برچسب: بیماری‌های روان

  •  افسردگی بعد از زایمان

     افسردگی بعد از زایمان

     یکی از انواع افسردگی که شاید به گوشتان خورده باشد، افسردگی بعد از زایمان است. افسردگی بعد از زایمان ممکن است از ۲،۳ روز بعد از تولد نوزاد شروع شده و در صورت عدم درمان تا یک سال طول بکشد. در این مطلب از مجله سلامتی نبض می‌توانید با دلایل افسردگی پس از زایمان، علائم و درمان آن آشنا شوید.

     افسردگی بعد از زایمان یک نقص یا ضعف شخصیتی نیست. گاهی اوقات این فقط یک عارضه زایمان است. اگر افسردگی پس از زایمان دارید، درمان سریع می‌تواند به شما در مدیریت علائم کمک کند و به شما کمک کند با نوزاد خود ارتباط بهتری برقرار کنید.

     علائم افسردگی بعد از زایمان

     این علائم ممکن است در توانایی شما برای مراقبت از کودک و انجام سایر کارهای روزانه اختلال ایجاد کند. علائم معمولاً در چند هفته اول پس از زایمان ایجاد می‌شود. اما ممکن است زودتر – در دوران بارداری – یا دیرتر – تا یک سال پس از تولد شروع شوند.

    •  خلق افسرده یا نوسانات خلقی شدید
    •  گریه کردن
    •  مشکل در برقراری ارتباط با کودک
    •  کناره‌گیری از خانواده و دوستان
    •  ازدست‌دادن اشتها یا خوردن بسیار بیشتر از حد معمول
    •  ناتوانی در خواب که بی‌خوابی نامیده می‌شود، یا خواب زیاد
    •  خستگی شدید یا ازدست‌دادن انرژی
    •  علاقه و لذت کمتری نسبت به فعالیت‌هایی که قبلاً از آن لذت می‌بردید
    •  تحریک‌پذیری و عصبانیت شدید
    •  ترس از اینکه مادر خوبی نیستید
    •  ناامیدی
    •  احساس بی‌ارزشی، شرم، گناه یا بی‌کفایتی
    •  کاهش توانایی تفکر واضح، تمرکز یا تصمیم‌گیری
    •  بی‌قراری
    •  اضطراب شدید و حملات پانیک
    •  افکار آسیب رساندن به خود یا کودکتان
    •  افکار مکرر مرگ یا خودکشی

     اگر هر کدام از موارد بالا را در خودتان مشاهده کرده‌اید، لازم است خیلی زود از همسرتان یا یکی از اطرافیان خود کمک بخواهید یا بهتر است با پزشک خود تماس بگیرید تا برای درمان افسردگی پس از زایمان مورد بررسی قرار بگیرید.

     روان‌پریشی پس از زایمان

     روان‌پریشی بعد از زایمان یک وضعیت نادر است که معمولاً در هفته اول پس از زایمان ایجاد می‌شود – علائم شدید هستند. علائم ممکن است شامل موارد زیر باشد:

    •  احساس سردرگمی و گم‌شدن
    •  داشتن افکار وسواسی در مورد کودک
    •  توهم
    •  داشتن مشکلات خواب
    •  داشتن انرژی بیش از حد و احساس ناراحتی
    •  افکار پارانوئید
    •  تلاش برای آسیب رساندن به خود یا کودکتان

     روان‌پریشی بعد از زایمان ممکن است منجر به افکار یا رفتارهای تهدیدکننده زندگی شود و نیاز به درمان فوری دارد.

     افسردگی بعد از زایمان در پدر

     مطالعات نشان می‌دهد که پدران نیز می‌توانند افسردگی بعد از زایمان را تجربه کنند. آنها ممکن است احساس غمگینی، خستگی، گیجی، اضطراب و یا تغییراتی در الگوهای معمول غذاخوردن و خواب خود داشته باشند. اینها همان علائمی است که مادران مبتلا به افسردگی بعد از زایمان تجربه می‌کنند.

     پدرانی که جوان هستند، سابقه افسردگی دارند، مشکلات در روابط خود را تجربه می‌کنند و یا از نظر مالی دچار مشکل هستند، بیشترین خطر ابتلا به افسردگی بعد از زایمان را دارند.

     افسردگی بعد از زایمان در پدران – که گاهی اوقات افسردگی پس از زایمان پدر نامیده می‌شود – می‌تواند همان تأثیر منفی بر روابط همسر و رشد کودک داشته باشد که افسردگی بعد از زایمان در مادران می‌تواند.

    دلیل افسردگی بعد از زایمان چیست؟

     تحقیقات بیشتری برای تعیین ارتباط بین کاهش سریع هورمون‌ها پس از زایمان و افسردگی موردنیاز است. سطح استروژن و پروژسترون در دوران بارداری ده برابر افزایش می‌یابد؛ اما پس از زایمان به‌شدت کاهش می‌یابد. تا سه روز پس از زایمان، سطح این هورمون‌ها به سطح قبل از بارداری کاهش می‌یابد.

     علاوه بر این تغییرات شیمیایی، تغییرات اجتماعی و روانی مرتبط با بچه‌دارشدن خطر ابتلا به افسردگی پس از زایمان را افزایش می‌دهد. نمونه‌هایی از این تغییرات عبارت‌اند از تغییرات فیزیکی در بدن شما، کمبود خواب، نگرانی در مورد یک مادر خوب‌بودن یا تغییر در روابط شما با همسرتان.

     درمان افسردگی بعد از زایمان

     درمان افسردگی پس از زایمان بسته به نوع و شدت علائم شما متفاوت است. گزینه‌های درمانی شامل داروهای ضداضطراب یا ضدافسردگی و روان‌درمانی است.

     درمان روان‌پریشی پس از زایمان ممکن است شامل دارو برای درمان افسردگی، اضطراب و روان‌پریشی باشد. همچنین ممکن است برای چند روز در مرکز درمانی بستری شوید تا زمانی که به حالت پایدار برسید. اگر به این درمان پاسخ ندهید، الکتروشوک درمانی (ECT) می‌تواند مؤثر باشد.

     اگر به نوزادتان شیر خود را می‌دهید، تصور نکنید که نمی‌توانید برای افسردگی، اضطراب یا حتی روان‌پریشی دارو مصرف کنید. باید با دکتر روان‌پزشک خود مشورت کنید.

     برای افسردگی بعد از زایمان چه داروهایی مصرف کنیم؟

     دکتر روان‌پزشک شما ممکن است داروهای ضدافسردگی را برای مدیریت علائم افسردگی پس از زایمان تجویز کند. داروهای ضدافسردگی به تعادل مواد شیمیایی موجود در مغز کمک می‌کنند که بر خلق‌وخوی شما تأثیر می‌گذارد.

     اگر به نوزاد خود شیر می‌دهید، با پزشک خود در مورد خطرات و مزایای مصرف داروهای ضدافسردگی صحبت کنید. داروها می‌توانند از طریق شیر به کودک شما منتقل شوند. بااین‌حال، سطح انتقال به‌طورکلی پایین است و بسیاری از داروهای ضدافسردگی بی‌خطر در نظر گرفته می‌شوند. پزشک شما می‌تواند به شما کمک کند تا بر اساس علائم شما و اینکه آیا در حال شیردهی هستید یا خیر، تصمیم بگیرید که چه دارویی برای شما مناسب است،

     برخی از داروهای ضدافسردگی رایج برای افسردگی پس از زایمان عبارت‌اند از:

    •  مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) مانند سرترالین (Zoloft) و فلوکستین (Prozac).
    •  مهارکننده‌های بازجذب سروتونین و نوراپی‌نفرین (SNRIs) مانند دولوکستین (Cymbalta) و دسوونلافاکسین (Pristiq).
    •  بوپروپیون (Wellbutrin) یا (Zyban)
    •  داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAs) مانند آمی‌تریپتیلین (Elavil) یا ایمی‌پرامین (Tofranil).

     به‌خاطر داشته باشید که حداقل سه یا چهار هفته طول می‌کشد تا داروهای ضدافسردگی عمل کنند. قبل از قطع دارو با روان‌پزشک خود صحبت کنید. قطع زودهنگام دارو می‌تواند باعث بازگشت علائم شود. توصیه می‌شود قبل از قطع کامل، دوز دارو را کاهش دهید.

     راه‌های مقابله با افسردگی پس از زایمان چیست؟

     مادر و پدر بودن پر از فراز و نشیب است و بچه‌دارشدن کار آسانی نیست. اگر افسردگی دارید، لازم نیست به‌تنهایی رنج بکشید. روان‌پزشک و روان‌شناس شما می‌تواند به یافتن درمانی مناسب برای شما کمک کند.

     در اینجا مواردی وجود دارد که می‌توانید برای کمک به مقابله با افسردگی پس از زایمان انجام دهید:

    •  کسی را پیدا کنید که با او صحبت کنید – درمانگر، دوست، عضو خانواده یا کسی که به شما گوش دهد و به شما کمک کند.
    •  سعی کنید سالم غذا بخورید و زمانی برای ورزش پیدا کنید.
    •  استراحت را برای خود در اولویت قرار دهید.
    •  با دوستان بیرون بروید یا تلفنی با آنها صحبت کنید.
    •  زمانی را برای مراقبت از خود و انجام کارهایی که از آن لذت می‌برید، مانند مطالعه یا سایر سرگرمی‌ها، پیدا کنید.
    •  در انجام کارهای خانه کمک بگیرید.

     پیشگیری از افسردگی پس از زایمان

     افسردگی پس از زایمان به طور کامل قابل‌پیشگیری نیست. دانستن علائم هشداردهنده این بیماری و اینکه چه عواملی باعث افزایش خطر می‌شوند کمک می‌کند. در اینجا چند نکته وجود دارد که می‌تواند به پیشگیری از افسردگی پس از زایمان کمک کند:

    •  در مورد انتظارات خود از خود و کودکتان واقع‌بین باشید.
    •  وقتی برای اولین‌بار پس از زایمان به خانه می‌روید تلاش کنید تا خانه خلوت باشد.
    •  کمک بخواهید – به دیگران بگویید چگونه می‌توانند به شما کمک کنند.
    •  زمانی که کودک شما می‌خوابد بخوابید یا استراحت کنید.
    •  ورزش کنید – پیاده‌روی کنید و برای استراحت از خانه خارج شوید.
    •  با خانواده و دوستان خود در تماس باشید – خود را منزوی نکنید.
    •  رابطه خود را با همسر خود تقویت کنید – برای یکدیگر وقت بگذارید.
  • اختلال پدوفیلی یا همان میل جنسی به کودکان چیست؟

    اختلال پدوفیلی یا همان میل جنسی به کودکان چیست؟

    اختلال پدوفیلی یکی از اختلالات جنسی است. وقتی تمایلات جنسی مطرح می‌شوند، تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام رفتارها بیانگر اختلالات روانی هستند، شاید بیشتر از زمینه‌های دیگر رفتار انسان، پیچیده می‌شود. هنگام ارزیابی بهنجار بودن رفتار جنسی، بررسی موقعیت و همین‌طور آداب و رسوم و فرهنگ که با گذشت زمان تغییر می‌کنند، بسیار اهمیت دارد.

    اختلالات جنسی

    اصطلاح اختلال جنسی به معنی دقیق کلمه یعنی انحرافی که هدف جذابیت جنسی فرد را شامل می‌شود. نابهنجاری‌های جنسی رفتارهایی هستند که به موجب آنها، فرد خیالپردازی‌های مکرر و شدید تحریک جنسی، امیال جنسی، یا رفتارهایی دارد که اشیای غیر انسان، کودکان یا اشخاص ناراضی دیگر یا عذاب دادن یا تحقیر خویش یا همسر را شامل می‌شوند. متخصصان بالینی در صورتی اختلال جنسی را تشخیص می‌دهند که نابهنجاری جنسی ناراحتی یا اختلال شدیدی ایجاد کند.

    ویژگی اصلی اختلال جنسی این است که افراد مبتلا به یکی از این اختلالات، از لحاظ روان‌شناختی به قدری به هدف میل خود وابسته هستند که نمی‌توانند تحریک جنسی شوند، مگر اینکه این هدف به نوعی وجود داشته باشد. مثلا در اختلال پدوفیلی، فرد فقط با کودکان از لحاظ جنسی تحریک می‌شود. اختلال جنسی ممکن است در طول دوره‌هایی که فرد احساس می‌کند خیلی تحت استرس قرار دارد، تشدید شود. با این حال، اختلالات جنسی هوس‌های زودگذر یا خیالپردازی نیستند. هر یک بیانگر اختلالی است که فرد حداقل به مدت 6 ماه تجربه کرده است.

    افراد مبتلا به این اختلالات به طور مکرر مجبور می‌شوند در مورد رفتار غیرعادی خود فکر کنند یا آن را انجام دهند. حتی اگر آنها عملا امیال یا خیالپردازی‌های خود را برآورده نکنند، دلمشغول افکاری درباره انجام دادن آنها هستند. کشش آنها می‌تواند به قدری نیرومند و وادارکننده شود که هرگونه هدف‌هایی را به جز دستیابی به ارضای جنسی نادیده بگیرند. بنابر تعریف، اختلالات جنسی موجب ناراحتی یا اختلال شخصی شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی و زمینه‌های دیگر زندگی می‌شوند.

    اختلالات جنسی در نوجوانی شروع شده و مزمن می‌شوند، هرچند در افراد 60 ساله و بالاتر کاهش می‌یابند. داده‌های بسیار کمی در مورد شیوع این اختلالات وجود دارند، زیرا افراد به صورت داوطلبانه گزارش نمی‌دهند که به آنها مبتلا هستند. از این گذشته، گرچه داشتن اختلال جنسی غیرقانونی نیست، ولی عمل کردن بر طبق امیال نابهنجاری جنسی غیرقانونی است و می‌تواند موجب دستگیری فرد شود و بعد از آزاد شدن، به عنوان خلافکار جنسی ثبت شود. اکثر خلافکاران جنسی ثبت شده علیه افراد زیر 14 سال مرتکب جرم شده‌اند و تقریبا تمام قربانیان 18 ساله یا کمتر هستند.

    ما ملاک‌های تشخیصی خاص را همراه با نوشته‌های کنونی درباره اختلالات جنسی بررسی خواهیم کرد. به علاوه، این اختلالات در مردان شایع‌تر از زنان هستند.

    اختلال پدوفیلی یا میل جنسی به کودکان

    اینکه آیا علاقه جنسی یا درگیری بین دو نفر به عنوان اختلال پدوفیلی در نظر گرفته می‌شود به سن افراد درگیر بستگی دارد. در جوامع غربی، تشخیص اختلال پدوفیلی مستلزم آن است که فرد 16 سال یا بزرگتر باشد و حداقل 5 سال بزرگتر از کودکی باشد که هدف تخیلات یا فعالیت جنسی است. با این حال، درگیری جنسی یک نوجوان بزرگتر (17 تا 18 ساله) با یک نوجوان 12 یا 13 ساله ممکن است به عنوان یک اختلال در نظر گرفته نشود. معیارهای سنی مورد استفاده برای شناسایی زمانی که چنین فعالیتی جرم تلقی می شود ممکن است در فرهنگ‌ها متفاوت باشد.

     اگرچه قوانین ایالتی در ایالات متحده متفاوت است، اما قانون به طور کلی افراد بالای 18 سال را در صورتی که قربانی 16 سال یا کمتر باشد، مرتکب تجاوز قانونی می‌داند. موارد قانونی تجاوز جنسی اغلب با تعریف اختلال پدوفیلی مطابقت ندارند و ماهیت تا حدودی خودسرانه انتخاب یک نقطه محدود سنی خاص در یک تعریف پزشکی یا قانونی را برجسته می کند. در بسیاری از کشورها (از جمله در برخی از ایالت‌های ایالات متحده)، کودکان 12 تا 14 ساله می‌توانند به طور قانونی ازدواج کنند، که بیشتر تعریف اختلال پدوفیلی و تجاوز جنسی قانونی را پیچیده‌تر می‌کند.

     اختلال پدوفیلی در بین مردان بسیار بیشتر از زنان است.

     پدوفیل‌ها ممکن است جذب پسران جوان، دختران جوان یا هر دو شوند. اینکه دختران یا پسران بیشتر قربانی پدوفیل‌ها می‌شوند مشخص نیست، اگرچه به نظر می‌رسد که دختران به طور کلی بیشتر قربانی آزار جنسی می‌شوند.

    معمولاً بزرگسال متجاوز برای کودک آشنا و شناخته شده است و ممکن است یکی از اعضای خانواده، والدین ناتنی یا فردی با اقتدار (مانند معلم یا مربی) باشد. برخی فقط جذب فرزندان خانواده خود می شوند (محارم).

     به نظر می‌رسد که نگاه کردن یا لمس کردن عمومی نسبت به لمس اندام تناسلی یا آمیزش جنسی رایج‌تر است.

     پدوفیل‌های وحشی ممکن است از زور یا اجبار برای درگیری جنسی کودکان استفاده کنند و اگر کودک به کسی بگوید ممکن است تهدید کنند که به کودک یا حیوانات خانگی او آسیب خواهند رساند. بسیاری از این پدوفیل‌ها دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند.

     بسیاری از پدوفیل‌ها اختلال مصرف مواد یا وابستگی و افسردگی دارند یا دچار آن می‌شوند. آنها اغلب از خانواده‌های ناکارآمد هستند و تعارضات زناشویی در بین آنها رایج است. بسیاری از آنها در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفتند.

    تشخیص اختلال پدوفیلی

    پزشکان اختلال پدوفیلی را زمانی تشخیص می‌دهند که:

    • افراد تخیلات، یا رفتارهای مکرر و شدید برانگیختگی جنسی شامل یک کودک یا کودکان (معمولاً 13 سال یا کمتر) داشته‌اند.
    •  افراد به شدت احساس ناراحتی می‌کنند یا کمتر قادر به عملکرد خوب (در محل کار، خانواده، یا در تعامل با دوستان) می‌شوند، یا به خواسته خود عمل کرده‌اند.
    • افراد 16 ساله یا بزرگتر هستند و 5 سال یا بیشتر از کودکی که موضوع تخیلات یا رفتارها است بزرگتر هستند. (یک استثناء یک نوجوان بزرگتر است که رابطه مستمری با یک نوجوان 12 یا 13 ساله دارد.)
    • آنها 6 ماه یا بیشتر به این بیماری مبتلا بوده‌اند.

    درمان اختلال پدوفیلی

    درمان در اختلال پدوفیلی به سه صورت انجام می‌شود:

    • روان درمانی فردی و/یا گروهی
    • درمان سایر اختلالات
    • داروها

    اختلال پدوفیلی را می‌توان با روان‌درمانی فردی یا گروهی طولانی‌مدت و داروهایی که سطح تستوسترون را کاهش می‌دهد و در نتیجه میل جنسی را کاهش می‌دهد، درمان کرد. این داروها شامل لوپرولید و مدروکسی پروژسترون استات است. افراد باید رضایت آگاهانه خود را برای استفاده از این داروها اعلام کنند و پزشکان به طور دوره‌ای آزمایش خون را برای نظارت بر اثرات دارو بر عملکرد کبد و همچنین آزمایشات دیگر (از جمله آزمایش تراکم استخوان و آزمایش خون برای اندازه گیری سطح تستوسترون) انجام می‌دهند.

     نتایج درمان متفاوت است. بهترین نتیجه زمانی است که مشارکت داوطلبانه باشد و فرد در زمینه مهارت‌های اجتماعی و درمان سایر مشکلات، مانند سوءمصرف موادمخدر یا افسردگی، آموزش ببیند. درمانی که تنها پس از دستگیری کیفری و اقدامات قانونی انجام می‌شود ممکن است کمتر موثر باشد.

     صرفاً قرار دادن پدوفیل‌ها در زندان یا مؤسسات دیگر، حتی برای مدت طولانی، امیال و خیالات پدوفیلیک را تغییر نمی‌دهد. با این حال، برخی از پدوفیل‌های زندانی که متعهد به درمان طولانی‌مدت تحت نظارت (معمولاً شامل داروها) هستند، می‌توانند از فعالیت‌های پدوفیلیک خودداری کنند و دوباره در جامعه ظاهر شوند.

     داروها

    پزشکان در ایالات متحده معمولاً از داروهای زیر استفاده می کنند:

    •  مدروکسی پروژسترون استات که به عضله تزریق می‌شود. مدروکسی پروژسترون (یک پروژسترون) شبیه هورمون زنانه پروژسترون است.
    •  یک داروی دیگر که می‌توان استفاده کرد، لوپرولاید است.

     مدروکسی پروژسترون و لوپرولید مانع از سیگنال‌دهی غده هیپوفیز به بیضه‌ها برای تولید تستوسترون می‌شوند. بنابراین سطح تستوسترون و میل جنسی را کاهش می‌دهند. سیپروترون استات داروی دیگری است که سطح تستوسترون را کاهش می‌دهد، اما در ایالات متحده موجود نیست. پزشکان به طور دوره‌ای آزمایش‌های خونی را برای نظارت بر اثرات این داروها بر عملکرد کبد و همچنین آزمایش‌های دیگر (از جمله آزمایش‌های تراکم استخوان و آزمایش خون برای اندازه‌گیری سطح تستوسترون) انجام می‌دهند. مشخص نیست که این داروها در زنان پدوفیل چقدر مفید هستند.

     داروهای ضد افسردگی به نام مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) نیز ممکن است مفید باشند. آنها ممکن است به کنترل تمایلات و تخیلات جنسی کمک کنند. آنها همچنین میل جنسی را کاهش می‌دهند و ممکن است باعث اختلال نعوظ شوند.

     برای درمان اختلال پدوفیلی درمان دارویی زمانی موثرتر است که با روان درمانی (به ویژه درمان شناختی-رفتاری) و آموزش مهارت های اجتماعی ترکیب شود.

  • اختلال دو قطبی

    اختلال دو قطبی

    اختلال دو قطبی تجربه خلق ملول (خلق فسرده) شدید و بسیار اخلالگر (اخلالگر یعنی این بیماری زندگی فرد بیمار را مختل می‌کند و او مانند قبل نمی‌تواند وظایف شخصی یا کاری خود را انجام دهد و در روابطش به مشکل می خورد) را شامل می‌شود که ممکن است به صورت متناوب با دوره افسردگی اساسی (یعنی یک فاز افسرده و ناراحت و کم انرژی و یک فاز سرخوشی و پرانرژی بودن) روی دهد.

    اختلال ادواری‌خو (ادواری خود به معنای دوره ای بودن افسردگی و سرخوشی است)، تناوب‌ها بین ملالت و حالت‌های سرخوشی کوتاه‌تر، نه چندان شدید و کمتر اختلالگر به نام دوره‌های هیپومنیک را شامل می‌شود.

    متخصصان بالینی، افرادی را که دوره‌های منیک (سرخوشی) دارند، حتی اگر هرگز دوره افسردگی نداشته باشند، مبتلا به اختلال دو قطبی تشخیص می‌دهند، اصطلاحی که جایگزین منیک دپرشن شده است. برای اینکه متخصص بالینی فرد را مبتلا به اختلال دو قطبی تشخیص دهد، او باید دوره منیک را به صورت مجموعه ملاک‌های زیر تجربه کند.

    نشانه‌های دوره منیک

    • دوره متمایز (مشخص و نمایان) خُلق که به‌طور نابهنجار و مداوم، بالا، گشاده یا تحریک پذیر است و افزایش نابهنجار و مداوم فعالیت یا انرژی هدفمند که حداقل 1 هفته ادامه می‌یابد و در بخش عمده‌ای از روز، تقریبا هر روز، وجود دارد.
    • در طول دوره اختلال خلقی و افزایش انرژی یا فعالیت، سه نشانه زیر یا بیشتر با درجه قابل ملاحظه‌ای وجود دارند و بیانگر انحراف محسوس از رفتار عادی هستند.
    • عزت نفس کاذب یا بزرگ منشی
    • کاهش نیاز به خواب (مثلا بعد از فقط 3 ساعت خواب احساس می‌کند استراحت کرده است).
    • پرحرف‌تر از معمول می‌شود و یا از درون اجباری برای ادامه دادن صحبت دارد (نمی تواند صحبت کردن خود را به‌راحتی کنترل کند).
    • پرش افکار دارد یا تجربه ذهنی که افکار، شتاب دارند (پرش فکر به این است که فرد تمرکز ندارد و افکار او به صورت خارج از کنترل و آزاردهنده‌ای از یک موضوع به موضوع دیگری می‌پرند).
    • حواسپرتی (یعنی توجه خیلی راحت به محرک‌های بیرونی بی‌اهمیت یا نامربوط جلب می‌شود) به صورتی که گزارش یا مشاهده می‌شود.
    • افزایش فعالیت هدفمند (خواه اجتماعی در محل کار یا مدرسه یا جنسی) یا سراسیمگی روانی- حرکتی (یعنی فعالیت بی منظور بدون هدفمندی)
    • مشغولیت بیش از حد در فعالیت‌هایی که توان زیادی برای پیامدهای ناراحت‌کننده دارند ( مثل ولخرجی کردن مهار نشده در خرید، بی احتیاطی‌های جنسی، یا سرمایه‌گذاری احمقانه)
    • اختلال خلقی به‌قدری شدید است که عملکرد اجتماعی یا شغلی را مختل کرده یا بستری شدن را ایجاب کند تا از صدمه رساندن به خود یا دیگران پیشگیری شود یا ویژگی‌های روان‌پریشی وجود دارند.
    • این دوره ناشی از تاثیرات فیزیولوژیکی مواد (مثل سو مصرف مواد مخدر، دارو) یا بیماری جسمانی دیگر نیست.

    دو طبقه عمده اختلال دو قطبی، دو قطبی نوع 1 و دو قطبی نوع 2 هستند. تشخیص اختلال دو قطبی نوع 1، روند بالینی را توصیف می‌کند که در آن، فرد یک یا تعداد بیشتری دوره منیک را با احتمال هر چند نه لزوما، یک یا تعداد بیشتری دوره افسردگی اساسی، تجربه می‌کند.

     در مقابل، تشخیص اختلال دو قطبی نوع 2، به معنی آن است که فرد یک یا تعداد بیشتری دوره افسردگی و حداقل یک دوره هیپومنیک داشته است. ملاک‌های دوره هیپومنیک به صورتی که در مجموعه ملاک‌های زیر نشان داده شده است شبیه ملاک‌های دوره منیک هستند اما کوتاه‌مدت‌تر هستند (به جای یک هفته 4 روز).

    افرادی که در دوره منیک، هیپومنیک یا افسردگی اساسی هستند، ممکن است ویژگی‌های قطب مخالف را نشان دهند، اما نه به قدر کافی شدید که ملاک‌های تشخیصی را برآورده کنند. برای مثال امکان دارد افراد در مرحله منیک از احساس غمگینی یا پوچی، خستگی یا گرایش به خودکشی خبر بدهند.

    ملاک‌های برای اختلال دو قطبی (دوره هیپومنیک)

    • دوره متمایز خلق که به‌طور نابهنجار و مداوم بالا، گشاده یا تحریک‌پذیر است و افزایش نابهنجار و مداوم فعالیت یا انرژی که حداقل 4 روز پیاپی ادامه می‌یابد و در بخش عمده‌ای از روز، تقریبا هر روز وجود دارد.
    • در طول دوره اختلال خلقی و افزایش انرژی و فعالیت، سه نشانه زیر یا بیشتر (چهار نشانه اگر خلق فقط تحریک‌پذیر باشد) ادامه یافته‌اند. بیانگر انحراف محسوس از رفتار عادی هستند و با درجه قابل ملاحظه‌ای وجود داشته‌اند:
    • عزت نفس کاذب یا بزرگ منشی
    • کاهش نیاز به خواب (مثلا بعد از سه ساعت خواب احساس می‌کند استراحت کرده است).
    • پرحرف‌تر از معمول یا تحت فشار برای ادامه دادن صحبت هستند.
    • پرش افکار یا تجربه ‌‌‌ذهنی که افکار، شتاب دارند.
    • حواسپرتی (یعنی توجه خیلی راحت به محرک‌های بیرونی بی‌اهمیت یا نامربوط جلب می‌شود.)
    • افزایش فعالیت هدفمند (خواه اجتماعی در محل کار یا مدرسه یا جنسی) یا سراسیمگی روانی- حرکتی (یعنی فعالیت بی منظور بدون هدفمندی)
    • مشغولیت بیش از حد در فعالیت‌هایی که توان زیادی برای پیامدهای ناراحت‌کننده دارند ( مثل ولخرجی کردن مهار نشده در خرید، بی احتیاطی‌های جنسی، یا سرمایه‌گذاری احمقانه)
    • این دوره با تغییر واضح در عملکرد ارتباط دارد که برای فرد به هنگامی که دچار بیماری نیست غیرعادی است.
    • اختلال در خلق و تغییر در عملکرد برای دیگران قابل مشاهده هستند.
    • این اختلال به قدر کافی شدید نیست که عملکرد اجتماعی یا شغلی را به طور محسوسی مختل کند یا نیازمند بستری کردن باشد. اگر ویژگی‌های روان پریشی وجود داشته باشد، این دوره بنا بر تعریف، منیک است.
    • این دوره ناشی از تاثیرات فیزیولوژیکی مواد نیست. مثل سو مصرف مواد مخدر، دارو، یا بیماری جسمانی دیگر.

    شیوع اختلال دو قطبی در طول عمر 3.9 درصد در جمعیت ایالات متحده و شیوع 12 ماهه آن 2.6 درصد است. از بین افرادی که در سال معینی مبتلا به اختلال دو قطبی تشخیص داده شده‌اند، تقریبا 83 درصد، مواردی دارند که با عنوان شدید طبقه‌بندی شده‌اند. تقریبا نیمی از تمام موارد، قبل از اینکه فرد به 25 سالگی برسد شروع می‌شوند. با این حال تقریبا 60 درصد افراد مبتلا به اختلال دو قطبی در صورتی که تحت درمان مناسب قرار بگیرند می‌توانند بدون نشانه زندگی کنند.

    اختلال دو قطبی بیشتر از تمام اختلالات روانی دیگر در افرادی روی می‌دهد که مشکلاتی در رابطه با سوء مصرف مواد نیز دارند. افراد مبتلا به اختلالات دو قطبی و مصرف مواد، احتمال شروع زودتر اختلال دو قطبی، دوره‌های بیشتر، احتمال بیشتر مبتلا بودن به اختلالات اضطرابی و مرتبط با استرس، رفتار پرخاشگرانه، مشکلاتی با قانون و خطر خودکشی دارند. اختلال دو قطبی می‌تواند باعث شود که افراد دامنه‌ای از خُلق‌ها را تجربه کنند.

    متخصصان بالینی در صورتی افراد را به داشتن اختلال دو قطبی با تناوب سریع، تشخیص می‌دهند که آنها ظرف سال گذشته چهار یا تعداد بیشتری دوره داشته باشند که ملاک‌های اختلال منیک، هیپومنیک، یا افسردگی اساسی را برآورده کرده باشند. در برخی افراد این تناوب ممکن است ظرف یک هفته یا حتی یک روز اتفاق افتد.

    عواملی که تناوب سریع را پیش‌بینی می‌کنند عبارتند از شروع زودتر، نمرات افسردگی بالاتر، نمرات منیک بالاتر و ارزیابی کلی عملکرد پایین‌تر. سابقه تناوب سریع در سال گذشته و مصرف داروهای ضدافسردگی نیز تناوب سریع را پیش‌بینی می‌کنند. بیماری‌های جسمانی نظیر پرکاری تیروئید، اختلالات در چرخه خواب و بیداری و مصرف داروهای ضدافسردگی نیز می‌توانند به شکل‌گیری تناوب سریع کمک کنند.

    نظریه‌ها و درمان اختلال دو قطبی

    نظریه زیستی

    اختلال دو قطبی در مقایسه با اختلال افسردگی اساسی، الگوی وراثت ژنتیکی نیرومندتری دارد و براورد شده که توارث‌پذیری آن 60 درصد است. تیمی از پژوهشگران موسسه ملی بهداشت روانی، در تحلیل جامع 367 ژن که احتمالا در اختلال دو قطبی درگیر هستند پژوهش خود را به نقص در ژن PCLO که ژن پیکولو نامیده شده است محدود کردند. به نظر می‌رسد که این ژن در انتقال سیناپسی نقش دارد.

    اسکن مغز و آزمایش نوروپسیکولوژی افراد مبتلا به اختلال دو قطبی اشاره دارند که آنها مشکلاتی در توجه، حافظه، عملکرد اجرایی دارند که با نابهنجاری‌هایی در قشر بینایی اولیه، قطعه‌های پیشانی، قطعه‌های گیجگاهی و قشر کمربندی هماهنگ هستند.

    درمان زیستی

    درمان مرسوم برای اختلال دو قطبی لیتیوم کربنات است که با عنوان لیتیوم، نمکی که به صورت طبیعی یافت می‌شود (که به مقدار کم در آب نوشیدنی وجود دارد) به آن اشاره شده است، که وقتی به صورت پزشکی مصرف می‌شود، جایگزین سدیم در بدن می‌شود. این دارو، سطح کاته‌کولامین را در دستگاه عصبی کاهش می‌دهد که در رابطه با رفتار، فردی را که دستخوش دوره منیک شده است، آرام می‌کند.

    پژوهشگران ظرف سه دهه گذشته، اثربخشی لیتیوم را در چند تحقیق بررسی کرده‌اند و به نظر می‌رسد نتیجه روشن باشد. لیتیوم در درمان نشانه‌های منیک حاد و پیشگیری از عودکردن دوره‌های منیک موثر است. متخصصان بالینی به افرادی که دوره‌های منیک مکرر دارند یعنی دو تا تعداد بیشتری در سال، توصیه می‌کنند که برای پیشگیری به طور مداوم مصرف لیتیوم را ادامه دهند.

    اشکال این است که گرچه لیتیوم یک ماده طبیعی در بدن است اما می‌تواند عوارض جانبی، مانند اختلالات خفیف دستگاه عصبی مرکزی، ناراحتی معده و روده و عوارض قلبی جدی‌تری داشته باشد. به دلیل این عوارض جانبی، برخی افراد که دوره‌های منیک را تجربه می‌کنند مایل نیستند لیتیوم را به طور مداوم مصرف کنند. به علاوه لیتیوم در سرخوشی که می‌تواند حداقل با شروع دوره منیک همراه باشد اختلال ایجاد می کند.

    در نتیجه، افراد مبتلا به این اختلال، که از این احساسات لذت‌بخش بهره مند می‌شوند ممکن است در برابر مصرف این دارو مقاومت کنند. متاسفانه زمانی که سرخوشی آنها به صورت دوره تمام عیار بالا می‌رود دیگر خیلی است، زیرا قضاوت آنها توسط نشانه‌های منیک یعنی بزرگ منشی و سرخوشی مختل می شود.

    به علت ماهیت تغییر پذیر اختلال دو قطبی داروی اضافی، اغلب در درمان برخی نشانه‌ها مفید است. برای مثال افراد در دوره افسردگی ممکن است نیاز داشته باشند علاوه بر لیتیوم داروی ضدافسردگی را در طول این دوره مصرف کنند. با این حال این می تواند برای فردی که مستعد دچارشدن به منیک است مشکل آفرین باشد. زیرا داروی ضدافسردگی ممکن است منیک را تحریک کند. آنهایی که نشانه‌های روان‌پریشی دارند ممکن است از مصرف داروی ضد روان‌پریشی تا زمانی که این نشانه‌های ناراحت کننده فروکش کنند بهره مند شوند.

    افرادی که تناوب سریع را تجربه می‌کنند، به علت تغییرات ناگهانی که در هیجانات و رفتار آنها صورت می‌گیرند، چالشی را برای متخصصان بالینی به وجود می‌آورند.

    متخصصان داروشناسی روانی، گزارش می‌دهند افرادی که تناوب سریع دارند، مخصوصا آنهایی که لیتیوم برایشان کافی نبوده است، به تجویز داروی ضدتشنج، مانند کاربامازپین یا والپورات جواب مثبت می‌دهند، هرچند اینها به تنهایی به اندازه لیتیوم موثر واقع نمی‌شوند.

    برای برخی درمانجویان مبتلا به اختلالات خلقی، دارو یا بی‌تاثیر است یا اینکه نشانه‌هایی را که شدید و احتمالا مهلک هستند، به کندی برطرف می‌کند. حتی با وجود بهترین درمان، بین 60 تا 70 درصد افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به تسکین نشانه‌ها دست نمی‌یابند.

    ترکیب عوامل ژنتیکی، فیزیولوژیکی و محیط در تعیین پاسخ به دارو دخالت دارد. پژوهشگران امیدوارند که اثربخشی داروها را از طریق فارماکوژنیک بهبود بخشند یعنی استفاده از آزمایش ژنتیکی برای تعیین این موضوع که چه کسی با داروی خاصی، از جمله داروهای ضدافسردگی و لیتیوم بهبود خواهد یافت یا نخواهد یافت.  

    ریتم‌های شبانه‌روزی، تغییرات روزانه‌ای هستند که الگوهای زیستی، مانند چرخه‌های خواب و بیداری را تنظیم می‌کنند. بر مبنای این فرضیه که دست کم برخی اختلالات خلقی، اختلال در ریتم‌های شبانه‌روزی را منعکس می‌کنند، پژوهشگران استفاده از درمان‌هایی را توصیه کرده‌اند که ساعت جسمانی فرد را تنظیم مجدد می‌کنند. این‌گونه درمان‌ها، نوردرمانی را شامل می‌شوند که در آنها، فرد برای مدتی، مثلا 30 دقیقه هنگام صبح، مقابل نور درخشانی می‌نشیند.

    یک امتیاز نوردرمانی این است که عوارض جانبی آن حداقل است و بعد از کاهش مقدار یا قطع درمان، تقریبا به‌طور کامل از بین می‌رود. پژوهشگران همچنین معتقدند که امکان دارد لیتیوم، حداقل در برخی افراد مبتلا به اختلال دو قطبی، با تنظیم مجدد ریتم شبانه‌روزی آنها موثر واقع می‌شود.

    گرچه مداخله‌های جسمانی برای خیلی از افراد موثر واقع می‌شوند، اما اغلب درمانگران، این درمان‌ها را به خودی خود، ناکافی می‌دانند. در نتیجه، متخصصان بالینی معمولا روان‌درمانی فردی، خانوادگی، یا گروهی را به عنوان ضمیمه توصیه می‌کنند تا به فرد کمک شود از سبب شناسی اختلال و راهبردهای پیشگیری از عودکردن‌ها آگاه شود.

    رویکرد روان پویشی

    توجیهات روان‌کاوی اختلال دو قطبی اعلام می‌دارند که دوره‌های منیک، پاسخ‌های دفاعی هستند که افراد از طریق آنها موقتا از احساس بی‌کفایتی، فقدان و درماندگی جلوگیری می‌کنند. آنها به عنوان دفاع ناهشیار علیه غرق شدن در حالت دلتنگی و ناامیدی، احساس بزرگ منشی و سرخوشی را پرورش می‌دهند یا بسیار پرانرژی می‌شوند. در یک تحقیق، میزان استفاده از مکانیزم‌های دفاعی انکار و اختلال شخصیت خودشیفته با میزان نشانه‌های منیک ارتباط داشت.

    درمان شناختی رفتاری

    درمان شناختی رفتاری می‌تواند مداخله موثری برای درمانجویان مبتلا به اختلال دو قطبی باشد تا به آنها کمک شود با دوره‌هایی که نشانه‌های آنها شروع به نمایان شدن می‌کنند، قبل از اینکه تمام عیار شوند، مقابله کنند.

    متخصصان بالینی که افراد مبتلا به اختلال دو قطبی را درمان می‌کنند، معمولا ابتدا به مداخله‌های دارویی روی می‌آورند. با این حال آنها مداخله‌های روان‌شناختی را نیز ادغام می‌کنند که برای کمک به پرورش دادن راهبردهای بهتر، جهت به حداقل رساندن برگشت دوره های افسردگی یا منیک، تدارک دیده شده‌اند.

    آموزش روانی، جنبه بسیار مهم درمان افراد مبتلا به اختلال دو قطبی است تا به آنها کمک شود از ماهیت اختلال خود آگاه شوند و علاوه بر این بدانند که دارو در کنترل کردن نشانه‌های آنها اهمیت زیادی دارد. خیلی از افرادی که دوره منیک را تجربه کرده‌اند وسوسه می‌شوند از مصرف داروی خود چشم‌پوشی کنند به امید اینکه ممکن است بار دیگر نشئه‌های هیجان انگیز دوره منیک را تجربه کنند.

    اگر آنها بتوانند نسبت به مخاطرات موجود در پیروی نکردن از دارو بینش کسب کنند و همینطور از تاثیر داروهایی نظیر لیتیوم آگاه‌تر شوند، به احتمال بیشتری از برنامه درمان تبعیت خواهند کرد.

    رویکردهای میان فردی

    درمان میان فردی و ریتم اجتماعی، نوعی رویکرد زیستی – روانی – اجتماعی به درمان افراد مبتلا به اختلال دو قطبی است که اعلام می‌دارد برگشت‌ دوره‌های افسردگی یا منیک می‌توانند به دلیل تجربه وقایع زندگی استرس‌زا، اختلالات در ریتم‌های شبانه‌روزی مثل چرخه‌های خواب و بیداری، اشتها، انرژی، و مشکلاتی در روابط میان فردی باشند.

    متخصصان بالینی که از این روش استفاده می‌کنند، بر آموزش دادن پیروی از دارو به درمانجویان و کاوش احساسات آنها در مورد اختلال، استفاده کرده و به آنها کمک می‌کنند در مورد شیوه‌ای که این اختلال زندگی آنها را تغییر داده است، بینش کسب کنند.

    هدف این درمان افزایش دادن ثبات در ریتم‌های اجتماعی درمانجو است.

    متخصصان بالینی طرفدار این مدل، معتقدند که کاهش استرس میان فردی در درمانجویان مبتلا به اختلال دو قطبی، به چند دلیل اهمیت دارد:

    • اول اینکه، وقایع زندگی استرس‌زا بر ریتم شبانه‌روزی تاثیر می‌گذارند، زیرا فرد برانگیختگی بیشتر دستگاه عصبی خودمختار را احساس می‌کند.
    • دوم اینکه، شماری از وقایع زندگی، هم استرس‌زا و هم آنهایی که استرس‌زا نیستند، تغییراتی را در روال روزانه ایجاد می‌کنند.
    • سوم اینکه، عوامل استرس‌زای عمده بر خلق فرد تاثیر می‌گذارند و همچنین به تغییرات قابل ملاحظه در ریتم‌های اجتماعی منجر می‌شوند.

    متخصصان بالینی به درمانجویان کمک می‌کنند در عین حال که روابط میان فردی خود را بهبود می‌بخشند، ریتم‌ها یا روال‌های اجتماعی خود را تثبیت کنند. پژوهشگرانی که از این مدل درمان استفاده می‌کنند معلوم کرده‌اند که این نوع درمان روانی – اجتماعی فشرده، عملکرد رابطه و رضایت از زندگی را در افراد مبتلا به اختلال دو قطبی بهبود می‌بخشد، مخصوصا هنگامی که با مداخله‌های دارویی ترکیب شده باشد.

    هولون و پونیاه (2010) پس از بازبینی نتایج تقریبا تمام تحقیقات منتشر شده در مورد مداخله‌ها برای اختلالات خلقی، نتیجه گرفتند که درمان شناختی – رفتاری و رفتاری قوی‌ترین حمایت را دریافت کرده‌اند. افراد مبتلا به اختلالات افسردگی یا دو قطبی شدیدتر نیز غیر از تاثیرات دارو و حتی بیشتر از آن، از درمان شناختی – رفتاری، میان فردی و رفتاری بهره‌مند می‌شوند.

  • استرس و اضطراب

    استرس و اضطراب

    برخی از افراد تفاوت بین استرس و اضطراب را نمی‌دانند. استرس پاسخ طبیعی و فیزیکی ذهن و بدن به وقایعی است که باعث می‌شود شما احساس خطر کنید؛ ولی اضطراب احساس ترس، نگرانی یا ناراحتی است که هم می‌تواند در واکنش به استرس به‌وجود بیاید یا اینکه دلیل آشکار و معلومی نداشته باشد. در ادامه با چند مثال توضیح بیشتری خواهیم داد.

    هم استرس و هم اضطراب علائم عمدتا یکسانی دارند.

    علائم مشترک استرس و اضطراب

    • مشکل خواب: فرد درگیر با استرس و اضطراب ممکن است به‌سختی وارد خواب عمیق شود و خواب سبکی داشته باشد و با کوچکترین صدا بیدار شود، یا مدتی طول بکشد تا به‌خواب برود. ممکن است در نیمه خواب، بیدار شود و دیگر نتواند بخوابد.
    • مسائل گوارشی: ممکن است از یکی یا چندی از حالات تهوع، استفراغ، دل‌درد، معده‌درد، اسهال و یا یبوست رنج ببرد.
    • مشکل در تمرکز: ذهنش مدام پرت می‌شود. کتاب خواندن برای او سخت است. چند جمله می‌خواند و افکار مزاحم اجازه مطالعه نمی‌دهند.
    • تنش عضلانی: معمولا ناخوداگاه گردن یا کمر یا عضلات پا و ران خود را منقبض و سفت می‌کند و وقتی عضله گرفت از درد متوجه می‌شود که عضلات خود را سفت کرده است. مدیتیشن و یوگا به این مشکل کمک زیادی خواهند کرد. با آگاه بودن به وضعیت عضلات به محض شروع انقباض می‌توان آن را متوقف کرد.  
    • تحریک پذیری یا عصبانیت: حالتی است که در آن فرد با کوچکترین اتفاق، ناراحت یا عصبانی می‌شود و واکنش نشان می دهد.

    استرس و اضطراب لزوما بد نیستند. مثلا استرس در شب امتحان باعث می‌شود که بیشتر درس بخوانید، ولی اگر استرس بیش ازحد باشد، تمرکز لازم برای درس خواندن را از دست می‌دهید.

    استرس و اضطراب باید کنترل شده باشند تا در زندگی روزمره و معمولی، اختلالی ایجاد نکنند و تاثیر بدی بر سلامت روانی و جسمانی نداشته باشند.

    سایر علائم استرس

    • سرگیجه
    • سردرد
    • افزایش تعریق
    • احساس غرق شدن
    • بی قراری
    • تغییرات در اشتها
    • افزایش ضربان قلب

    سایر علائم اضطراب

    • فرد مضطرب احساس می‌کند که اتفاق خیلی بدی در شرف وقوع است. دل‌شوره دارد.
    • دست و پای او سوزن‌سوزن می‌شود یا خواب می‌رود.
    • مه ابری (Brain Fog): شرایطی است که در آن فرد دچار یک حالت گیجی و منگی می‌شود و کاملا هوشیار نیست و تمرکز ندارد.

    تفاوت بین استرس و اضطراب

    استرس معمولا با یک موقعیت خاص مرتبط است و هنگامی که آن مشکل حل شود استرس نیز برطرف می‌شود. مثلا پس از قبولی در امتحان استرس شما از بین می‌رود. البته به این معنی نیست که استرس همیشه کوتاه مدت است، بلکه استرس مزمن، یک استرس طولانی است که در فشارهای طولانی مانند داشتن یک شغل سخت یا درگیری خانوادگی به‌وجود می‌آید.

    اضطراب همیشه یک عامل به‌وجودآورنده خاص ندارد.

    آیا استرس و اضطراب می‌توانند به یکدیگر تبدیل شوند؟

    درحالی‌که استرس و اضطراب متفاوت هستند اما ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. در برخی موارد استرس می‌تواند باعث اضطراب شود.

    چگونه تشخیص دهیم که در حال تجربه استرس یا اضطراب هستیم؟

    ممکن است زمان تعویض لاستیک ماشین شما رسیده باشد ولی به دلایلی آن را عقب انداخته باشید و در هنگام رانندگی استرس داشته باشید که اتفاقی برای لاستیک‌ها و درنتیجه برای شما بیفتد. پس از تعویض لاستیک‌ها استرس شما از بین خواهد رفت ولی اضطراب هیچ دلیل آشکاری ندارد و حتی اگر شما تصور می‌کنید که دلیل واضحی دارد بااین‌حال پس از حل آن مشکل، باز هم علائم آن را تجربه می‌کنید.

    چه چیزی باعث استرس و اضطراب می‌شود؟

    استرس معمولا در پاسخ به فشار فیزیکی یا روانی اتفاق می‌افتد. این اتفاق ممکن است شامل یک تغییر بزرگ در زندگی باشد مثلا:

    • جابه‌جایی خانه
    • شروع سال تحصیلی جدید
    • شروع یک شغل جدید
    • مبتلا شدن به یک بیماری
    • مبتلا شدن یکی از اعضای خانواده یا دوستان به بیماری
    • مرگ یکی از اعضای خانواده یا دوستان
    • ازدواج کردن
    • بچه‌دار شدن

    گاهی نیز دلایل استرس به مسائل مربوط در زندگی ارتباطی ندارد، مثلا داشتن یک لیست طولانی از کارهای عقب افتاده، شرکت در یک جلسه کاری بزرگ یا به پایان رسیدن زمان انجام یک پروژه، باعث استرس می‌شود.  

    اختلالات مرتبط با استرس و اضطراب

    استرس و اضطرابی که به‌طور مکرر اتفاق بیفتد و یا شدیدتر از یک استرس نرمال باشد می‌تواند نشانه‌های یک بیماری زمینه‌ای باشد، از جمله:

    • اختلال اضطراب فراگیر: این یک اختلال اضطراب رایج است که مشخصه آن نگرانی غیر قابل کنترل می‌باشد. گاهی اوقات نگران هستند که اتفاقات بدی برای آنها یا عزیزانشان رخ دهد. برخی مواقع حتی نمی‌توانند علت اضطراب خود را شناسایی کنند.
    • اختلال هراس: این حالت باعث حملات پانیک می‌شود که لحظات ترس شدید همراه با تپش قلب، تنگی نفس و ترس از مرگ است.
    • اختلال استرس پس از سانحه: وضعیتی است که در نتیجه یک تجربه آسیب‌زا اتفاق می‌افتد و در آن باعث فلاش بک اتفاقات آن حادثه وحشتناک و یا اضطراب می‌شود.
    • اختلال اضطراب اجتماعی: این وضعیت باعث ایجاد احساس شدید اضطراب در موقعیت‌هایی می‌شود که شامل تعامل با دیگران است.
    • اختلال وسواس اجباری: این حالتی است که باعث ایجاد افکار تکراری و اجبار به انجام برخی اعمال می‌شود.

    تکنیک‌هایی برای مدیریت استرس و اضطراب

    معمولا هر از گاهی استرس و اضطراب را تجربه می‌کنید، استراتژی‌هایی برای کنترل کردن استرس و اضطراب وجود دارد.

    به نحوه واکنش بدن و ذهن خود به موقعیت‌های استرس‌زا و مضطرب کننده توجه کنید. بار دیگر که این اتفاق استرس‌زا رخ داد، می‌توانید واکنش خود را کنترل کنید.

    برخی تغییرات سبک زندگی می‌تواند به کاهش علائم استرس و اضطراب کمک کند. این تکنیک‌ها را می‌توان در کنار درمان‌های پزشکی برای مقابله با اضطراب استفاده کرد.

    تکنیک‌های کاهش استرس و اضطراب

    • محدود کردن مصرف کافئین و الکل
    • خواب کافی
    • ورزش منظم
    • مدیتیشن
    • اختصاص دادن وقت آزاد برای فعالیت‌هایی که باعث شادی شما می‌شوند.
    • احساسات و چیزهایی که باعث استرس شما می‌شوند را یادداشت کنید.
    • تمرینات تنفسی
    • صحبت کردن با عزیزان در مورد احساس خود

    چه زمانی باید به روانپزشک مراجعه کرد؟

    بهتر است هر زمانی که استرس و اضطراب، زندگی روزمره شما را تحت تاثیر قرار داد، با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید. یک درمانگر خوب می‌تواند به شما کمک کند تا عوامل استرس‌زا را در زندگی خود شناسایی کنید و از مکانیسم‌هایی برای به حداقل رساندن تاثیرات آنها استفاده کنید.

    درمان استرس و اضطراب

    بسیاری از انواع درمان می‌توانند به کاهش استرس و اضطراب کمک کنند. رویکردهای مختلفی در درمان اختلالات اضطرابی وجود دارد.

    • درمان شناختی رفتاری: به شما می‌آموزد افکار و رفتارهای اضطراب‌زا را بشناسید و روی آنها کار کنید.
    • مواجهه درمانی: شامل قرارگرفتن تدریجی فرد مضطرب در معرض موارد اضطراب‌زا است.
    • درمان پذیرش و تعهد: به شما می‌آموزد که چگونه احساسات منفی را بپذیرید.

    بسته به علائم شما ممکن است داروهایی را برای از بین بردن اضطراب مانند سرترالین یا پاروکستین تجویز کنند. در برخی موارد نیز ممکن است روانپزشک بنزودیازپین‌هایی مانند دیازپام یا لورازپام را تجویز کند. اما به دلیل خطر وابستگی، کوتاه‌مدت مصرف می‌شوند.

    سخن پایانی

    می‌دانیم که مقداری استرس و اضطراب در زندگی طبیعی است. اما اگر در زندگی شما اخلال ایجاد کرد و بر خواب و تغذیه و گوارش شما تاثیر گذاشت بهتر است که با یک روانپزشک و روانشناس مشورت کنید. روانپزشک در صورت نیاز دارو تجویز می‌کند و روانشناس رواندرمانی را شروع می‌کند. استرس و اضطراب در صورت درمان نشدن ممکن است باعث ابتلای فرد به افسردگی شود.

  • افسردگی چیست؟ علائم، دلایل و درمان

    افسردگی چیست؟ علائم، دلایل و درمان

    افسردگی یک بیماری شایع روانی است که به سرماخوردگی روانی نیز شناخته می‌شود.

    علائم افسردگی اساسی

    در دوران افسردگی خلق فرد به‌شدت تغییر کرده و غمگین می‌شود. ولی آیا فقط غمگین بودن نشان‌دهنده افسردگی است؟

    • غمگین بودن و نا‌امید‌بودن از مهم‌ترین علائم هستند.
    • فرد مانند قبل از انجام کارهای لذت‌بخش، لذت نمی‌برد.
    • تغییر در اشتها، دیگر علامت است، بعضی افراد، اشتهای خود را از دست می‌دهند و لاغر می‌شوند و تعداد کمتری از افراد دچار افزایش اشتها می‌شوند و افزایش وزن پیدا می‌کنند.
    • تغییر در الگوی خواب در میان این افراد اتفاق می‌افتد که شامل بی‌خوابی و پر‌خوابی می‌شود. ممکن است فرد افسرده به سختی بخوابد و تا نیمهٔ روز بعد، در رخت‌خواب بماند.
    • نداشتن انرژی در میان اکثریت افراد مبتلا دیده می‌شود، فرد افسرده اغلب اوقات احساس خستگی می‌کند.
    • توانایی تمرکز فرد افسرده کاهش پیدا می‌کند.
    • احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه در میان افراد افسرده زیاد دیده می‌شود که متاسفانه یکی از دلایل مهم داشتن افکار خودکشی است.
    • انسان افسرده خود را به‌دلیل داشتن خلق پایین و نا‌امید‌بودن سرزنش می‌کند، خود را سرزنش می‌کند که چرا مثل قبل پرانرژی نیست. چرا الگوی خواب و خوراک او تغییر کرده‌ است. او خود را مقصر حال بد خود می‌بیند و خود را سرزنش می‌کند.

    در صورت داشتن افکار خودکشی سریع باید به یک روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید.

    برخی از زنان قبل از شروع عادت ماهیانه دچار خلق افسرده، تحریک‌پذیری (به راحتی ناراحت، نگران یا عصبانی می‌شوند) و اضطراب می‌شوند. این علائم در هفتهٔ آخر قبل از پریود شروع شده و ظرف چند روز پس از شروع پریود نا‌پدید می‌شوند. این نوع سندروم، ملال پیش از قاعدگی نامیده می‌شود (PMD).

    دلایل ابتلا به افسردگی

    تاثیرات ژنتیک بین 30 تا 40 درصد است.

    نظریه‌پردازان روان‌کاوی اظهار داشته‌اند که افراد مبتلا به اختلالات دپرشن، در اوایل عمر خود متحمل فقدانی شده‌اند که در سطح عمیق روانی، بر آنها تاثیر گذاشته است.

    در رویکرد رفتاری، افراد افسرده از زندگی کناره‌گیری می‌کنند، زیرا دیگر مشوقی برای فعال بودن ندارند.

    در دیدگاه شناختی اعتقاد بر این است که افکار نادرست فرد، منجر به ابتلای او به دپرشن می‌شود. افراد مبتلا به اختلالات دپرشن، همواره به صورت منفی فکر می‌کنند. در مورد خود، دنیا و آینده نظر منفی دارند. احساس شکست، عزت نفس آنها را شدیدا پایین می‌آورد که باعث می‌شود احساس کنند نمی‌توانند چیزی را که به آن نیاز دارند تا در مورد خودشان احساس خوب کنند، داشته باشند. آنها تصور می‌کنند که آدم درمانده و بی‌ارزشی هستند و تلاش‌های آنها برای بهبود بخشیدن به زندگی‌شان، محکوم به شکست است. آنها در جریان تجربه‌های روزمره خود تعبیرهای غلط می‌کنند.

    کمال‌گرایی یکی دیگر از دلایل ابتلا به دپرشن است. وقتی شما به عنوان یک دانش‌آموز یا دانشجو یا کارمند اهدافی سخت و خارج از توان را برای خود قرار می‌دهید، در رسیدن به اهداف ناکام مانده و احساس شکست می‌کنید. پس از آن شروع به سرزنش خود می‌کنید. سرزنش کردن خود و احساس گناه و ناکافی بودن یکی از دلایل مهم ابتلا به دپرشن است.

    هر انسانی باید دست از مقایسه و مسابقه با دیگران بردارد و فقط دستاوردهای فعلی خودش را با دستاوردهای قبلی خود مقایسه کند. انسان افسرده با خود مهربان نیست. به خود سخت می‌گیرد، از خود توقع زیاد دارد و خودش را با دیگران مقایسه می‌کند.

    بر طبق دیدگاه اجتماعی- فرهنگی، افراد در پاسخ به شرایط زندگی استرس‌زا، دچار اختلالات دپرشن می‌شوند. این شرایط می‌تواند وقایع خاصی مثل قربانی تجاوز جنسی شدن، استرس مزمن مانند فقر، تک سرپرست بودن، داغ‌دیدگی و یا از دست دادن کار باشد.

    زنان بیشتر از مردان احتمال دارد که در معرض این عوامل استرس‌زا قرار گیرند.

    برخی از زنان، بعد از زایمان به دلیل بهم ریختگی هورمون‌ها به افسردگی پس از زایمان مبتلا می‌شوند. برخی از تحقیقات نشان داده که مردان نیز پس از تولد نوزاد به‌دلیل فشار مسئولیت‌های جدید و نقش پدری ممکن است به دپرشن مبتلا شوند.

    درمان افسردگی

    خط اول درمان، دارو‌درمانی است. فلوکستین، سیتالوپرام، سرترالین از شناخته‌‌شده‌ترین داروهای ضد‌افسردگی هستند. مصرف این داروها ممکن است عوارض جانبی مانند افزایش وزن، کاهش میل جنسی داشته باشند. 2 تا 6 هفته طول می‌کشد تا داروها تاثیر بگذارند. بعد از اینکه افسردگی فروکش کرد حداقل به مدت 6 ماه باید مصرف دارو را ادامه داد.

    علاوه بر دارو‌درمانی، روان‌درمانی برای درمان افسردگی ضروری است. روانشناس با رویکردهای مختلفی مانند درمان شناختی- رفتاری، طرحواره درمانی، واقعیت درمانی و… اقدام به روان‌درمانی می‌کند.

    تنظیم خواب شبانگاهی در درمان افسردگی خیلی موثر است.

    ورزش کردن باعث افزایش انتقال دهنده عصبی سروتونین (هورمون شادی) می‌شود.  

    تغذیه و افسردگی

    مصرف بعضی از مواد غذایی باعث افزایش ترشح سروتونین و در نتیجه کاهش افسردگی می‌شود. خوراکی‌هایی مانند: ماکارانی، بستنی، دمنوش زعفران، سنبل‌الطیب، گل گاوزبان.

    هشدار: مصرف زعفران برای زنان باردار کاملا ممنوع است. 

    مدیتیشن و افسردگی

    انجام مراقبه و مدیتیشن در کاهش استرس و اضطراب موثر است. با انجام مراقبه می‌توان افکار را کنترل کرده، افکار ناکارآمد را شناسایی کرده و اجازه تاثیرگذاری بر هیجان‌ها و رفتارهایمان را به آنها ندهیم.

    در مراقبه، بدن در حالت آرامش قرار گرفته و تلاش می‌شود تا فقط ناظر بر افکار خود باشیم. به‌آرامی نفس می‌کشیم و با تنفس منظم، عضلات را در آرامش قرار می‌دهیم.

    در مقاله بالا سعی بر این بود تا شما را به‌طور خلاصه با انواع افسردگی، دلایل و درمان آن آشنا کنیم. همیشه بشر در معرض ابتلا به افسردگی قرار داشته تا آنجا که در عصر حاضر افسردگی را به دلیل رایج بودن آن، سرماخوردگی روانی می‌نامند.

    در صورت داشتن علائم حتما برای تجویز داروهای ضدافسردگی به روانپزشک و روان‌درمانی به روانشناس مراجعه کنید. سبک زندگی خود در تغذیه و خواب و ورزش را اصلاح کرده و بدانید که سیاهی افسردگی که در زندگیتان می‌بینید به دلیل وجود ابرهای تیره‌ای است که در آسمان ذهن شما براساس ژنتیک، تفکر غلط، سبک زندگی نادرست شکل گرفته اند و به راحتی با تشخیص و درمان مناسب جای خود را به آسمان آبی و نورانی در ذهن و زندگی شما می‌دهند.