌کنید. این جلسات منظم شامل کار با مشاور برای صحبت در مورد هر گونه اضطراب، استرس یا افسردگی است. یک مشاور سلامت روان ممکن است شما را تشویق کند که تاکید کمتری بر کار و تاکید بیشتر بر تفریح، خانواده و سایر روابط بین فردی داشته باشید.

    دارو

    پزشک شما ممکن است تجویز یک مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) را برای کاهش برخی از اضطراب‌های پیرامون چرخه وسواس فکری-اجباری در نظر بگیرد. اگر برای شما یک SSRI تجویز شده است، ممکن است از گروه‌های حمایتی و درمان منظم روانپزشک نیز بهره‌مند شوید. استفاده طولانی مدت از نسخه معمولاً برای OCPD توصیه نمی‌شود.

    آموزش تمدد اعصاب

    تمرین تمدد اعصاب شامل تکنیک‌های تنفس و تمدد اعصاب است که می‌تواند به کاهش احساس استرس و فوریت شما کمک کند. این علائم در OCPD رایج است. نمونه‌هایی از تمرین‌های آرامش‌بخش توصیه شده شامل یوگا، تای چی و پیلاتس است.

    چشم انداز یا پیش آگهی در باره این اختلال چیست؟

    چشم انداز فرد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری ممکن است بهتر از چشم انداز سایر اختلالات شخصیت باشد. درمان می‌تواند به شما کمک کند تا آگاهی بیشتری در مورد اینکه چگونه علائم OCPD می‌تواند بر دیگران تأثیر منفی بگذارد، به شما بدهد. اگر مبتلا به OCPD هستید، ممکن است کمتر به مواد مخدر یا الکل معتاد شوید، که در سایر اختلالات شخصیت رایج است.

    مانند سایر اختلالات شخصیت، یافتن درمانی که برای شما مفید است، اساس موفقیت است. درمان شناختی رفتاری می‌تواند به بهبود توانایی شما در تعامل و همدلی با عزیزانتان کمک کند.

    چگونه یک همسر یا یکی از عزیزان می‌تواند از فرد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری حمایت کند؟

    اگر مشکوک هستید که همسر، شریک زندگی یا یکی از اعضای خانواده شما مبتلا به OCPD است، به وسواس و رفتارهای اجباری آنها توجه کنید. یک فرد اگر وسواس‌های زیر را داشته باشد به احتمال زیاد مبتلا به OCD یا اختلال شخصیت دیگری است که OCPD نیست:

    • وسواس‌های او  محدود به دو یا سه حوزه خاص زندگی است
    •  وسواس‌های غیر منطقی یا عجیب دارد
    • افراد مبتلا به OCPD معمولا تمایلی به تغییر رفتار خود ندارند. آنها اغلب در عوض دیگران را به عنوان مشکل می‌بینند.

    اکثر افرادی که برای OCPD تحت درمان قرار می‌گیرند، توسط همسر یا یکی از عزیزانشان تشویق به انجام این کار می‌شوند. با این حال، نزدیک شدن به افراد مبتلا به OCPD در مورد رفتارهایش می‌تواند بسیار دشوار باشد. همچنین می‌تواند برای افراد مهم و عزیزان افراد مبتلا به OCPD مفید باشد تا برای خود به دنبال حمایت باشند.

    اختلال شخصیت وسواسی جبری

    OCPD در مقابل OCD

    اگرچه اختلالات OCPD و OCD شباهت‌هایی دارند، اما اختلالات متفاوتی هستند، به همین دلیل است که اصطلاحاتی مانند “اختلال شخصیت OCD” یا “اختلال شخصیت وسواسی” می‌توانند گیج کننده باشند. برای روشن شدن تفاوت بین OCD و OCPD، درک چند تعریف کلیدی و کلمات اختصاری می تواند مفید باشد:

    OCD چیست؟ ممکن است از خود بپرسید که OCD مخفف چیست؟ OCD مخفف اختلال وسواس فکری جبری است. OCD نوعی اختلال اضطرابی است، به این معنی که افکار و رفتارهای وسواسی و اجباری از اضطراب ناشی می‌شود. در اینجا اجباری به این معنا است که شما نمی‌توانید آن را به راحتی کنترل کنید.

    منظور از OCPD چیست؟ اختلال شخصیت وسواسی جبری (OCPD) اختلالی است که با حرکت آنها در زندگی و تصمیمات و رفتارهایشان به سمت کمال، پاکیزگی و نظم مشخص می‌شود. کمال‌گرایی چیزی است که تمرکز بر کمال است که بیشتر با شخصیت ارتباط دارد و بنابراین بیشتر با OCPD که یک اختلال شخصیت است مرتبط است. برخی از نمونه‌های OCPD شامل مواردی مانند از دست دادن ضرب‌الاجل‌ها به دلیل پایبندی به استانداردهای پیچیده و سختگیرانه شخصی، احتکار پول یا دارایی، و نادیده گرفتن روابط به نفع کار یا سرگرمی‌ها است.

  • اختلال شخصیت ضد اجتماعی چیست؟

    اختلال شخصیت ضد اجتماعی چیست؟

    اختلال شخصیت ضداجتماعی که گاهی اوقات به آن سوسیوپاتی نیز گفته می‌شود، یک اختلال شخصیت است که در آن فرد حقوق و احساسات دیگران را نادیده می‌گیرد و اصلا به درستی و نادرستی کارهایی که انجام می‌دهد توجهی نشان نمی‌دهد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی دوست دارند عمداً دیگران را عصبانی یا ناراحت کنند و با دیگران رفتاری خشن یا بی‌تفاوت و یا ظالمانه داشته باشند.

    آنها هیچ‌وقت از ته دل از رفتار خود پشیمان نمی‌شوند. ممکن است برای رسیدن به هدف خود لحظات و یا روزهایی ادعا کنند که پشیمان هستند و یا حتی عذرخواهی کنند، یا گریه کنند؛ اما این بخشی از بازی و نقشه آنها برای سوءاستفاده و رسیدن به اهداف خودشان است.

    افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی اغلب قانون را زیر پا می‌گذارند، مجرم می‌شوند و به زندان می‌روند و مشکلات قانونی پیدا می‌کنند. آنها ممکن است دروغ بگویند، رفتار خشونت آمیز یا تکانشی داشته باشند و در مصرف مواد مخدر و الکل مشکل داشته باشند. آنها در انجام مسئولیت‌های خود در خانواده، کار یا مدرسه مشکل دارند.

    بیشتر بخوانید: علائم اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

    علائم اختلال شخصیت ضد اجتماعی

    • نادیده گرفتن درست و غلط

    خیلی از ما در تصمیم‌گیری‌ها به حق و ناحق اهمیت می‌دهیم که اصلا حق کسی را پایمال نکنیم؛ اما فردی که اختلال شخصیت ضداجتماعی دارد فقط به رسیدن به هدف خود فکر می‌کند حتی اگر حق کسی را پایمال کند.

    • برای سوءاستفاده از دیگران و رسیدن به آنچه می‌خواهند به‌راحتی به دیگران دروغ می‌گویند.
    •  به دیگران توجهی ندارند و با آنها محترمانه رفتار نمی‌کنند.

    ممکن است در ظاهر بسیار مودب و لفظ قلم صحبت کنند اما عمیقا برای انسان‌ها احترامی قائل نیستند که حدومرز و حقوق آنها را رعایت کنند.

    •  برای رسیدن به منافع شخصی خود، جذاب و شوخ طبع عمل می‌کنند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهند.
    • فکر می‌کنند از دیگران برتر هستند و موجودی خاص و فوق‌العاده هستند.
    • به دلیل کارهای مجرمانه‌ای که انجام می‌دهند مانند کلاه‌برداری مالی و … مشکلات قانونی دارند.
    • زمانی که به دیگران آسیب مالی، عاطفی و جسمی می‌زنند اصلا احساس گناه پیدا نمی‌کنند و بهانه‌های مختلف می‌آورند:
    • مجبور بودم
    • مگر بقیه با من چه رفتارهایی جز این داشتند؟
    • خودش باید مواظب پول خودش بود تا من نتوانم سرش کلاه بگذارم
    • خودش باید به حرف من اعتماد نمی‌کرد که من قصد ازدواج دارم، درست است که گفته بودم قصد ازدواج دارم اما قول که نداده بودم
    • و …
    •  تهاجمی و خشونت‌آمیز رفتار می‌کند و برای دیگران تهدیدکننده است.
    •  کارهای خطرناکی را بدون توجه به امنیت خود و یا دیگران انجام می‌دهد.
    • در انجام مسائل کاری و مالی ناتوان و بی‌مسئولیت است.

    تخمین زده می شود که ۳٪ از جمعیت عمومی به این اختلال مبتلا هستند و افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی ممکن است در حفظ سلامت و برقراری روابط عاشقانه با مشکلاتی مواجه شوند.

    اختلال شخصیت ضد اجتماعی

    شخصیت چگونه بر روابط عاشقانه تأثیر می‌گذارد؟

    شخصیت عامل مهمی است که در روابط عاشقانه نقش به‌سزایی دارد. ویژگی‌های شخصیتی مختلف می‌توانند به طور مثبت یا منفی بر کیفیت، مدت و سطح رضایت رابطه تأثیر بگذارند.

    ۱۰ اثر اختلال شخصیت ضد اجتماعی در روابط

    اختلال شخصیت ضداجتماعی (ASPD) یک وضعیت سلامت روان است که با فقدان همدلی، بی‌توجهی به هنجارها و قوانین اجتماعی و رفتارهای تکانشی و غیرمسئولانه مشخص می‌شود.

    افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در روابط ممکن است در حفظ سلامت و برقراری روابط عاشقانه به دلیل ده اثر زیر با مشکلاتی مواجه شوند:

    ۱. نداشتن ارتباط عاطفی

    افراد مبتلا به ASPD در روابط ممکن است به دلیل عدم همدلی و جدایی عاطفی، برای ایجاد پیوندهای عاطفی با شریک زندگی خود مشکل داشته باشند.

    آنها ممکن است نسبت به احساسات، نیازها و خواسته‌های شریک خود بی‌تفاوت یا بی‌احساس به نظر برسند، که می‌تواند باعث ایجاد حس فاصله عاطفی در رابطه شود. این فقدان ارتباط عاطفی می‌تواند باعث شود که شریک آنها احساس غفلت، بی‌مهری یا عدم حمایت کند و منجر به نارضایتی و درگیری در رابطه شود.

    ۲. عدم صداقت و بازی کردن در رابطه

    افراد مبتلا به ASPD ممکن است از فریب و بازی دادن، برای کنترل شریک زندگی خود و رسیدن به آنچه می‌خواهند استفاده کنند.

    آنها ممکن است بدون عذاب وجدان یا احساس گناه دروغ بگویند، خیانت کنند یا دزدی کنند که منجر به نقض اعتماد در رابطه شود. این رفتار می‌تواند باعث شود که شریک آنها احساس سوءاستفاده، خیانت یا بی‌احترامی کند که منجر به احساس خشم، ناامیدی یا رنجش شود.

    ۳. تکانشگری و رفتار ریسک‌پذیر

    افراد مبتلا به ASPD ممکن است رفتارهای تکانشی و مخاطره‌آمیزی مانند سوءمصرف مواد، قمار یا رانندگی بی‌احتیاط داشته باشند که می‌تواند خود و شریک زندگی خود را به خطر بیندازد.

    آنها ممکن است عواقب اقدامات خود را نادیده بگیرند، که منجر به مشکلات حقوقی یا مالی می‌شود که می‌تواند روابط را تحت فشار قرار دهد. شریک زندگی آنها ممکن است احساس درماندگی یا سرخوردگی کند که منجر به شکست در ارتباطات و اعتماد شود.

    ۴. پرخاشگری و خشونت

    افراد مبتلا به ASPD ممکن است رفتار پرخاشگرانه یا خشونت‌آمیزی را نسبت به شریک زندگی خود نشان دهند، مانند آزار فیزیکی یا کلامی.

    آنها ممکن است احساس کنند حق کنترل یا تسلط بر شریک زندگی خود را دارند که منجر به چرخه‌ای از ترس، ارعاب و سوءاستفاده در رابطه می‌شود. این رفتار می‌تواند باعث شود شریک زندگی آنها احساس ناامنی کند یا آسیب ببیند و منجر به آسیب‌های عاطفی و روانی طولانی‌مدت شود.

    ۵. خیانت

    افراد مبتلا به ASPD ممکن است بدون توجه به احساسات شریک زندگی خود یا عواقب اعمالشان وارد روابط خارج از ازدواج یا رابطه جنسی گاه به گاه شوند.

    آنها ممکن است از رابطه جنسی به عنوان وسیله‌ای برای کنترل و ارضا حس مالکیت خود استفاده کنند. آنها ممکن است حتی به زور با همسر یا شریک زندگی خود رابطه جنسی برقرار کنند که منجر به صدمه، و احساس رنجش می‌شود.

    ۶. عدم همدلی

    افراد مبتلا به ASPD ممکن است برای درک احساسات یا دیدگاه‌های شریک زندگی خود دچار مشکل شوند.

    آنها ممکن است احساسات شریک خود را نادیده بگیرند یا خیلی کم در نظر بگیرند، که منجر به احساس بی‌اعتباری یا بی‌توجهی در رابطه شود. این رفتار می‌تواند باعث شود که شریک زندگی آنها احساس نشنیده شدن، مورد قدردانی واقع نشدن یا گوشه‌گیری کند که منجر به احساس تنهایی و ناامیدی شود.

    ۷. ناتوانی در سازش

    افراد مبتلا به ASPD ممکن است در مصالحه یا مذاکره با دیگران خود مشکل داشته باشند. آنها ممکن است احساس کنند حق دارند که راه خود را داشته باشند که منجر به جنگ قدرت در رابطه شود. این رفتار می‌تواند باعث شود که شریک زندگی آنها احساس ناتوانی، ناامیدی یا خشم کند و منجر به احساس درگیری و نارضایتی شود.

    ۸. ناتوانی در مسئولیت پذیری

    افراد مبتلا به ASPD ممکن است برای قبول مسئولیت اقدامات یا اشتباهات خود دچار مشکل شوند. آنها ممکن است دیگران یا عوامل خارجی را مقصر مشکلات خود بدانند که منجر به عدم مسئولیت پذیری در رابطه می‌شود.

    این رفتار می‌تواند باعث شود که شریک زندگی آنها احساس ناامیدی یا رنجش کند و منجر به شکست در ارتباطات و اعتماد شود.

    ۹. مشکل در بیان احساسات

    افراد مبتلا به ASPD در روابط ممکن است برای ابراز احساسات یا نیازهای خود به طور مؤثر تلاش کنند. آنها ممکن است محدوده عاطفی محدودی داشته باشند که منجر به احساس فاصله عاطفی در رابطه می‌شود.

    این رفتار می‌تواند باعث شود که شریک آنها احساس سوءتفاهم، قطع ارتباط یا بی‌مهری کند و منجر به احساس تنهایی و نارضایتی شود.

    ۱۰. بی‌توجهی به هنجارهای اجتماعی

    افراد مبتلا به ASPD ممکن است هنجارها و قراردادهای اجتماعی مانند وقت‌شناسی یا آداب اجتماعی را نادیده بگیرند که می‌تواند باعث تعارض و تنش در رابطه شود. آنها همچنین ممکن است رفتار مجرمانه یا غیراخلاقی مانند دزدی یا دروغگویی داشته باشند که می‌تواند منجر به مشکلات حقوقی یا مالی شود و به اعتبار رابطه آسیب برساند.

    این رفتار می‌تواند باعث شود شریک زندگی آنها احساس خجالت، شرم یا ناامیدی کند که منجر به احساس درگیری و بی‌اعتمادی شود.

    تأثیر اختلال سلوک بر ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی

    بزرگسالان مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی معمولاً علائم اختلال سلوک را قبل از 15 سالگی نشان می‌دهند.

    علائم اختلال سلوک شامل مشکلات رفتاری جدی مانند موارد زیر است:

    •  پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات
    •  تخریب اموال
    •  دروغ گفتن و نداشتن صداقتی
    •  سرقت
    •  نقض جدی قوانین

    اختلال شخصیت ضد اجتماعی یک بیماری مادام‌العمر در نظر گرفته می‌شود. اما در برخی از افراد، علائم خاصی به ویژه رفتارهای مخرب و مجرمانه، ممکن است با گذشت زمان کاهش پیدا کند. مشخص نیست که آیا این کاهش علائم، نتیجه تأثیر پیری بر ذهن و بدن است یا افزایش آگاهی از تأثیر رفتار ضد اجتماعی باعث می‌شود رفتارهای مخرب و مجرمانه کمتری انجام دهند.

    اختلال شخصیت ضد اجتماعی

    چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد

    افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی به احتمال زیاد خودشان احساس نیاز به مراجعه به روانپزشک ندارند. اگر مشکوک هستید که یکی از دوستان یا اعضای خانواده ممکن است به این اختلال مبتلا باشد، می‌توانید به او پیشنهاد دهید تا با یک متخصص سلامت روان، روان‌شناس یا روان‌پزشک مراجعه کند.

    علل ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی

    شخصیت ترکیبی از افکار، عواطف و رفتارهایی است که شخص را منحصر به فرد می‌کند. شخصیت به دلیل اینکه برای هر فرد منحصر به فرد است باعث می‌شود آن فرد به صورت خاصی بر اساس شخصیتش به دنیا نگاه می‌کند، بر اساس آن اتفاقات موجود را درک می‌کند و با آن ارتباط برقرار می‌کند و همچنین گونه‌ای که خودش را می‌بینند بر اساس شخصیت او است. شخصیت در دوران کودکی شکل می‌گیرد. شخصیت معمولا بر اساس ژن‌های ارثی و همچنین موقعیت‌ها و تجربیات زندگی شکل گرفته است.

    علت دقیق اختلال شخصیت ضد اجتماعی مشخص نیست، اما:

     ژن‌ها ممکن است باعث ابتلای فرد به شخصیت ضد اجتماعی شود. موقعیت‌های زندگی، به ویژه بی‌توجهی و سوءاستفاده دیگران از شخص، ممکن است باعث ایجاد شخصیت ضد اجتماعی در فرد شود.

    عواملی که خطر ابتلا به شخصیت ضد اجتماعی را افزایش می‌دهد

    به نظر می‌رسد عوامل خاصی خطر ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی را افزایش می‌دهند:

    •  تشخیص اختلال سلوک در دوران نوجوانی
    •  داشتن سابقه خانوادگی اختلال شخصیت ضد اجتماعی یا سایر اختلالات شخصیتی
    •  تجربه سوءاستفاده یا بی‌توجهی در دوران کودکی.
    •  زندگی خانوادگی ناپایدار یا خشونت‌آمیز در دوران کودکی.
    • مردان بیش از زنان در معرض خطر ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند.

    مشکلات ناشی از اختلال شخصیت ضد اجتماعی

    عوارض و مشکلات ناشی از اختلال شخصیت ضد اجتماعی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

    •  همسرآزاری یا کودک‌آزاری یا بی‌توجهی به همسر و فرزند و به طور کلی به دیگران
    •  مشکلات با الکل یا مواد مخدر
    •  به زندان رفتن
    •  اقدام به خودکشی یا تلاش برای کشتن شخص دیگری
    •  داشتن سایر شرایط سلامت روان مانند افسردگی یا اضطراب
    •  مشکلات مالی، تحصیلی یا اجتماعی
    •  مرگ زودهنگام ، معمولاً به دلیل خشونت و دعوا و درگیری.

    پیشگیری

    هیچ راه مطمئنی برای جلوگیری از بروز اختلال شخصیت ضد اجتماعی در افراد در معرض خطر وجود ندارد. از آنجایی که تصور می‌شود رفتار ضد اجتماعی ریشه در دوران کودکی دارد، والدین، معلمان و پزشکان اطفال ممکن است علائم هشدار دهنده اولیه را ببینند. ممکن است تلاش برای شناسایی افرادی که بیشتر در معرض خطر هستند، مانند کودکانی که علائم اختلال سلوک را نشان می‌دهند، و سپس ارائه مداخلات اولیه کمک کند.

  • علائم اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

    علائم اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

    اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) یک نوع اختلال شخصیت است که مشخصه اصلی آن بی‌اعتمادی و سوء‌ظن نسبت به دیگران بدون دلیل کافی برای مشکوک بودن است. افراد مبتلا به PPD همیشه مراقب هستند و بر این باورند که دیگران دائماً در تلاش برای تحقیر، آسیب یا تهدید آنها هستند.

    بیشتر بخوانید: راهکارهای ترک اعتیاد به گل

    اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) چیست؟

    افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید اغلب فکر نمی‌کنند که رفتار و طرز فکرشان مشکل‌ساز باشد، بلکه معتقدند کاملا حق با آنهاست.

    PPD ، یکی از اختلالات شخصیتCluster A ، یا اختلالات شخصیت غیرعادی است. افراد مبتلا به اختلالات این دسته  تفکر یا رفتار غیرعادی دارند.

    توجه به این نکته مهم است که افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید هذیان یا توهم همراه با پارانویا را تجربه نمی‌کنند، اما می‌دانیم که هذیان و توهم معمولا در اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوافکتیو و دوره‌های شیدایی شدید در اختلال دوقطبی دیده می‌شود.

    اختلال شخصیت پارانوئید از چه سنی شروع می‌شود؟

    افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع به تجربه علائم و نشان دادن علائم این بیماری می‌کنند.

    چه کسانی ممکن است به اختلال شخصیت پارانوئید مبتلا شوند؟

    به طور کلی، تحقیقات میزان بالاتری از اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) را در افرادی که در بدو تولد زن تشخیص داده شده بودند (AFAB) نشان می‌دهد (ممکن است فردی زن به‌دنیا بیاید اما بعدا ترنس شناخته شده و به مرد تغییر جنسیت دهد)، در حالی که نمونه‌های سوابق بیمارستانی نرخ بالاتری از PPD را در افرادی که در هنگام تولد مرد بودند (AMAB) نشان می‌دهند؛ پس میان یافته‌های تحقیقات و نمونه‌های سوابق بیمارستانی تضاد وجود دارد.

    افراد مبتلا به PPD بیشتر احتمال دارد ویژگی‌های زیر را داشته باشند:

    •  در خانواده‌های کم‌درآمد زندگی کنند.
    •  سیاه‌پوست، بومی آمریکایی یا اسپانیایی باشند.
    •  بیوه، طلاق گرفته یا جدا شده یا ازدواج نکرده باشند.

    تحقیقات بیشتری برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اینکه چرا این عوامل خطر با PPD  مرتبط هستند و چگونه استرس و تروما در ایجاد آن نقش دارند، مورد نیاز است.

    شیوع اختلال شخصیت پارانوئید چقدر است؟

    اختلال شخصیت پارانوئید نسبتاً نادر است. محققان تخمین می‌زنند که 0.5٪ تا 4.5٪ از جمعیت عمومی ایالات متحده به این اختلال مبتلا هستند.

    اختلال شخصیت پارانوئید

    علائم و نشانه‌های اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

    افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) همیشه مراقب هستند و بر این باورند که دیگران دائماً در تلاش برای تحقیر، آسیب یا تهدید آنها هستند. این باورهای عموماً بی‌اساس، و همچنین عادات سرزنش و بی‌اعتمادی آن‌ها، در توانایی آن‌ها برای ایجاد روابط نزدیک یا حتی قابل اجرا اختلال ایجاد می‌کند. افراد مبتلا به PPD زندگی اجتماعی خود را به شدت محدود می‌کنند.

    علائم افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید

    •  به تعهد، وفاداری یا قابل اعتماد بودن دیگران شک دارند، باور دارند که دیگران آنها را به استثمار می‌کشند یا فریب می‌دهند.
    •  مایل نیستند به دیگران اعتماد کنند یا اطلاعات شخصی خود را فاش کنند زیرا می‌ترسند از اطلاعات علیه آنها استفاده شود.
    •  نمی‌توانند دیگران را ببخشند و کینه به دل می‌گیرند.
    •  بیش‌ازحد حساس هستند و انتقادها را نمی‌پذیرند و با انتقاد دیگران ناراحت می‌شوند.
    •  این اعتقاد را دارند که در اظهارات معصومانه یا نگاه‌های معمولی دیگران معانی پنهانی وجود دارد.
    •  بدون دلیل موجه، دائماً شک دارند که همسر یا شریک عاشقانه آنها خیانت می‌کنند.
    •  در روابط خود با دیگران سرد هستند و ممکن است برای جلوگیری از خیانت، کنترل‌کننده و حسود شوند.
    •  نقش خود را در مشکلات یا درگیری‌ها نمی‌بینید، با این باور که همیشه حق با آنهاست.
    •  در آرامش داشتن مشکل دارند.
    •  خصمانه، لجباز و جنگجو هستند.

    چه چیزی باعث اختلال شخصیت پارانوئید می‌شود؟

    دانشمندان علت دقیق اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) را نمی‌دانند، اما احتمالاً شامل ترکیبی از عوامل محیطی و بیولوژیکی است.

    محققان دریافته‌اند که مبتلایان به این اختلال، والدینی داشته‌اند که در کودکی از لحاظ روانی و فیزیکی از آنها غفلت می‌کردند.

    محققان قبلاً فکر می‌کردند احتمالاً یک پیوند ژنتیکی بین اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت اسکیزوتایپی و PPD وجود دارد، اما مطالعات بیشتر نشان داده است که این ارتباط آنقدر قوی نیست که قبلاً فکر می‌کردند.

    اختلال شخصیت پارانوئید چگونه تشخیص داده می‌شود؟

    شخصیت کودک در دوران کودکی و نوجوانی به تکامل خود ادامه می‌دهد. به همین دلیل، متخصصان سلامت روان معمولاً فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) را تا بعد از سن 18 سالگی تشخیص نمی‌دهند.

    تشخیص اختلالات شخصیت، از جملهPPD، می‌تواند دشوار باشد، زیرا اکثر افراد مبتلا به اختلال شخصیت فکر نمی‌کنند مشکلی در رفتار یا طرز تفکرشان وجود داشته باشد.

    هنگامی که آنها برای گرفتن کمک به روانشناس مراجعه می‌کنند، اغلب به دلیل اضطراب یا افسردگی ناشی از طلاق یا روابط ناموفق است (اختلال شخصیت پارانوئید نمی‌تواند روابط عاطفی درستی داشته باشد)، نه خود اختلال شخصیت پارانوئید.

    هنگامی که یک متخصص سلامت روان، مانند یک روانشناس یا روانپزشک، مشکوک به اختلال شخصیت پارانوئید است، اغلب سؤالات کلی می‌پرسند که پاسخ دفاعی یا خصمانه ایجاد نمی‌کند. آنها در این زمینه سؤالاتی می‌پرسند:

    •  تاریخ گذشته زندگی و شخصیت فرد
    •  روابط
    •  سابقه کار قبلی
    •  تست واقعیت (اینکه فرد آیا در جواب سؤالات بر اساس واقعیت جواب می‌دهد یا بر اساس هذیان و توهم)

    متخصصان سلامت روان اختلال شخصیت پارانوئید را بر اساس معیارهای این بیماری در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا قرار می‌دهند.

    آیا سایر شرایط پزشکی با اختلال شخصیت پارانوئید مرتبط است؟

    بله، تقریباً 75 درصد از افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) دارای اختلال شخصیت دیگری هستند. شایع‌ترین اختلالات شخصیتی که هم‌زمان با PPD رخ می‌دهد عبارتند از:

    •  اختلال شخصیت اجتنابی
    •  اختلال شخصیت مرزی (BPD)
    •  اختلال شخصیت ضد اجتماعی (ASPD)
    • احتمال ابتلا به اختلال مصرف مواد و اختلال هراس در افراد مبتلا به PPD نیز بیشتر از جمعیت عمومی ایالات متحده است.
    اختلال شخصیت پارانوئید

    اختلال شخصیت پارانوئید چگونه درمان می‌شود؟

    افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) به‌ندرت به دنبال درمان به تنهایی هستند. اعضای خانواده، همکاران یا کارفرمایان معمولاً آنها را برای درمان معرفی می‌کنند.

    هنگامی که فرد مبتلا به PPD به دنبال درمان است، روان درمانی، مانند درمان رفتاری شناختی (CBT) یا رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT)، درمان انتخابی است. درمان بر افزایش مهارت‌های مقابله‌ای عمومی، به ویژه اعتماد و همدلی، و همچنین بر بهبود تعامل اجتماعی، ارتباطات و عزت نفس تمرکز دارد.

    از آنجایی که افراد مبتلا به PPD اغلب به دیگران بی‌اعتماد هستند، برای متخصصان مراقبت‌های بهداشتی چالشی ایجاد می‌کند زیرا اعتماد و ایجاد ارتباط از عوامل مهم روان درمانی هستند. در نتیجه، بسیاری از افراد مبتلا به PPD ممکن است برنامه درمانی خود را دنبال نکنند و حتی ممکن است انگیزه‌های درمانگر را زیر سوال ببرند.

    متخصصان سلامت روان معمولاً دارویی برای درمان PPD تجویز نمی‌کنند. با این حال، داروهایی – مانند داروهای ضد اضطراب، ضد افسردگی یا داروهای ضد روان پریشی – ممکن است در صورتی که علائم فرد شدید باشد یا اضطراب یا افسردگی داشته باشد، تجویز شود.

    آیا می‌توان از اختلال شخصیت پارانوئید پیشگیری کرد؟

    در حالی که به طور کلی نمی‌توان از اختلال شخصیت پارانوئید پیشگیری کرد، درمان می‌تواند به فرد مبتلا به PPD اجازه دهد تا راه‌های مؤثرتری برای مقابله با افکار و موقعیت‌های تحریک کننده را بیاموزد.

    پیش آگهی اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

    پیش آگهی اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) معمولاً به این بستگی دارد که آیا فرد مبتلا به PPD مایل به پذیرش و متعهد به درمان است یا خیر. روان درمانی گاهی اوقات می‌تواند پارانویا را کاهش دهد و تأثیر آن را بر عملکرد روزانه محدود کند.

    در صورت عدم درمان، PPD می‌تواند در توانایی فرد برای ایجاد و حفظ روابط، و همچنین توانایی آنها برای عملکرد اجتماعی و در موقعیت‌های کاری اختلال ایجاد کند. احتمال اینکه افراد مبتلا به PPD زودتر از افراد بدون اختلال شخصیت دست از کار بکشند، بیشتر است.

    علاوه بر این، PPD یکی از قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های رفتار پرخاشگرانه در یک محیط بیمارستان است. PPD همچنین با تعقیب و دعوای قضایی بیش از حد (دعوا) همراه است.

    اعضای خانواده افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید اغلب استرس، افسردگی، اندوه و انزوا را تجربه می‌کنند. مهم است که از سلامت روان خود مراقبت کنید و در صورت مشاهده این علائم به دنبال حمایت باشید.

  • راهکارهای ترک اعتیاد به گل

    راهکارهای ترک اعتیاد به گل

     اطلاع از روش‌های ترک اعتیاد به گل ممکن است برای بسیاری از افراد مهم باشد؛ چراکه حدود ۱۰٪ از افرادی که شروع به کشیدن گل می‌کنند معتاد می‌شوند و ۳۰٪ از مصرف‌کنندگان فعلی معیارهای اعتیاد را دارند.

     گل یک ترکیب از گیاه شاهدانه است. این گیاه در طول تاریخ به دلیل اثرات تغییردهنده ذهن که می‌تواند شامل تقویت حواس و تغییر در خلق‌وخو باشد، به‌صورت تفریحی مورداستفاده قرار گرفته است.

     گل یا همان ماری‌جوانا نسبت به مواد مخدر دیگر عوارض کمتری دارد؛ ولی نباید فراموش کنیم که اعتیادآور است و موجب وابستگی روانی می‌شود.

    ترک اعتیاد به گل

     ممکن است بعضی از جوانان بگویند گل یا همان ماری‌جوانا در بعضی کشورها مانند آمریکا، کانادا، هلند و… به‌صورت قانونی فروخته می‌شوند. بله درست است؛ اما نباید فراموش کنیم که سیگار و الکل هم به‌صورت قانونی فروخته می‌شوند ولی ما می‌دانیم که مصرف آنها هم ممکن است باعث اعتیاد به سیگار و الکل می‌شوند و ضررهایی را برای بدن دارند.

    بیشتر بخوانید: ۵ قدم برای ایجاد اعتماد به نفس

     اثرات فوری مصرف گل یا ماری‌جوانا چیست؟

     اثرات فوری (حاد) کشیدن گل، ممکن است شامل موارد زیر باشد:

    •  مسکن درد
    •  تحریک اشتها
    •  کاهش تهوع و استفراغ
    •  کاهش اضطراب
    •  ضربان تند قلب
    •  فشارخون پایین
    •  چشم‌های پرخون
    •  کندشدن هضم
    •  آرامش عضلانی
    •  دهان خشک
    •  سرگیجه
    •  توهمات
    •  پارانویا
    •  داده‌های محدود نشان می‌دهد که مصرف گل با تصادفات وسایل نقلیه موتوری مرتبط است.

     اعتیاد به گل چگونه تشخیص داده می‌شود؟

     افراد در اواسط تا اواخر نوجوانی به احتمال زیاد کشیدن گل را آغاز می‌کنند. برخی از مطالعات ژنتیکی نشان می‌دهد که ایجاد اعتیاد به گل ارثی است. بااین‌حال، برای تأیید یافته‌ها و درک اینکه چگونه این عوامل ژنتیکی ممکن است در وابستگی به ماری‌جوانا نقش داشته باشند، به تحقیقات بیشتری نیاز است.

     استفاده منظم یا زیاد از گل می‌تواند منجر به ایجاد تحمل و وابستگی شود به این معنی که یک فرد برای دستیابی به اثرات مشابه به ماری‌جوانا نیاز به استفاده بیشتر و بیشتری نیاز دارد.

     از علائم اعتیاد به گل می‌توان به شامل ناتوانی در کاهش مصرف، ولع مداوم و مشکلات در روابط اجتماعی اشاره کرد.

     عوارض مصرف گل

    کشیدن گل ممکن است اثرات مضر بلندمدت و کوتاه‌مدتی مانند پارانویا و ازدست‌دادن حافظه و فراموشی داشته باشد و می‌تواند اعتیادآور باشد و زندگی و روابط فرد مصرف‌کننده را مختل کند. همچنین مصرف گل می‌تواند منجر به مشکلاتی در تنفس شود.

     گزارش شده است که مصرف حشیش در نوجوانی خطر ابتلا به اسکیزوفرنی را افزایش می‌دهند.

    ترک اعتیاد به گل

     چگونه کشیدن گل را ترک کنیم

     متأسفانه، ترک گل برای بسیاری از افراد همیشه آسان نیست. افرادی که به طور منظم گل می‌کشند، ممکن است وابستگی قابل‌توجهی به گل داشته باشند. هنگامی که این اتفاق افتاد، ترک گل ممکن است منجر به چندین تجربه ناراحت‌کننده از جمله هوس‌های زیاد برای مصرف و خلق‌وخوی آشفته شود. این نکته را در نظر داشته باشید که داروهایی که میل به کشیدن گل را کاهش می‌دهند اغلب ناموفق بوده‌اند.

     نکاتی برای ترک اعتیاد به گل

     اگر باید بلافاصله در خانه کشیدن گل را متوقف کنید، به یاد داشته باشید که اطراف خود را با یک شبکه از دوستان و یا خانواده مهربان و حامی احاطه کنید. در مواقعی که هوس کشیدن پیدا می‌کنید، داشتن افراد سالم و ایمن در اطرافتان می‌تواند راهی برای محافظت از شما در برابر عود بیماری باشد. در اینجا برخی از پیشنهادها آمده است:

     ایجاد یک هدف

     داشتن یک هدف روشن در ذهن (در این مورد، پرهیز از کشیدن گل) می‌تواند به شما کمک کند در مسیر خود بمانید. خودتان یا با سیستم اطرافیان حامی و مهربان خود، درباره ترک اعتیاد به گل، برنامه‌ریزی کنید.

     از شر لوازم مربوط به گل خلاص شوید.

     گل و کاغذ یا به‌اصطلاح پیپر را در خانه نداشته باشید. شماره کسی که از او گل را خریداری می‌کردید از گوشی خود پاک کنید.

     عوامل محرک را شناسایی کنید و راهبردی برای مقابله با آنها تعیین کنید.

     محرک‌های شخصی شما برای تمایل به استفاده از گل ممکن است با افراد دیگر متفاوت باشد. معمولا وقتی شدت استرس و یا اضطراب زیاد می‌شود فرد هوس کشیدن گل می‌کند. لازم است که اگر قصد ترک استفاده از گل را دارید، نقاط فشار خود را مشخص کنید و راه‌هایی را برای مقابله با آنها به روشی سالم و بدون مواد پیدا کنید.

    یاد بگیرید وقتی مضطرب یا عصبانی هستید بدون کشیدن گل، چگونه می‌توانید خود را آرام کنید. داشتن جلسات متعدد روان‌درمانی با یک روان‌شناس ضروری است.

     یک شبکه مهربان و حامی از اطرافیان خود بسازید.

     وقتی پاک می‌شوید و یا مقدار کمتری گل می‌کشید، بسیار مهم است که اطراف خود را با افراد سالم و حمایت‌کننده احاطه کنید، افرادی که می‌خواهند به شما کمک کنند در مسیر تصمیم خود برای پرهیز از مواد مخدر بمانید. ایجاد یک شبکه حمایتی قوی به شما کمک می‌کند تا گل را ترک کنید و ارتباطات سالم حیاتی را که برای پرهیز از آن نیاز دارید، در اختیار شما قرار می‌دهد.

     جایگزینی برای گل پیدا کنید.

     رویکردی جامع برای مدیریت هوس داشته باشید. شرکت در فعالیت‌های بدنی، مانند یوگا یا ورزش، یا یافتن سرگرمی‌های جدید می‌تواند کمک‌کننده باشد.

    درمان شناختی – رفتاری

    درمان شناختی رفتاری (CBT) شکلی از رفتاردرمانی است که بر درمان انواع مسائل سلامت روان با این فرض که بسیاری از رفتارهای مشکل‌ساز ناشی از الگوهای فکری ناسالم هستند، تمرکز دارد. با CBT، می‌توانید الگوهای افکار منفی خود را شناسایی کنید، راه‌های سالم‌تری برای کنارآمدن با احساسات خود بیاموزید و الگوهای افکار منفی خود را مشاهده کنید.

     در حال حاضر هیچ مداخله دارویی تأیید شده‌ای برای مدیریت ترک اعتیاد به گل وجود ندارد.

    شما باید مهارت‌های مقابله با هوس‌های کشیدن و اجتناب از محرک‌هایی که باعث می‌شوند تمایل به کشیدن گل پیدا کنید را به دست آورید. درمان همچنین به بهبود سایر مهارت‌ها مانند حل مسئله و مدیریت سبک زندگی کمک می‌کند.

     ارائه‌دهندگان درمان اعتیاد ممکن است از چندین درمان رفتاری برای کمک به شما برای ترک اعتیاد به گل استفاده کنند. 

     علائم ترک گل

    برای افرادی که سعی در ترک گل دارند، علائم ترک ممکن است شامل تحریک‌پذیری، بی‌قراری، مشکل در خوابیدن و گرگرفتگی باشد.

    هنگامی که فردی به گل وابسته است و اعتیاد دارد، ممکن است در هنگام تلاش برای ترک یا کاهش مصرف آن، علائم ترک مواد را تجربه کند.

     یک مطالعه توسط NIDA نشان داد که حدود ۴۰٪ از نوجوانانی که به ماری‌جوانا وابسته بودند، هنگامی که مصرف ماری‌جوانا را متوقف کردند، علائم ترک را تجربه کردند.

     قطع مصرف یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های ترک گل است. فردی که وابستگی قابل‌توجهی به گل دارد، ممکن است در تلاش برای خلاص‌شدن از شر علائم ناخوشایند جسمی یا احساسی ترک، گل بکشد و تلاش‌های بهبودی را از مسیر خود خارج کند. علائم ترک گل معمولاً در روز سوم سم‌زدایی از دارو به اوج خود می‌رسد.

    • عرق ریزی سرد و گرم
    • اختلالات در خواب
    • سردرد
    • دردهای عضلانی
    • بی‌قراری
    • احساسات منفی
    • کابوس و خواب‌های زیاد

     ترک اعتیاد به گل چقدر زمان می‌برد؟

    ترک اعتیاد به گل به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله نیازهای شما، سطح مراقبت، مواد مصرفی، شدت اختلال شما و سایر شرایط هم‌زمان.

    برای ترک اعتیاد به گل معمولاً بین ۶ تا ۱۰ هفته زمان لازم است.

    فواید ترک گل

     ترک گل می‌تواند به شما کمک کند کنترل زندگی خود را دوباره به دست آورید. اغلب، مسائل سوءمصرف مواد و اعتیاد منجر به غفلت شما از بخش‌های کلیدی زندگی‌تان می‌شود که برای شما شادی و رضایت به ارمغان می‌آورد. برخی از این زمینه‌ها ممکن است شامل شغل، رشد شخصی، دوستی، روابط با اعضای خانواده، روابط صمیمی و موارد دیگر باشد. ترک اعتیاد به گل می‌تواند به شما کمک کند این پیوندها و تعهدات را دوباره احیا کنید و از اعتیاد رهایی پیدا کنید.

     ترک اعتیاد به گل می‌تواند به شما در رسیدن به کیفیت خواب بهتر کمک کند. برخی از مطالعات نشان می‌دهند که ماری‌جوانا با چرخه‌های خواب REM بدن شما تداخل می‌کند و گاهی کیفیت یا عمق خواب شما را مختل می‌کند. خواب، بخشی جدایی‌ناپذیر از سلامت بدن و مغز و بهبودی کلی است؛ بنابراین، ترک اعتیاد به گل ممکن است خواب شما را بهبود بخشد.

     ترک اعتیاد به گل می‌تواند حافظه شما را از بدتر شدن محافظت کند. برخی از مطالعات نشان می‌دهد که قرارگرفتن در معرض THC (ماده مؤثره گل) در دوره‌های طولانی ممکن است ازدست‌دادن نورون‌های هیپوکامپ مرتبط با افزایش سن را تسریع کند. ترک اعتیاد به گل می‌تواند بر بهبود توانایی شما برای پردازش اطلاعات و ایجاد خاطرات تأثیر بگذارد.

  • علت و درمان جویدن ناخن در کودکان

    علت و درمان جویدن ناخن در کودکان

    جویدن ناخن در کودکان یک عادت رایج است و معمولا برای اکثر کودکان مشکل جدی به‌وجود نمی‌آورد. تقریبا نیمی از نوجوانان هنوز ناخن‌های خود را می‌جوند. اکثر کودکانی که ناخن‌های خود را می‌جوند در نهایت این عادت را ترک می‌کنند. اما برخی ممکن است در واقع تا بزرگسالی این کار را انجام دهند. برخی از دلایلی که کودکان ناخن‌های خود را می جوند عبارتند از استرس یا اضطراب، بی‌حوصلگی، یادگیری از کودکان دیگر که این کار را انجام می‌دهند و از رفتارهای آنها تقلید می‌کنند، یا ناخن‌های‌شان کوتاه نمی‌شود و این کار را به عنوان نوعی ناخن گرفتن انجام می‌دهند.

    کودک شما ممکن است به دلایل مختلفی مانند کنجکاوی، بی‌حوصلگی، کاهش استرس، عادت یا تقلید، ناخن‌های خود را بجود. جویدن ناخن یکی از رایج‌ترین عادت‌های به اصطلاح عصبی است که شامل مکیدن انگشت شست، دست در بینی کردن، چرخاندن یا کشیدن مو و دندان قروچه می‌شود. همچنین این یکی از مواردی است که ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابد.

    بسیاری از اتفاقات می‌تواند بچه‌ها را مضطرب کند و بسیاری از این تنش‌ها و فشارها برای والدین نامرئی هستند. اگر کودک شما به طور متوسط ​​ناخن خود را می‌جود (به خودش آسیب نمی‌رساند) و به طور ناخودآگاه (مثلاً در حین تماشای تلویزیون)، یا اگر در پاسخ به موقعیت‌های خاص (نزدیک امتحانات) تمایل به جویدن ناخن دارد، این فقط روش او برای مقابله با استرس است.

    به احتمال زیاد، جویدن ناخن در کودک شما در نهایت به خودی خود متوقف می‌شود، اما اگر ناخن جویدن بیشتر ادامه یابد، یا اگر این عادتی است که نمی‌تواند جلوی این را بگیرد، راه‌های ساده‌ای برای کمک به ترک آن وجود دارد.

    بیشتر بخوانید: ویژگی‌های شخصیت مهرطلب از نظر دکتر هلاکویی

    عوارض جویدن ناخن در کودکان

    اکثر کودکانی که ناخن‌های خود را می‌جوند مشکلی ندارند. در برخی موارد، جویدن ناخن ممکن است باعث عفونت باکتریایی به نام پارونیشیا شود که نیاز به مراجعه به پزشک برای تجویز آنتی‌بیوتیک دارد. اگر کودک شما زگیل دارد، می‌تواند به اطراف تخت ناخن بچرخد. کودکان همه چیز را لمس می‌کنند و سپس اگر انگشت خود را در دهان خود بگذارند، ممکن است بیمار شوند، زیرا به تازگی میکروب را وارد بدن خود کرده‌اند. و برخی از کودکانی که سال‌ها ناخن‌های خود را می‌جوند می‌توانند باعث آسیب دائمی به ناخن شوند.

    جویدن ناخن در کودکان

    چگونه جویدن ناخن در کودکان را متوقف کنیم؟

    بنابراین چگونه می‌توانید به کودک خود کمک کنید تا ناخن جویدن خود را متوقف کند؟ دارویی برای ترک جویدن ناخن در کودکان وجود ندارد.

    به طور کلی، تا زمانی که فرزندتان به خودش آسیبی نمی‌رساند و به نظر نمی‌رسد بیش از حد استرس داشته باشد، بهترین گزینه این است که ناخن‌های او را مرتب و مرتب نگه دارید، به او یادآوری کنید که مرتب دست هایش را بشوید و سعی کنید توجه خود را به جای دیگری متمرکز کنید. اگر به او فشار بیاورید که دست از کار بکشد، فقط به استرس او می‌افزایید و خطر تشدید این رفتار را خواهید داشت.

    مهم‌ترین نکته در ترک جویدن ناخن در کودکان

    • اگر سر فرزندتان نق بزنید، باعث استرس بیشتر او می‌شود و ممکن است باعث شود ناخن‌هایش را بیشتر بجود.
    • تنبیه یا شرمساری کودک به دلیل جویدن ناخن مفید نیست.

    استرس، اولین دلیل جویدن ناخن در کودکان

    • بهترین کاری که می‌توانید برای کمک به کودک خود انجام دهید این است که سعی کنید در وهله اول دلیل جویدن ناخن‌های خود را بفهمید. اگر کودک شما استرس زیادی دارد، سعی کنید استرس را کاهش دهید. در مورد آنچه آنها را آزار می‌دهد و راه‌های مدیریت آن موقعیت‌ها صحبت کنید.
    • نگرانی‌های او را برطرف کنید. به این فکر کنید که آیا استرسی در زندگی فرزندتان وجود دارد که باید به آن توجه کنید.
    • اگر ایده‌ای در مورد چیزهایی دارید که ممکن است فرزندتان را مضطرب کند – یک حرکت اخیر، طلاق در خانواده، مدرسه جدید، یا اجرای پیانو در آینده – تلاش ویژه‌ای برای کمک به او در مورد نگرانی هایش انجام دهید. البته گفتن این موضوع برای بیشتر بچه ها آسان‌تر از انجام دادن آن است، اما پیشنهاد یک دلیل کاملاً مضحک برای ناخن جویدن (“می دانم! تو سعی می کنی دندان هایت را تیز کنی!”) ممکن است او را وادار کند که به شما بگوید واقعاً چه چیزی او را آزار می‌دهد.
    • برخی از تکنیک‌های آرامش‌بخشی را شناسایی کنید که در هنگام احساس میل به گاز گرفتن، آن‌ها را امتحان کنید – مثلاً نفس عمیق بکشید، یا مشت‌هایش را گره کرده و رها کنید.
    • مطمئن شوید که او فرصت زیادی برای دویدن و بازی – در صورت امکان – بیرون از خانه دارد تا تنش و انرژی عصبی را بسوزاند.

    کوتاه کردن ناخن‌های بلند

    کوتاه کردن ناخن‌های بلند به برخی از کودکان کمک می‌کند. اگر چیزی برای گاز گرفتن نباشد، نمی‌توانند ناخن‌های خود را بجوند.

    توجه کودک را از جویدن ناخن دور کنید

    توجه کودک خود را از جویدن ناخن دور کنید. اگر فرزندتان دست هایش را مشغول نگه دارد، هویج بخورد یا آدامس بجود، ممکن است کمک کند.

    استفاده از دستکش

    برخی از کودکان برای یادآوری دستکش می‌پوشند.

    لاک تلخ روی ناخن برای جلوگیری از جویدن ناخن در کودکان

    اگر می‌خواهد ناخن‌هایش را با محلولی تلخ رنگ کند، خوب است، اما برچسب را بررسی کنید. برخی از محلول‌ها حاوی موادی مانند فلفل هندی هستند که اگر کودک چشم‌هایش را بمالد ممکن است دچار گزش شود. مراقب باشید!

    لاک ژلیش و کاشت ناخن

    اجازه دهید دخترانی که مثلاً ناخن‌های بلندی دارند مانیکور کنند. لاک ژلیش بزنند. اما برای این کار باید حداقل سن ممکن را داشته باشند و در دبستان باشند.

    ساز زدن، سفالگری و نقاشی

    برخی از بچه‌ها پروژه‌های هنری و صنایع دستی را راه خوبی برای مشغول نگه داشتن دستان خود و استراحت در همان زمان می‌دانند. برای بچه‌های دیگر، یادگیری نواختن یک ساز می‌تواند مفید باشد.

    جویدن ناخن در کودکان

    دادن آگاهی به فرزندتان درباره جویدن ناخن در کودکان

    در مورد ترک عادت‌ها صحبت کنید. با کودک خود در مورد اینکه عادات عصبی چیست و چگونه ممکن است آنها را ترک کنید، بحث کنید.

    به او کمک کنید تا از این عادت آگاه شود. فرزندتان را تشویق کنید تا از زمان و مکان ناخن جویدنش بیشتر آگاه شود. برای مواقعی که فراموش می‌کند، با یک یادآوری آرام و مخفیانه موافقت کنید . با او توافق کنید که مثلا این کارها را انجام دهید: یک لمس سبک روی بازو یا یک کلمه رمز.

    کمک گرفتن از خود کودک برای متوقف کردن جویدن ناخن در کودکان

    اگر کودک بزرگ‌تری دارید که می‌خواهد ناخن جویدن را متوقف کند، به کودک خود کمک کنید تا برای ترک این عادت برنامه‌ریزی کند.

    سعی کنید – و دوباره امتحان کنید. به فرزندتان توضیح دهید که افراد مختلف به تکنیک‌های مختلف پاسخ می‌دهند و او را تشویق کنید تا راه‌حل‌های مختلفی را در صورتی که راه‌حل اول جواب نداد، امتحان کند. به طور کلی، هر چه سن او بیشتر باشد، مسئولیت بیشتری می‌تواند در این تلاش بپذیرد.

    در نهایت، به او – و به خودتان – یادآوری کنید که ترک عادت‌ها سخت است و شما دو نفر در یک طرف و در کنار یکدیگر هستید. در صورت نیاز استراحت کنید و مطمئن شوید که فرزندتان هر چقدر هم در ترک عادت موفق باشد، محبت و توجه زیادی به او جلب کند. در نهایت صبر و پشتکار شما نتیجه خواهد داد.

    جویدن ناخن در کودکان

    چه زمانی نگران جویدن ناخن در کودکان باشیم

    در موارد نادر، ناخن جویدن شدید می‌تواند نشانه اضطراب بیش از حد باشد. اگر جویدن ناخن باعث درد یا خونی شدن نوک انگشتان فرزندتان می‌شود، اگر رفتارهای نگران‌کننده دیگری نیز انجام می‌دهد (مانند برداشتن پوست یا کندن مژه‌ها یا موهایش)، یا اگر خوب نمی‌خوابد، با پزشک مشورت کنید.

    همچنین اگر عادت ناخن جویدن کودکتان به طور ناگهانی ظاهر شد و به سرعت تشدید شد، با پزشک مشورت کنید. در هر صورت ممکن است مشاوره حرفه‌ای ضروری باشد.